تربیت فرزند از کودکی : برای اینکه فرزند انسان به نحو شایسته ای پرورش یابد و عضو مفید و صالحی برای اجتماع باشد و با جسم سالم و فکری سالم تربیت یابد که بتواند از نعمت های مادی و معنوی بهره مند شود، به عقیده متخصصین فن تربیت و روانشناسی امروز، باید از ابتدای تولد، تربیتش شروع گردد. اما عده ای دیگر می گویند باید تربیت کودکان از سه سالگی شروع شود؛ ولی اسلام عزیز قدم را فراتر نهاده، می فرماید پدر قبل از زنا شویی و انتخاب همسر باید به فکر تربیت فرزند آینده خود باشد؛ زیرا طبق قانون توارث که مورد توجه بسیاری از روانشناسان است، شخصیت کودک و طرز افکار او همچنین عواطف و حالات روانی او، وابستگی تامی به مادر دارد و باید گفت اگر مادر از خاندان اصیل و بافضیلت و خوش سابقه باشد، قهرا این مزایا در سرشت کودک نیز پدید می آید و بالعکس اگر مادر فاقد این مزایای اخلاقی و صلاحیت خانوادگی باشد، کودک نیز همانند مادر خود تربیت می شود.[۳] . به همین دلیل پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: اَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ‏ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ‏ قَالَ الْمَرْأَهُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ ؛[۴] . اى مردم شما را زنهار می دهم از خضراء الدمن (علف هایى که در خوابگاه و طویله شتران می روید). پرسیدند یا رسول اللَّه مراد از خضراء الدمن چیست؟ فرمود: زن زیبا و خوش سیمایی که در خاندانى پست تولد یافته باشد.

رفتار با کودک : این حق فرزند است که رفتار با او، همراه مهربانی، عطوفت، رحم و شفقت باشد؛ کودکان بیش از هر کس به نوازش و مهربانی نیازمندند و باید مورد تفقد قرار بگیرند و اگر ناروایی نیز از آنان سر زد و سخنی ناسنجیده از آنان شنیده شد، باید تحمل کرد و روی بر آنان ترش نکرد، مگر در مقام تادیب و این روشی است که سنت پیامبران عالی مقام و رهبران کرام بوده است.

تعلیم و آموزش، حق فرزند : یکی از حقوق فرزند این است که در معرض آموزش و تعلیم قرار گیرد. از دیدگاه دین اسلام بر پدر مادر است که فرزندان شان را از کودکی با دین اسلام آشنا نموده و آنان را در برابر القائات گمراهان و منحرفان بیمه کنند. زیرا کودکان و نوجوانان بسیار زود به دام منحرفان اعتقادی و اخلاقی می افتند. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: وَیْلٌ‏ لِأَوْلَادِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاءٌ ؛[۵] . واى بر فرزندان آخر زمان از روش پدرانشان. عرض شد یا رسول اللَّه از پدران مشرک آن ها؟ فرمود نه، از پدران مسلمانشان که چیزى از فرائض دینى را به آن ها یاد نمی دهند و اگر فرزندان، خود از پى فراگیرى بروند منعشان می کنند و تنها از این خشنودند که آن ها درآمد مالى داشته باشند هر چند ناچیز باشد. سپس فرمود: من از این پدران برى و بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.

برخى از حقوقى كه فرزندان در گردن پدران دارند : سخن پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آمده است: أن يُحسّن اسمه ويعلّمه الكتابة ويزوجه إذا بلغ.([۲] . حقّ فرزند بر پدر : قال رسول الله (ص): «یا علی حق الوَلَدِ عَلی والِدِه اَنْ یُحسِنَ اسْمَهُ وَادَبَهُ وَیَضعَهُ مَوّْضِعاً صالِحاً» (بحارالانوار، جلد 17، ص 8) رسول اکرم (ص) به علی (ع) فرمود: «حق فرزند به پدرش این است که برای او اسم خوب انتخاب کند، خوب تربیتش نماید، و در کار شایسته‌ ای مستقرش سازد.» الإمامُ عليٌّ عليه السلام : حَقُّ الوَلَدِ علَى الوالِدِ أن يُحَسِّنَ اسمَهُ ، و يُحَسِّنَ أدَبَهُ ، و يُعَلِّمَهُ القرآنَ .نهج البلاغة : الحكمة 399. ((ان للولد علی الوالد حقّاً، و ان للوالد علی الولد حقّاً، فحقّ الوالد علی الولد ان یطیعه فی کلّ شی ء الاّ فی معصیة اللّه سبحانه، و حقّ الولد علی الوالد اَن یحسّن اسمه، و یحسّن اَدبه، و یعلّمه القرآن. نهج البلاغه، حکمت 391). امام على عليه السلام : حقّ فرزند بر پدر اين است كه نام نيكو بر او گذارد، او را نيكو تربيت كند و بدو قرآن آموزد. پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: إذا مات ابن آدم انقطع عمله إلاّ من ثلاث: صدقة جارية، أو علمٌ ينتفع به، أو ولد صالح يدعو له .([۱] . هرگاه انسانى بميرد، دست او در عمل صالح (كه پاداش دارد) قطع مى شود، مگر از سه چيز كه قبلاً نجام داده است: ۱. صدقه جاريه (مانند ساختن بيمارستان)، ۲. دانشى كه از خود به يادگار گذارد و ديگران از آن بهره مند شوند و ۳. فرزندى كه براى او دعا كند .بنابراين حتى پسر مى تواند بعد از مرگ پدر در حق او استغفار كند و يا به نيابت از او به نيازمندان نيكى كند. امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است: حقّ الولد علی والده اذا کان ذکراً أن یستفره أمّه، و یستحسن اسمه، و یعلّمه کتاب اللّه و یطهّره، و یعلّمه السباحة، و ان کانت أنثی ان یستفره اُمّها، و یستحسن اسمها، و یعلّمها سورة النور...( المحجة البیضاء، ج 3 (کتاب آداب الصحبة و المعاشرة)، ص 442؛ فروع کافی، ج 6، باب حق الأولاد، ص 48) . حق فرزند بر پدر، در صورتی که پسر باشد، آن است که مادرش را مسرور گرداند، و نام او را نیکو قرار دهد، و کتاب خدا را به او بیاموزد، و او را پاکیزه نگاه دارد، و شنا کردن را به او تعلیم دهد؛ و اگر دختر باشد، این است که مادرش را خشنود گرداند، و نامش را نیکو نهد، و سوره نور را به او تعلیم دهد. از امام رضا علیه السلام روایت شده است: جاء رجل الی النبی صلی الله علیه و آله فقال: «یا رسول الله! ما حقّ ابنی هذا؟»، قال: تحسن اسمه و أدبه، و ضعه موضعاً حسناً.( المحجة البیضاء، ج 3، ص 443 - مستدرک الوسائل، ج 15، ص 166 أبواب أحکام الأولاد، باب 60، ح 3) . مردی حضور پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد: «حق این فرزند بر من چیست؟». پیغمبر فرمود: نام و ادب او را نیکو گردانی و او را در جای شایسته خویش، قرار دهی.

كانَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يُقَبِّلُ الحَسَنَ و الحُسَينَ فقالَ عُيَينَةُ ـ و في روايَةِ غَيرِهِ : الأقرَعُ بنُ حابِسٍ ـ : إنّ لِي عَشرَةً ما قَبَّلتُ واحِدا مِنهُم قَطُّ ! فقالَ عليه السلام : مَن لا يَرحَمْ لا يُرحَمْ . و في روايَةِ حَفصٍ الفَرّاءِ : فغَضِبَ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله حتَّى التَمَعَ لَونُهُ و قالَ لِلرّجُلِ : إن كانَ اللّه ُ قَد نَزَعَ الرَّحمَةَ مِن قَلبِكَ فما أصنَعُ بِكَ ؟! مَن لَم يَرحَمْ صَغيرَنا و لَم يُعَزِّزْ كَبيرَنا فلَيسَ مِنّا . (بحار الأنوار : 43/282/49.( رسول خدا صلى الله عليه و آله حسن و حسين را مى بوسيد . عيينه ـ و در روايت ديگرى: اقرع بن حابس ـ گفت: من ده فرزند دارم و هرگز يكى از آنان را نبوسيده ام. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه مهر نورزد، با او مهر ورزى نشود . و در روايت حفصِ فرّاء آمده است: رسول خدا چنان خشم گرفت كه رنگش برگشت و به آن مرد فرمود: اگر خداوند رحم و مهربانى را از دل تو كنده است، من با تو چه كنم؟! كسى كه با خردسالان ما مهربان نباشد و به بزرگ سالانمان احترام نگذارد، از ما نيست. در مكارم الاخلاق نقل شده است : انّ رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم قبَّل الحسن و الحسين عليهماالسلام فقال الاقرعُ ابنُ حابس : انَّ لى عشرة من الاَولاد ما قَبَّلتُ واحد منهم ، فقال : ما علىَّ ان نزَع اللَّه الرحمة منك. [مكارم الأخلاق : 1/474/1625.]روزى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم دو فرزندشان امام مجتبى و سيدالشهدا عليهماالسلام را مى بوسيدند، يكى از اصحاب به نام اقرع بن حابس حضور داشت؛ گفت : يا رسول اللَّه من ده فرزند دارم كه هيچ يك از آنها را نبوسيده ام ؛ حضرت فرمودند: من بايد چه كنم كه خدا مهربانى را از دل تو برگرفته است ؟ - تو معنا و مفهوم مهربانى را نمى فهمى ! مرحوم صاحب وسايل الشيعه ، روايتى را از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه حضرت فرمودند: اءَكثِروا مِن قُبلَةِ اءَولادِكم فانَّ لكم بكُلّ قُبلَة دَرَجَة فى الجَنَّة مَسِيرَةَ خَمسَمِائَةِ عَام (روضة الواعظین، صفحه 369). فرزندانتان را زياد ببوسيد؛ خداوند متعال به ازاى هر بوسه به فرزند يك درجه در بهشت به انسان مى دهد . پيامبرخدا صلي الله عليه و آله: مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً وَمَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّه ُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَمَنْ عَلَّمَهُ القُرْءانَ دُعِىَ بِالْأَبَوَيْنِ فَيُكْسَيانِ حُلَّتَيْنِ يَضىءُ مِنْ نُورِهِما وُجُوهُ أَهْلِ الْجَنَّةِ. (الكافى، ج 6، ص 49.( از پيامبرخدا صلي الله عليه و آله: هر كس فرزند خود را ببوسد، خداوند بزرگ و بِشكوه براى او كار نيكى مى نويسد. و هر كس فرزند خويش را شادمان كند، خداوند نيز در روز قيامت وى را شادمان مى كند. و هركس به فرزندش قرآن بياموزد، آن فرزند [در روز قيامت] همراه پدر و مادرش فرا خوانده مى شود تا دو جامه بر تن آن دو بپوشند به گونه اى كه چهره هاى بهشتيان از فروغشان بدرخشد. . در روايت ديگرى رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : مَن قَبَّلَ وَلدَهُ كَتَبَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ لَهُ حَسَنَةً ، و مَن فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّه ُ يَومَ القِيامَةِ ، و مَن عَلَّمَهُ القرآنَ دُعِيَ بالأبَوَينِ فيُكسَيانِ حُلَّتَينِ يُضيءُ مِن نُورِهِما وُجُوهُ أهلِ الجَنَّةِ .(الكافي : 6/49/1.( پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه فرزند خود را ببوسد، خداوند عزّ و جلّ براى او يك ثواب مى نويسد و هر كه فرزندش را شاد كند، خداوند در روز قيامت او را شاد مى سازد و هر كه به او قرآن بياموزد [در روز قيامت ] پدر و مادرش فرا خوانده مى شوند و دو جامه بر آنان پوشانده مى شود كه از درخشش آن صورت بهشتيان مى درخشد. مرحوم مجلسى در بحارالانوارنكته اى را درباره سيره رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم نقل مى كند كه : امام كاظم عليه السلام : كانَ النَّبىُّ صلي الله عليه و آله اِذا اَصْبَحَ مَسَحَ عَلى رُؤوسِ وُلْدِهِ وَ وُلْدِ وُلْدِهِ؛ (عدة الداعى، ص 79) هرگاه صبح مى شد پيامبر صلي الله عليه و آله دست نوازش بر سر فرزندان و نوه هاى خود مى كشيدند . پيامبر صلي الله عليه و آله : اَحِبُّوا الصِّبْيانَ وَ ارْحَمُوهُمْ، وَ اِذا وَ عَدتُموهُمْ شَيْئا فَفُوا لَهُمْ ، فَاِنَّهُمْ لايَدْرونَ اِلاّ اَ نَّـكُمْ تَرْزُقونَهُمْ ؛ (كافى ، ج 6، ص 49، ح 3) كودكان را دوست بداريد و با آنان مهربان باشيد و هرگاه به آنان وعده داديد ، به آن وفا كنيد ، زيرا آنان ، روزى دهنده خود را كسى غير ازشما نمى دانند. روايتى را مرحوم مجلسى دربحارالانوارنقل مى كند كه : انَّ النبىَّ صلَّى اللَّه عليه و آله وسلم كان يُصَلِّى يَوما فى فِئَة و الحسين عليه السلام صَغير بالقُرب منه ، فكان النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم اذا سجَد جاء الحسين فرَكب ظَهرَه ، ثمَّ حرَّك رِجلَيه و قال : حَل حَل ، فاذا اءَراد رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم اءن يَرفَعَ راءسَه ، اءخَذه فوضَعه الى جانبه فاذا سجَد عاد على ظهرِه ، و قال : حَل حَل ، فلَم يَزَل يفعلُ ذلك حتى فرَغ النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم مِن صلاتهِ، فقال يهودىّ: يا محمَّد! انَّكم لَتَفعلون بالصِّبيَان شيئا ما نَفعله نحن ، فقال النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم : اءمَّا لو كنتم تؤ مِنون باللَّه و رسوله ، لَرَحِمتُم الصبيان قال : فانّى اُؤ مِنُ باللَّه و برسوله ، فاءسلَمَ لمّا راءى كرمَه مع عِظَمِ قَدرِه. (بحار الأنوار، ج 43، ص 296) . روزى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم همراه با جماعتى در حال نماز بودند و امام حسين عليه السلام هم كه طفلى بود، در نزديكى حضرت نشسته بود. وقتى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم به سجده مى رفتند، امام حسين عليه السلام بر پشت پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم مى نشست و دو پاى كوچك خود را حركت مى داد و به همان لسان خود و به تعبير ما هِى هِى مى كرد. وقتى حضرت سجده شان تمام مى شد و مى خواستند سر از سجده بردارند، اين طفل كوچك را مى گرفتند و در كنار خودشان قرار مى دادند و به سجده مى رفتند. دوباره امام حسين عليه السلام روى پشت جدشان مى نشست و همان كلمات را تكرار مى كرد و اين كار تكرار شد تا نماز پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم به پايان رسيد. يكى از يهوديان آن جا ايستاده بود و اين منظره را تماشا مى كرد. گفت : رفتار شما با بچه هايتان برخلاف رفتار ما با آنها است . حضرت فرمودند: شما اگر به خدا و پيغمبرتان ايمان مى داشتيد، نسبت به كودكانتان مهربان بوديد زيرا محبت و مهربانى به فرزند دليل بر ايمان است . سپس يهودى گفت : ايمان آوردم به خدا و رسولش و اسلام آورد به خاطر اين كرمى كه از پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ديد با آن بزرگى مقام و منزلت ايشان . اين بدان دليل بود كه معمولا انسان وقتى افرادى صاحب مقام را مى بيند، جاه و جلال او چشم بيننده را پر مى كند و تصويرى از او مى سازد كه مثلا او نسبت به فرزند، همسر و خانواده با ديگران فرق مى كند؛ در حالى كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم در عواطف انسانى ، يك انسان متعادل بود؛ مثل ساير انسان ها. نسبت به فرزند علاقه مند بود و شايد از نظر عاطفى در اوج بود و اين چيزى بود كه براى آن يهودى غير قابل باور بود. امام صادق عليه السلام مى فرمايند: انّ اللَّه ليرحم الرجل لشدةِ حبِّه لولده (مكارم الاخلاق طبرسي جلد1صفحه219) . خداوند به فرد، به خاطر شدت مهربانى او به فرزندش رحم مى كند . امام رضا عليه السلام : وَقِّرُوا كِبارَكُمْ وَ ارْحَمُوا صِغارَكُمْ وَ صِـلُـوا اَرْحـامَـكُمْ؛ (عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 265) به بزرگترهايتان احترام بگذاريد و با كوچكترها مهربان باشيد و صله رحم نماييد . عن امام صادق عليه السلام : ليسَ مِنّا مَن لَم يُوَقِّرْ كبيرَنا و يَرحَمْ صَغِيرَنا .(الكافي : 2/165/2) از ما نيست كسى كه به بزرگسالان ما حرمت ننهد و با خرد سالانمان مهربان نباشد . اميرالمؤ منين عليه السلام فرمودند: لِيَتَأَسَّ صَغِيرُكُمْ بِكَبِيرِكُمْ، وَ لْيَرْأَفْ كَبِيرُكُمْ بِصَغِيرِكُمْ؛ وَ لَا تَكُونُوا كَجُفَاةِ الْجَاهِلِيَّةِ، لَا فِي الدِّينِ يَتَفَقَّهُونَ وَ لَا عَنِ اللَّهِ يَعْقِلُونَ، كَقَيْضِ بَيْضٍ فِي أَدَاحٍ يَكُونُ كَسْرُهَا وِزْراً، وَ يُخْرِجُ حِضَانُهَا شَرّاً. (خطبه 166 نهج البلاغه) . البته بايد كوچكترها تابع بزرگ ترها باشند و به آنان احترام بگذارند و بزرگ ترها هم بايد به كوچك ترها راءفت و رحمت داشته باشند و مانند سنگ دلان دوران جاهليت نباشند كه نه چيزى مى فهميدند و نه در باره خدا مى انديشيدند. مانند تخم پرنده اى در گودالى در ريگستان كه شكستن آن گناه است و اگر نشكنندش بسا از درون آن مارى زايد . رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم راجع به دخترش فاطمه زهرا عليهاالسلام مى فرمايند: انّ فاطمه بضعَة منِّى. فاطمه عليهاالسلام پاره تن من است . عنه صلى الله عليه و آله : إنّ فاطمةَ بَضْعةٌ مِنّي ، وهي نورُ عَيْني ، وثَمَرةُ فُؤادي ، يَسوؤني ما ساءها ، ويَسُرُّني ما سَرَّها ، وإنّها أوّلُ مَن يَلْحَقُني مِن أهلِ بيتي . (الأمالي للصدوق : 575 / 787 .( فاطمه پاره تن من است. او نور ديده و ميوه دل من است. آنچه او را ناراحت كند، مرا نيز ناراحت مى كند و آنچه او را شاد سازد، مرا شاد مى سازد. او نخستين فرد از خاندان من است كه به من مى پيوندند.

فرزند؛ نعمت و هديه الهى

یکی از نعمت‌های الهی به انسان، فرزند است. نخستین موجودات انسانی یعنی آدم (ع) و حوا آرزوی داشتن فرزند را داشتند. خداوند این آرزوی آنان را نیز برآورده ساخت. خداوند در آیات ۸۳ تا ۱۰۱ سوره صافات از دعا و خواسته و آرزوی حضرت ابراهیم(ع) در فرزند داشتن وی سخن گفته است. همین آرزو را حضرت زکریا(ع) داشت و به خداوند عرضه کرد که مراتک وتنها وبی ‌وارث قرار مده!(انبیاء، آیه۸۹؛ آل عمران، آیه۳۸؛ مریم، آیات۶و۸) . لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ (آیه 49 سوره شوری) مالکیّت و فرمانروایی آسمان ها و زمین فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد می آفریند، به هر کس بخواهد دختر عطا می کند و به هر کس بخواهد پسر می بخشد ؛ امام صادق علیه ‌السلام می‌فرماید: مِیرَاثُ اللَّهِ مِنْ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ الْوَلَدُ الصَّالِحُ یَسْتَغْفِرُ لَهُ ارث خداوند به بنده مؤمن ‌‌‌اش، فرزند صالحی است که برای وی استغفار کند. از نظر آموزه‌های قرآنی فرزند داری مهم و اساسی است و پسر و دختر بودن هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کند؛ زیرا بقای نسل برخلاف تصور عوامانه تنها به پسر نیست، بلکه با دختر نیز اتفاق می‌افتد. از این رو در آیات قرآن حضرت عیسی(ع) به حضرت ابراهیم(ع) نسبت داده شده است در حالی که از طریق مادر به آل عمران(ع) و حضرت ابراهیم(ع) می‌رسید. پیامبر اکرم(ص) نیز نسل خود را از طریق فاطمه(س) دارد و حسنین(ع) به عنوان فرزندان پیامبر(ص) معروف هستند . در تفکر جاهلی گفته می‌شد که: بنونا بنو ابنائنا و بناتنا بنوهن ابناء الرجال الاباعه؛ فرزندان ما فرزندان پسران ما هستند و اما فرزندان دختران ما پسران مردان بیگانه‌ اند. در آموزه‌های اسلامی، دختر رحمت است که از آن بازخواست نمی‌شود، در حالی که از پسر که نعمت است بازخواست خواهد شد. امام صادق(ع) می‌فرماید: اَلبَنونَ نَعیمٌ وَ البَناتُ حَسَناتٌ وَ الله یَسألُ عَنِ النَّعیمِ وَ یُثیبُ عَلَی الحَسَنات؛ پسران نعمت و دختران حسنه هستند و خداوند از نعمت سؤال می‌کند و بر حسنه پاداش داده می‌دهد.(وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۹۹) پیامبر (ص) در بیان علت رحمت بودن دختر می‌فرمایند: چه فرزند خوبی است دختر! هم پر محبت است، هم کمک کار، هم مونس است و هم پاک و پاک‌کننده.(مکارم الاخلاق، ص۵۴) امام صادق(ع) می‌فرماید: آنگاه که انسان دارای دختری شود، خداوند ملکی را به سوی او می‌فرستد و بال خویش بر سر و سینه آن دختر می‌گسترد- آن کس که هزینه دختر را تأمین کند به او کمک می‌شود.(وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۰۴) . در روایات اسلامی آمده که وقتی دختری در خانواده‌ای متولد می‌شود، ناودانی از رحمت خدا به سوی خانواده گشوده می‌شود.(تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۲۷۵) . و هم چنین آمده که وجود زن و دختر در خانه خود مایه رحمت و برکت آن خانه است؛ یعنی زنان اگرچه کاری اقتصادی نداشته باشند و به خانه داری بپردازند، مایه برکت و موجب گشایش و ریزش رحمت حق هستند.(دفاع از حقوق زن، محمد حکیمی، ص۱۶۲)

توصیه‌های کاربردی به خانم‌های باردار --- حقوق نوزاد --- خط قرمزهای قرآن و حدیث برای مادران باردار --- مقاله حق فرزندان در دانشنامه جهان اسلام --- مقاله حقوق کودک در دانشنامه جهان اسلام --- بررسی حقوق فرزند بر والدین و ارتباط این حقوق با تربیت و تأدیب وی


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی

تاريخ : دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ | 8:25 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |