اخلاق قرآنی- رعایت حقوق پدرومادر

هشتاد حق والدين گردن فرزندان را که در کتاب رساله ي حقوق امام سجاد عليه السلام آمده است : از اربعین سلیمانى نقل شده که والدین را بر فرزند، هشتاد حق است: چهل، در حال حیات ایشان و چهل، در حال ممات آنها. اما آن چهل که در حال حیات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است . ده حق به تن : 1- به آن دو خدمت کند حق تعالی فرمود: وَاخفِض لَهُما جَناحَالذُّلِ مِنَ الرّحمةِ (سوره ی اسرا آیه ی 24) و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان (پدر و مادر) بگستران. محمد بن فکدر گوید: برادرم نماز شب می‌خواند ولی من پای مادرم را که مریض بود ماساژ می‌دادم و دوست ندارم که ثواب برادرم برای من باشد و ثواب من برای مادرم. 2- کمال حرمت آن دو را نگاه دارد و احترام نماید. 3- جلوی آن ها ننشسته و پشت سر ایشان قرار گیرد. 4- فرمان آن ها را اگر شارع مقدس نهی نکرده، انجام دهد و از نهی آن ها اگر واجب شرعی نباشد، پرهیز و خود داری کند .5- روزه ی مستحبی را با اجازه ی آنان بگیرد. 6- بدون رضای ایشان به سفر غیر واجب عینی نرود. 7- چون آنان ظاهر شوند، برای آنان برخیزد و تا اجازه ندهند، ننشیند، بلکه پایین تر بنشیند. 8- در وقت راه رفتن پشت سر آنان راه رود، مگر در جای گِل، یخ، خطر و شب تار. 9- همیشه با مهربانی به آنان نگاه کند. 10- همواره آماده ی خدمت به آنان باشد. ده حق به زبان : 1- با تندی با آنان سخن نگوید. 2- صدایش را بر آن ها بلند نکند. 3- گستاخی و پرخاش نکند. 4- آنان را به نام نخواند، بلکه بگوید مادر جان، پدر بزرگوارم. 5- سخن ایشان را قطع نکند. 6- به امر آن ها را خطاب نکند. 7- به نهی و عتاب با آنان سخن نگوید. 8- بر آنان فریاد نزند. 9- به آن دو اف نگوید و سر برنگرداند. 10- با ایشان با ادب سخن بگوید. ده حق به قلب : 1- همیشه با آن دو رئوف باشد و ترحم کند. 2- آن دو را همیشه دوست داشته باشد، اگر چه از لحاظ مالی آن ها در مضیقه باشند، اگر چه خیال کند به وی خوبی نکرده اند، اگر وی را به ناحق بزنند. حضرت رسولخدا(ص) می فرمود« دوستی پدرت را نگه داری کن و قطع نکن که خدا نور تو را خاموش می کند، رسومات خوب پدر از قبیل نذورات، اطعام و انجام مجالس تبلیغ و روضه ی آنان را حفظ کند. 3- شادی آن دو ، شاد باشد. 4- در غم آن دو شریک و غم خوار آنان باشد. 5- با دشمنان پدر و مادر خود دوستی نکند که آن دو می رنجند. 6- از بدگویی یا کج خویی آنان نرنجد. 7- اگر به وی ستم کردند، بر آنان خشم نکند، اگر او را زدند ، دستشان را ببوسد. 8- هر چند حق آنان را به جا آورده، باز ترس کوتاهی و تقصیر داشته باشد. 9- همیشه در دل قصد کسب رضای آنان را داشته باشد و اگر وی را زجر دادند یا پیر و فرتوت شدند قصد آزارشان را نکند. 10- در دل طول عمر آن دو را بخواهد، هر چند از زحمت، فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشد. ده حق به مال : 1- لباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند. 2- آن ها را از طعام خویش بلکه بهتر از طعام خویش بخوراند، زیرا در هر اتفاقی پدر و مادر جلو هستند. 3- قرض آن‌ها را بدهد. 4- مخارج سفر آن دو را چه واجب و چه مستحب از زیارت بدهد. 5- اگر فوت کرده اند و حج یا نماز و روزه دارند، از جانب آن ها نایب بگیرد یا خود بخواند. 6- اگر مسکن و خانه ندارند، برای آن دو تهیه کند یا اجاره ی خانه ی آن ها را بدهد. 7- از مال خود در اختیارشان گذارد که هرگاه نیاز یابند، رفع نیاز کنند. 8- امور آنان را از پزشک، دارو، تعمیرات مسکن، وصول طلب، امور اداری و … را خود انجام دهد یا مخارج آن ها را تحمل کند. 9- با مال خود به آن دو عزت بخشد. 10- مال خود را مال ایشان بداند، هر چه از اموال او بردارند و یا تصرف کنند به روی آنان نیاورد. چهل حق بعد از وفات : 1- تسریع در غسل، کفن و نماز آن دو بنماید. 2- از هزینه زیاد کفن و دفن ناراحت نشود. 3- مراسم راه طبق دستور شرع انجام دهد. 4- طبق وصیت آنان عمل نماید. 5- شب دفن صدقه بدهد، نماز وحشت بخواند. 6- اگر اهل بازار بوده حساب او را فورا تسویه کند. 7- اگر سفارش به ثلث مال خود کرده اند فورا آن را جدا کند. 8- برای آنها هر روز قرآن بخواند. 9- بعد از هر نماز برای آنان دعا کند. 10- هر روز به نیابت از آنان صدقه دهد. 11- اگر بتواند هر روز نماز مخصوص والدین را (در مفاتیح موجود است ) بخواند. 12- بر مصایب آنان صبر کند. 13- قضای نمازهای واجب آنان را بخواند یا اجیر بگیرد. 14- اگر روزه قضا بر عهده دارند ادا کند. 15- به زیارت قبر آنها رود که ثواب حج است. 16- در قبرستان قرآن و آیه الکرسی بخواند و بر آنان هدیه کند. 17- وقتی به زیارت یکی از مشاهد مشرفه می‌رود از طرف انان هم زیارت کند. 18- به نیابت آنان به عمره رود. 19 به نیابت از آنان حج واجب انجام دهد. 20- اگر کسی از آنان ناراحت باشد او را به زبان یا راه دیگر راضی کند و حلالیت بگیرد. 21- برای آنان رد مظالم بدهد. 22- سنت‌های حسنه آنان را احیا کند. 23- اگر سفره اطعامی داشتند احیا کند. 24- اگر کار خیر ناتمامی از آنان باقی مانده تمام کند. 25- اگر احیانا مالی را غصب کرده اند برای خلاصی آن را به صاحبش برگرداند. 26- به پدر و مادر کسی بد نگوید که به پدر و مادر او بد بگویند. 27- در جامعه کاری نکند که مردم به پدر و مادر او بد بگویند که عاق می شود. 28- با مردم به نیکی رفتار نماید تا پدر و مادر او را دعا کنند. 29- دوستان و آشنایان پدر و مادر را احترام کند. 30- گرفتاری رفقای پدر و مادر را رفع کند. 31- باقیات و صالحات پدر و مادر را حفظ کند. 32- به جای زیارت پدر و مادر به زیارت عمو عمه خاله و دایی برود. 33- اگر در حال حیات به حقوق آن دو کوتاهی کرده بعد از فوتشان بکوشد تا رضای آن دو را بدست آورد. 34- برای آنان خیرات مبرات و صدقات دهد. 35- احترام اسامی و قبور آنان را بهتر از حیات داشته باشد. 36- چنانچه پدر و مادر مومن بوده اند شوق لقای آنان را داشته باشد. 37- چنانچه قبر آنان ویران شده ترمیم نماید. 38- اگر خمس یا زکات بدهکارند به جای آنان ادا کند. 39- سعی کند آنها را در خواب ببیند تا ازحال آنها آگاه شود. 40- سپاسگزار خادمین پدر و مادر خود باشد . حقوق فرزندان

دررساله حقوق امام سجاد علیه السلام، به بیان برخی از حقوق افرادی که در مراوده با انسان هستند، پرداخته اند. برای اینکه زندگی انسان به بهترین صورت، شکل بگیرد و سعادت انسان را به همراه داشته باشد، حضرت (علیه السلام) در این رساله حقوقی را بیان می کنند که برخی از این حقوق صورت فقهی دارند و برخی دیگر صورت اخلاقی. در صورت توجه به این حقوق است که ارتباط به درستی و مناسب شکل می گیرد و انسان از افراط و تفریط دور می شود. یکی از این حقوقی که بیان شده است، حق پدرومادر است. در باره حق پدر : امیرمؤمنان علی (علیه ‏السلام) میفرماید: «فَحَقُّ الوَالِدِ عَلَی الوَلَدِ أن یُطیِعَهُ فِی کُلِّ شَیءٍ إلَّا فِی مَعصِیَه اللهِ سُبحَانَه؛ حقّ پدر بر فرزند این است که فرزند در هر چیزی جز معصیت خداوند، از پدر اطاعت کند».( نهج البلاغة، حکمت 399) . امام سجاد علیه السلام : وَ أَمَّا حَقُّ أَبِیکَ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ أَصْلُکَ وَ أَنَّکَ فَرْعُهُ وَ أَنَّکَ لَوْلَاهُ لَمْ تَکُنْ فَمَهْمَا رَأَیتَ فِی نَفْسِکَ مِمَّا یعْجِبُکَ.‏ فَاعْلَمْ أَنَّ أَبَاکَ أَصْلُ النِّعْمَهِ عَلَیکَ فِیهِ وَ احْمَدِ اللَّهَ وَ اشْکُرْهُ عَلَى قَدْرِ ذَلِکَ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّه‏. و اما حق پدرت آن است که بدانی که او اصل تو است و تو شاخه و فرع او. اگر نمی بود تو نیز نبودی، پس هرگاه در خود چیزی دیدی که تو را شادمان ساخت، بدان که اصل آن نعمت را از پدر داری و خدای را بر آن سپاس گو و شاکر باش. و درباره حق مادر : فَحَقُّ أُمِّکَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْکَ حَیثُ لَا یحْمِلُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَطْعَمَتْکَ مِنْ ثَمَرَهِ قَلْبِهَا مَا لَا یطْعِمُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَنَّهَا وَقَتْکَ بِسَمْعِهَا وَ بَصَرِهَا وَ یدِهَا وَ رِجْلِهَا وَ شَعْرِهَا وَ بَشَرِهَا وَ جَمِیعِ جَوَارِحِهَا مُسْتَبْشِرَهً بِذَلِکَ فَرِحَهً مُوَابِلَهً مُحْتَمِلَهً لِمَا فِیهِ مَکْرُوهُهَا وَ أَلَمُهَا وَ ثِقْلُهَا وَ غَمُّهَا حَتَّى دَفَعَتْهَا عَنْکَ یدُ الْقُدْرَهِ وَ أَخْرَجَتْکَ إِلَى الْأَرْضِ فَرَضِیتْ أَنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِی وَ تَکْسُوَکَ وَ تَعْرَى وَ تُرْوِیکَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّکَ وَ تَضْحَى . وَ تُنَعِّمَکَ بِبُؤْسِهَا وَ تُلَذِّذَکَ بِالنَّوْمِ بِأَرَقِهَا. وَ کَانَ بَطْنُهَا لَکَ وِعَاءً وَ حَجْرُهَا لَکَ حِوَاءً وَ ثَدْیهَا لَکَ سِقَاءً وَ نَفْسُهَا لَکَ وِقَاءً تُبَاشِرُ حَرَّ الدُّنْیا وَ بَرْدَهَا لَکَ وَ دُونَکَ فَتَشْکُرُهَا عَلَى قَدْرِ ذَلِکَ وَ لَا تَقْدِرُ عَلَیهِ إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ وَ تَوْفِیقِهِ‏. حق مادرت این است که دانی او تو را در جایی نگه داشته که کسی، کسی را نگه نمی دارد و از میوه دلش به تو داده که کسی به کسی نمی دهد و از تو با همه وجودش از گوش و چشم و دست و پا و موی و پوست، با شادمانی و سرور نگهبانی و نگهداری کرده و ناملایمات غم و اندوه و نگرانی ها را تحمل می کند و شادان و خرم است که تو را سیر نماید و خود گرسنه بماند، تو را بپوشاند و خود برهنه باشد، تو را سیراب کند و خود تشنه بماند، خود در آفتاب باشد و بر تو سایه افکند. با تحمل مشقت، آرامش و تنعم، تو را فراهم آورد و با پذیرش رنج و بی خوابی تو را از لذت خواب بهره مند سازد. شکمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو و سینه اش چشمه جوشانی برای رفع عطش تو و جانش فدای تو شده و سرد و گرم روزگار را به خاطر تو پذیرا گشته است، پس باید به پاس این همه محبت و زحمت، شکرگزار او باشی و هرگز نمی توانی مگر خدایت یاری کند. سفارش امام زمان عجل الله فرجه در مورد احترام به پدر : آقا سيد محمد موسوى نجفى معروف به هندى كه از اتقياء علماء و ائمه جماعت حرم امير المؤ منين (عليه السلام) است نقل كرد از جناب شيخ باقر، فرزند شيخ هادى كاظمينى مجاور نجف اشرف و ايشان از شخص ‍ مورد اعتمادى، كه آن شخص را پدر پيرى بود كه هيچ‌گونه كوتاهى نسبت به خدمتگزارى او نمى كرد حتى خودش براى او آب در مستراح مى‌برد و منتظر مى‌شد تا خارج شود و به مكانش برساند. پيوسته ملازم خدمت او بود مگر در شب چهارشنبه كه به مسجد سهله مى‌رفت و در آن شب به واسطه اعمال مسجد سهله و شب زنده دارى در آنجا از خدمت معذور بود ولى پس از مدتى ترك كرد و ديگر به آنجا نرفت از او پرسيدم چرا رفتن به مسجد سهله را ترك كردى؟ گفت چهل شب چهارشنبه به آن‌جا رفتم. شب چهارشنبه چهلم رفتنم به تأخير افتاد تا نزديك غروب. در آن وقت تك و تنها بيرون رفتم و با همان وضع به سير خود ادامه دادم تا يك سوم راه باقى ماند كم كم ماهتاب مقدارى از تاريكى شب را به روشنائى تبديل كرد. در اين هنگام شخص عربى را ديدم بر اسبى سوار است به طرف من مى‌آيد. در دل خود گفتم الان اين مرد راهزن مرا برهنه مى كند. همين كه به من رسيد با زبان عرب بدوى شروع به صحبت كرد. پرسيد كجا مى روى؟ گفتم مسجد سهله. فرمود: اوصيك بالعود! اوصيك بالعود! اوصيك بالعود سه مرتبه، عود به زبان عرب بدوى پدر پير را مى‌گويند، يعنى سفارش مى‌كنم تو را به پدر پيرت. بعد از اين سخن ناگهان از نظرم ناپديد شد. فهميدم كه او حضرت مهدى (عليه السلام ) بود و دانستم آن‌جناب راضى نيست ترك خدمت پدرم را، حتى در شب چهارشنبه. از اين رو ديگر به مسجد سهله نرفتم و اين كار را ترك نمودم.

در قرآن کریم میفرماید : وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا . و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو. (آیه 23 سوره اسراء) . رعایت حق پدر و مادر در کهن سالی : فرزند هرچه در احترام پدر و مادر و در احسان و نیکی به آنان کوشا باشد، هرگز نخواهد توانست حق آن ها را ادا کند، ولی باید به مقدار امکان سعی و کوشش داشته باشد و باید وجود آنان را به خصوص در زمان پیری که نیاز به نگهداری دارند، نعمتی از خدا بداند و این فرصت را غنیمت بشمارد و در کسب رضای الهی کوشا باشد و هرگز نباید کار خود را کافی بداند و یا بزرگ بشمارد؛ زیرا اهمیت عمل به نیت و قصد انسان است و هرگز نیت فرزند در نگهداری پدر و مادر همچون قصد و نیت آنان در نگهداری فرزند نخواهد بود. مردی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: پدر و مادرم به سن کهولت و پیری رسیده اند و نیاز فراوان به دست گیری و نگهداری دارند و من درباره آنان همان رفتاری را دارم که آنان با من در کودکی داشتند و آنچه را آنان در آن زمان برای من انجام می دادند، من نیز برای آنان انجام می دهم؛ یعنی در موقع غذا خوردن، لقمه در دهان آن ها می گذارم و در موقع استراحت، آنان را سرگرم می کنم و در پوشیدن و تعویض لباس به آنان کمک می کنم و حتی در هنگام قضای حاجت، وسایل لازم را تهیه می نمایم و آنان را تطهیر می کنم و خلاصه مانند یک کودک از آن ها نگهداری می کنم. آیا من با چنین رفتاری حق آنان را ادا کرده ام؟ فرمود: «نه؛ زیرا آن ها آن رفتار را درباره تو داشتند، با تمنای بقا و طول عمر تو و تو این رفتار را گر چه داری، ولی منتظر مرگ آنان هستی».( شرح رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)، ص ۲۹۵) . حق پدر و مادر بعد از مرگ : رعایت حق والدین اختصاص به دوران حیات آنان ندارد، بلکه پس از مرگ نیز باید این حق عظیم رعایت شود و عدم رعایت آن موجب عقوق است، حتی اگر در دوان حیات مراعات کرده باشد. امام باقر (علیه‌ السلام) فرموده است: «إِنَّ الْعَبْدَ لَیکُونُ‏ بَارّاً بِوَالِدَیهِ فِی حَیاتِهِمَا ثُمَّ یمُوتَانِ فَلَا یقْضِی عَنْهُمَا دُیونَهُمَا وَ لَا یسْتَغْفِرُ لَهُمَا فَیکْتُبُهُ اللَّهُ عَاقّاً وَ إِنَّهُ لَیکُونُ عَاقّاً لَهُمَا فِی حَیاتِهِمَا غَیرَ بَارٍّ بِهِمَا فَإِذَا مَاتَا قَضَى دَینَهُمَا وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا فَیکْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَارّاً».( الکافی، ج۲، ص ۱۶۳) . یعنی گاهی انسان در دوران حیات پدر و مادر به آنان احسان و نیکی می کند، ولی پس از مرگ آنان را فراموش نموده، دین آن ها را ادا نمی کند و برای آنان از خداوند طلب آمرزش نمی نماید، خداوند چنین کسی را عاق والدین ثبت می کند. و گاهی انسان در دوران حیات پدر و مادر نسبت به آنان عاق شده و از هرگونه احسانی درباره آنان دریغ می ورزد، چون مرگ آنان فرا رسد، قرض آن ها را ادا می کند و برای آن ها از خدا مغفرت می خواهد، خداوند او را جز نیکوکاران به پدر و مادر ثبت می کند. آیه احسان به والدین آیه ۲۳ سوره اسراء است که پس از دعوت به توحید انسان‌ها را به نیکی‌کردن به پدر و مادر دعوت می‌کند. مفسران اشاره به احسان به والدین پس از توحید را نشانه اهمیت این وظیفه دانسته‌ و برخی از ایشان نیکی به پدر و مادر را واجب، و ترک آن را همچون آزار و اذیت کردن آنها، حرام دانسته ‌اند. پرهیز از کوچک‌ ترین بی‌احترامی در گفتار، دوری از پرخاشگری، سخن گفتن محترمانه، تواضع همراه با محبت و کرامت و دعا برای والدین، راه‌های احسان به والدین در این آیات است. به گفته مفسران بر اساس آیه تفاوتی میان پدر و مادر خوب یا بد، زنده یا مرده و مسلمان و کافر وجود ندارد. عده ‌ای از مفسران دلیل اشاره شدن به دوران پیری در آیه را از آن جهت می‌ دانند که آنها در این زمان، سخت‌ترین دوران زندگی خود را سپری کرده و نیاز به ترحم بیشتری دارند. به آیه ۲۳ سوره اسراء آیه احسان به والدین گفته می‌شود. این آیه پس از امر به توحید از انسان خواسته است به پدر و مادر خود نیکی کند. و در آیات بعدی جزئیات بیشتری در مورد چگونگی نیکی به والدین[۱] سالمند مطرح شده است.[۲]. اجتناب از کوچک‌ ترین بی‌احترامی در گفتار که سبب رنجش آنها می‌شود،[۳] نهی از پرخاش و فریادزدن بر سر والدین، گفتار سنجیده و بزرگوارانه با آنها، رفتار همراه با فروتنی و محبت از شیوه‌های احسان به والدین در این آیات است.[۴] در انتهای آیه نیز به شیوه دعا کردن برای آنها اشاره شده و از فرزندان می‌خواهد تا برای والدینشان، رحمت و مغفرت خداوند را تقاضا کنند؛ همانند رحمتی که پدر و مادرش در زمان خردسالی در حق او انجام دادند.[۵] . آیه احسان به والدین مشتمل بر قیود فراوانی است که هر کدام از آنها مبالغه در احسان به پدر و مادر را می‌رساند.[۲۰] . خداوند در این آیه فرمان خود را با کلمه «قضی» مطرح می‌کند که نشانه فرمانی قطعی و محکم بوده و مفهوم مؤکدتری از امر را نشان می‌دهد.[۲۱] شماری معتقدند که از کلمه «عندک» چنین برداشت می‌شود که فرزند باید والدین پیرش را تحت حمایت و کفالت خود قرار داده[۲۲] و نیکی به پدر و مادر را بی‌واسطه و به دست خود انجام دهد[۲۳] و حتی چنین نتیجه گرفته ‌اند که باید پدر و مادر سالمند را نزد خود نگه ‌داشته و از بردن آنها به آسایشگاه پرهیز کرد.[۲۴] . آیه خطاب به پیامبر ص است ولی برخی مفسران مخاطب اصلی آن را صحابه پیامبر[۶] و یا امت پیامبر معرفی کرده ‌اند.[۷] برخی معتقدند که هدف قرآن از به کار بردن این ادبیات دوستانه و تصاویر وسوسه ‌انگیز، بیدارکردن وجدان صلاح و رحمت در دل فرزندان است.[۸] طبق پاره ‌ای از روایاتی که به تأویل آیه اشاره کرده ‌اند، پیامبر(ص) و امام علی(ع) پدر امّت شمرده شده ‌اند.[۹] . آیه احسان به والدین مشتمل بر قیود فراوانی است که هر کدام از آنها مبالغه در احسان به پدر و مادر را می‌رساند.[۲۰] . خداوند در این آیه فرمان خود را با کلمه «قضی» مطرح می‌کند که نشانه فرمانی قطعی و محکم بوده و مفهوم مؤکد تری از امر را نشان می‌دهد.[۲۱] شماری معتقدند که از کلمه «عندک» چنین برداشت می‌شود که فرزند باید والدین پیرش را تحت حمایت و کفالت خود قرار داده[۲۲] و نیکی به پدر و مادر را بی‌واسطه و به دست خود انجام دهد[۲۳] و حتی چنین نتیجه گرفته‌ اند که باید پدر و مادر سالمند را نزد خود نگه ‌داشته و از بردن آنها به آسایشگاه پرهیز کرد.[۲۴] . احسان در این آیه به معنای نهایت تعظیم به والدین[۲۵] در امور دنیوی و اخروی[۲۶] و به عبارتی هرگونه نیکی که سزاوار مقام آن دو باشد را شامل می‌شود.[۲۷] مقدم شدن عنوان «والدین» بر «احسان» دلالت بر شدت اهتمام به موضوع و جایگاه رفیع این نوع اطاعت است.[۲۸] با توجه به کلمه «والدین» در آیه، گفته شده است که در احسان به پدر و مادر، فرقی میان آن دو نیست؛[۲۹] چه والدین خوب باشند و چه بد.[۳۰] مطلق آمدن عنوان «احسان» نیز به هر نوع نیکی در حق آنها دلالت می‌کند؛[۳۱] بنابراین احسان به والدین، حدّ و مرزی نخواهد داشت.[۳۲] . مفسران احسان به والدین در آیه را حکمی قطعی[۱۰] و نسخ‌ نشدنی[۱۱] از جانب خدا می‌دانند.[۱۲] علامه طباطبایی مقدم شدن احسان به والدین بر سایر احکامی که در آیات بعدی آمده را دلیلی بر اهمیت این حکم می‌داند.[۱۳] . در این آیه حق والدین هم ‌ردیف حق خداوند شمرده شده است[۱۴] . مفسران قرار گرفتن آن بعد از اصل توحید[۱۵] را نشان از اهمیت احترام به پدر و مادر[۱۶] و جایگاه رفیع این نوع اطاعت نزد خداوند می‌دانند[۱۷] . عده ‌ای از مفسران در تناسب بین توحید و احسان به والدین در آیه مواردی را ذکر کرده‌ اند؛ از جمله آنکه خداوند سبب حقیقی وجود انسان و والدین سبب ظاهری و معیشت آنها هستند[۱۸] . و همان ‌طور که شکر نعمت‌های خداوند به عنوان مُنْعِم حقیقی واجب است، شکر نعمت‌های مخلوقین در حق انسان نیز واجب است و هیچکس به‌ اندازه والدین در حق انسان کاری نکرده و مستحق شکرگزاری نیستند.[۱۹] . برخی از مفسران با توجه به آیه معتقدند که هرچه نیاز جسمی و روحی والدین بیشتر باشد، احسان به آنان ضروری‌ تر است[۳۳] و هرچه درجه ایمان والدین بالاتر باشد، میزان احسان به آنها بیشتر خواهد بود.[۳۴] . عده ‌ای معتقدند که منظور از آیه، احسان فرزند به والدین است نه بالعکس؛ زیرا والدین به صورت فطری[۳۵] و طبیعی به فرزندان خود احسان کرده [۳۶] و او را پاره ‌ای از وجود خود می‌دانند.[۳۷] .


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی

تاريخ : دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ | 8:28 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |