تولی و تبرّی : قرآن کریم برای تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی پیروان خود، ‌اصلی را به عنوان تولّی و تبرّی مشخص کرده و از آنان خواسته تا آن را پایه و محور تلاش‌ها و روابط خود با دیگران قرار دهند. به موجب این اصل هر فرد مسلمان باید در برابر صالحان و تبهکاران و در مقابل جریان‌های سیاسی، موضع‌ گیری مناسبی اتخاذ نماید. همچنین موضع‌گیری حکومت اسلامی در برابر جریانات داخلی و ملت‌های دیگر، می‌بایست بر اصل تولی و تبری استوار باشد. پس اصل یاد شده جهت حرکت مسلمانان را مشخص می‌سازد و چراغ راه آنان در کوران‌های سیاسی و اخلاقی است. پیامبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌آله ‌وسلّم) می‌فرماید... : اَوْثَقُ عُرَی الایمانِ الْحُبُّ فی اللهِ وَ البُغْضُ فِی اللهِ وَ‌ تَوالی اَوْلیاءِ اللهِ وَ التَّبَرّی مِنْ اَعْداءِ اللهِ؛ [۴۲] . محکم ‌ترین دستاویز ایمان، دوستی و دشمنی برای خدا و پیوستن به اولیای خداوند و دوری گزیدن از دشمنان خداوند است. در زیر، به اختصار درباره دو اصل مهم سخن خواهیم گفت: تولّی : اسلام از مسلمانان می‌خواهد همدیگر را دوست بدارند و به ولایت و سرپرستی خدا و پیامبرش و جانشینان وی گردن نهاده و رشته محبتشان را در دل داشته باشند. پیامبر اکرم (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌آله ‌وسلّم) می‌فرماید: داستان اهل ایمان در پیوند مهربانی و در عواطف میان خودشان، داستان پیکری است که اگر عضوی به درد آید، سایر اعضا با تب و بی‌خوابی با او همراهی می‌کنند. [۴۷] . قرآن کریم نیز خطاب به مسلمانان می‌فرماید: سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آورده‌اند؛ همان‌ها که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع، زکات می‌دهند.[۴۸] . [۴۹] . در این آیه از مسلمانان خواسته شده ولای رهبری و سرپرستی خدا و پیامبر (صلی‌ الله ‌علیه ‌و‌آله ‌وسلّم) و اهل بیتش ‌(علیهم ‌السّلام) (در جای خود به اثبات رسیده که این آیه در مورد علی علیه ‌السّلام نازل شده است. را بپذیرند و در عصر غیبت به مقتضای ضرورت تشکیل حکومت بر پایه قوانین الهی، وظیفه همگان بر تولی و پذیرش سرپرستی حاکمیت فقیه عادل بر جامعه و طرد رهبران تبهکار است. تبرّی : قرآن کریم مسلمانان را از دوستی و پذیرش سرپرستی غیرمسلمان سخت برحذر می‌دارد و از آنان می‌خواهد که به کافران به عنوان اجنبی و بیگانه بنگرند و آنان را از خود ندانند. در این زمینه می‌فرماید: یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ اَوْلِیاءَ تُلْقُونَ اِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ؛ [۴۳] . ‌ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبت می‌کنید، در حالی‌که آن‌ها به آنچه از حق برای شما آفریده کافر شده‌ اند. و در آیه بعد از آن می‌فرماید: اگر آن‌ها بر شما مسلط شوند، دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدی کردن نسبت به شما می‌گشایند و دوست دارند شما به کفر بازگردید. [۴۴] . این آیه لزوم پرهیز از بیگانگان را به این دلیل می‌داند که آنان دوست دارند مسلمانان به کیش و آیین آنان درآیند، و برای این هدف، تلاش و جدیت هم می‌کنند. گفتنی است قرآن کریم، طرفدار دشمنی مسلمانان با همه کافران نیست؛ چرا که در آیه ‌ای دیگر می‌فرماید: خداوند باز نمی‌دارد شما را از کسانی که با شما در دین مقاتله و جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه ‌هاتان بیرون نرانده‌اند که نسبت به آنان نیکی و دادگری کنید. همانا خداوند دادگران را دوست دارد. [۴۵] . بنابراین قرآن کریم یک اصل کلی و اساسی در چگونگی رابطه مسلمانان با غیر مسلمین ارائه می‌دهد که در همه اعصار کاربرد دارد و آن این‌که مسلمانان موظفند در برابر هر گروه و جمعیّت و هر کشوری که موضع خصمانه با آن‌ها داشته باشند و بر ضد اسلام قیام کنند و یا دشمنان اسلام را یاری دهند، سرسختانه بایستند و هر‌گونه پیوند محبت و دوستی را با آن‌ها قطع کنند. اما اگر آن‌ها در عین کافر بودن نسبت به اسلام و مسلمین بی‌طرف بمانند یا تمایل نشان دهند، مسلمین می‌توانند با آن‌ها رابطه دوستانه برقرار سازند، البته نه در آن حد که با برادران مسلمان دارند و نه به آن حدّ که موجب نفوذ آن‌ها در میان مسلمین گردد. [۴۶] . ابعاد تولّی و تبرّی : از آنچه گفته شد روشن گردید که تولی و تبری ابعاد گسترده ‌ای دارد که عبارتند از: الف- بُعد عقیدتی؛ به این معنا که یک مؤمن باید از نظر عقیده خود را به خدای یکتا وابسته بداند و خود را تحت ولایت و تدبیر او قرار دهد و از همه‌ مظاهر دورغین و سست چون شیطان و طاغوت تبرّی جوید. ب- بُعد سیاسی؛ انسان با ایمان از نظر شؤون اجتماعی ـ سیاسی نیز باید زیر نظر بندگان صالح و شایسته خدا باشد و از حاکمان فاسد و تبهکار پرهیز نماید. ج- بُعد اخلاقی؛ در روابط اجتماعی نمی‌توان با دوست و دشمن، با کافر و مسلمان و پرهیزکار و گنهکار یکسان برخورد کرد، بلکه باید علاوه بر اجتناب از بیگانگان، با نوعی برخورد منفی، گنهکاران مسلمان را نیز نهی از منکر نموده و با دوستی افراد شایسته، به آنان نزدیک شد.

معادل تولی و تبری در قرآن و آیات آن : تولی و تبری با این هیئت ترکیبی در قرآن نیامده؛ ولی ماده «ولی» و مشتقات آن در مفهوم دوستی و سرپرستی و یاری و واژه تبری و برائت به معنای بیزاری و دوری جستن، در آیاتی به کار رفته است. برخی مفسران آیات دیگری را نیز به تولی و تبری تفسیر کرده اند؛ نمونه این‌که در آیه ۱۵۷ اعراف، عَزَّروهُ را به تبری از دشمنان پیامبر (صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله‌ وسلم) و نَصَروهُ را به تولی پیامبر (صلی‌ الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلم) معنا کرده . [۲۴] . و در ذیل آیه ۳۳ طه، اساس رسالت و عبادت را تسبیح و تحمید دانسته ‌اند که گاهی به صورت نمازوزکات و گاه به صورت تولی و تبری بروز می‌کند. [۲۵]

حب و بغض فی اللّه دائر مدار دین : مدار دین بر حب و بغض فی اللّه است، [۲۷] . از این رو ایمان راستین، محکوم معادله تولی و تبری است که مؤمن بر اساس آن هم باید از انوار ارباب کمال و اهل حق استضائه کرده و همنشینی و دوستی با آن‌ها را برگزیند و هم باید از رفاقت و دوستی هواپرستان و اهل بدعت بپرهیزد تا به صراط مستقیم الهی که همان ایمان خالص است دست یابد [۲۸] [۲۹] [۳۰] . اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم غَیرِ المَغضوبِ عَلَیهِم و لاَ الضّالّین . [۳۱] . در خبر است که خداوند به برخی از انبیا وحی می‌کند: به مردم بگوید کارهایی که در دنیا انجام داده‌اید، از عبادت و زهد و تقوا، به نحوی سود آن‌ها به خودتان بازمی گردد؛ بنگرید برای من چه کرده‌ اید؟ آیا هرگز دوستی از دوستان مرا دوست داشته ‌اید؟ یا با دشمنان من دشمنی کرده‌اید؟ اگر عبادت آسمانیان و زمینیان همراه شما باشد و در آن دوستی با دوستان من و دشمنی با دشمنان من نباشد آن عبادت به کار شما نیاید. [۳۲] [۳۳] .

نهی از دوستی با کفار : قرآن کریم مؤمنان را از دوستی با کافران، یهود، نصارا، مسخره کنندگان دین و دشمنان دین، نهی می‌کند: لا یَتَّخِذِ المُؤمِنونَ الکفِرینَ اَولِیاء . [۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱] . مؤمنان نه تنها نباید با طاغوت و کافران پیوند دوستی برقرار کنند، بلکه باید در برابر آن‌ها موضع منفی داشته باشند و دشمنی خود را با کافران ابراز کنند: [۴۲] . فَمَن یَکفُر بِالطّغوتِ ویُؤمِن بِاللّهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروةِ الوُثقی... [۴۳] . و این فرمانی است که مؤمنان باید از آن پیروی کنند: [۴۴] [۴۵] . اَلَم تَرَ اِلَی الَّذینَ یَزعُمونَ اَنَّهُم ءامَنوا بِما اُنزِلَ اِلَیکَ وما اُنزِلَ مِن قَبلِکَ یُریدونَ اَن یَتَحاکَموا اِلَی الطّغوتِ و قَد اُمِروا اَن یَکفُروا بِه ، [۴۶] . زیرا ایمان به خدا با دوستی با دشمنان خدا سازگاری ندارد: ولَو کانوا یُؤمِنونَ بِاللّهِ والنَّبِیِّ وما اُنزِلَ اِلَیهِ ما اتَّخَذوهُم اَولِیاءَ ولکِنَّ کَثِیرًا مِنهُم فسِقون . [۴۷] .

بیزاری حضرت ابراهیم از آزر : چنان که ابراهیم علیه ‌السلام وقتی فهمید آزر دشمن خداست از وی بیزاری جست: فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ اَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّاَ مِنه . [۵۷] . و مدار تولی و تبری، ایمان و کفر است؛ کسانی که پدران و برادران کافر خود را دوست و سرپرست بگیرند، ستمکارند: یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَتَّخِذُوا ءاباءَکُم واِخونَکُم اَولِیاءَ اِنِ استَحَبُّوا الکُفرَ عَلَی الاِیمنِ و مَن یَتَوَلَّهُم مِنکُم فَاُولئِکَ هُمُ الظّلِمون . [۵۸] . بر اساس آیه ۴ سوره ممتحنه: تا این افراد بر شرک و کفر باقی‌اند تبری از آنان و دشمنی با آن‌ها ادامه دارد: بَدا بَینَنا وبَینَکُمُ العَدوةُ و البَغضاءُ اَبَدًا حَتّی تُؤمِنوا بِاللّهِ وحدَه...

شواهدی از قرآن : به این جهت در قرآن کریم و احادیث، محبت و عداوت آدمی نیز تحت حکم الهی در آمده چنانکه می‌فرماید: یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَکُمْ وَ اِخْوانَکُمْ اَوْلِیاءَ اِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَی الْاِیمانِ؛ [۱۱۳] . ای کسانی که ایمان آورده‌ اید، هرگاه پدران و برادران شما کفر را بر ایمان ترجیح دهند آنها را ولی (دیار و یاور و تکیه ‌گاه) خود قرار ندهید... آیه‌ ی بعد از آن نیز با لحنی تهدیدآمیز می‌فرماید: نباید قوم و خویش و اموال و تجارت، از خدا و رسول و جهاد در راه او محبوب‌تر باشد. آیات در این مضمون فراوان است و مجال شرحش نیست، از جمله رجوع شود به:سوره مائده،[۱۱۴] [۱۱۵] [۱۱۶] سوره اعراف،[۱۱۷] سوره ممتحنه [۱۱۸] . و راجع به تبرّی جستن حضرت ابراهیم علیه ‌السّلام از عمویش می‌خوانیم: «فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ اَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبّری مِنْهُ؛ چون بر او (ابراهیم) آشکار و ثابت شد که (عمویش) دشمن خداست (چون بت‌ تراش است) از او بیزاری جُست. این سوره‌ها نیز ملاحظه شود. سوره توبه، [۱۱۹] سوره بقره، [۱۲۰] سوره‌ زخرف [۱۲۱] . چنانکه از این آیه و نمونه‌های دیگر بر می‌آید این بیزاری و دوری و زشت شمردن نسبت به عقیده‌ نادرست و اعمال ناشایست کافران می‌باشد نه خود شخص، تا «انسان دوستان» خرده نگیرند که باید همه را دوست داشت، که «صلح کل» بودن در واقع نشان عقیده‌ راسخ و ثابت نداشتن است، و آفریدگار متعال و رسولش نیز از مشرکان بَری و بیزارند، [۱۲۲] یعنی از شرک و عقاید سخیف و فاسد.

تولی وتبری درزیارت عاشورا : بیشترین لعنت و بیزاری از دشمنان خاندان عصمت و طهارت و مخالفان امامت و حکومت علی و آل علی (علیه ‌السّلام) در زیارت امام حسین (علیه ‌السّلام) در روز عاشورا وارد شده، که ترجمه‌ی بخشی از آن ذکر می‌شود: ‌ای ابا عبدالله! راستی که این پیش آمد ناگوار و مصیبت رسیده به تو بر ما و بر همه ‌ی مسلمانان بزرگ و سترگ است.آنچه به تو رسیده در آسمان‌ها بر همه‌ ی آسمانیان (نیز) سترگ و بزرگ است. پس خدا لعنت کناد (دور از رحمتش گرداناد) گروهی را که بنیاد ستم و بیداد بر شما خاندان (پیامبر) را پی‌ریزی کردند، و خدا لعنت کناد مردمی را که از (تصدی) مقامتان شما را باز داشتند و از رتبه‌ها و درجاتی که خدا شما را در آنها نهاده بود دور کردند. خدا لعنت کناد گروهی که شما را کشتند، و هم لعنت کناد کسانی را که برای قدرت دادن به آنان در جنگ با شما زمینه فراهم کردند. من در پیشگاه الهی و حضور شما از آنان و پیروان و تابعان و دوستانشان بیزاری و دوری می‌جویم. ‌ای ابا عبدالله! واقعاً تا روز قیامت من صلحم با هر که با شما سر صلح و آشتی دارد، و در نبردم با هر که با شما در جنگ است. خدا لعنت کناد آل زیاد و آل مروان را، و خدا همه‌ی بنی امیه را لعنت کناد، و خدا لعنت کناد پسر مرجانه را، و خدا لعنت کناد عمر بن سعد را، و خدا لعنت کناد شمر را. خدا لعنت کناد مردمی را که زین بر نهادند و لگام زدند (اسبان را) و نقاب بستند برای جنگ و کشتن تو... ‌ای ابا عبدالله! من تقرب می‌جویم به خدا و رسولش و امیرِ مؤمنان و فاطمه و حسن و تو به دوستی و پیوستگی داشتن با تو، و بیزاری و دوری از هر کس که پایه ‌ی (ظلم و قتل شما را) گذاشت و ساختمانش را بر آن بنا کرد، و ستم و بیدادش را بر شما و بر پیروانتان روا داشت... این تَولی و تبری با تعبیراتی همانند آنچه نقل شد در بقیه ‌ی زیارت عاشورا ادامه می‌یابد، تا به لعن و سلام می‌رسیم که هر یک صد مرتبه خوانده می‌شود، و اثر تلقینی خاصی در خواننده ‌ی بیدار دل بر جا می‌گذارد، و اینک ترجمه‌ی لعن آن: خدایا! لعنت کن نخستین ظالمی را که به حق محمد و آل محمد ظلم کرد، و آخرین پیرو او را در این ستم. خدایا! لعنت کن گروهی را که در جنگ با حسین کوشیدند، و (جماعتی را که) پسندیدند و پیروی کردند و پیمان بستند و موافقت کردند با کشتن او. خدایا! همه ‌شان را لعنت کن و دور از رحمتت گردان.[۱۳۲] . آنچه در این لعن قابل ذکر است تاکید و تشدید است که در آنها شده، و این روشنگر خباثت و دنائت افراد ملعون و جنایات جبران ناشدنی است که به حکومت حق و عدالت کردند و مسیر تاریخ اسلام را منحرف نمودند، بنابراین سخن بر سر عداوت خصوصی دو قبیله و یک جنگ پایان یافته در زمان و مکان خاص نیست، بلکه مبارزه‌ ی حق است و باطل، عدالت و ظلم، در طول تاریخ انسان، که امروز نیز با تمام مظاهرش شاهد و ناظر آنیم. پس تا کاخ ستمی در جهان برپاست، این دعایِ بد (دعای بد، مترادف نفرین و لعن است.) رواست، و تا دست تجاوزی دراز است، درِ این لعن به رویشان باز است. این لعن‌ها و نفرین‌های پیاپی طبعاً دشمنی و نفرت خواننده‌ زیارت عاشورا را به آن ستمگران و پیروانشان که همیشه یافت می‌شود بر می‌انگیزد، و شعله‌ خشمی مقدس را بر ضد هر تجاوز و حق کشی و بی‌عدالتی در دلش روشن نگاه می‌دارد، و قهری آشتی ناپذیر را با هر گناه و ستم و پلیدی در وجودش بر جا می‌گذارد، و طبیعی است که چنین زائری خود هیچگاه به خیانت و جنایت آلوده نخواهد شد، و این است اثر تربیتی و عملی تَولی و تبری.

امام علی بن موسی‌الرضا (علیه السلام): کَمالُ الدّینِ وِلایتُنا وَالبَراءَهُ مِن عَدُوِّنا، کمال دین، در ولایت ما و بیزاری از دشمنان ماست. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۸)

امام جعفرصادق (علیه السلام): کَذَبَ مَنِ ادَّعَی مَحَبَّتَنَا وَ لَمْ یتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّنَا، دروغ می‌گوید کسی که ادعای محبّت ما را می‌کند ولی از دشمنان ما تبرّی و بیزاری نمی‌جوید. (بحار، ج ۲۷،‌ص ۵۹)

امام زین‌ العابدین (علیه‌ السلام): مَن اَحبَّ اَعداءَنا فَقَد عادانا وَ نَحنُ مِنهُ بَراءٌ واللهُ عزَّ وجلَّ مِنهُ بَریءٌ، کسی که دشمنان ما را دوست بدارد با ما دشمنی کرده و ما از او بیزاریم و خداوند متعال نیز از او بیزار است. (بحار، ج ۲۷، ص ۶۰)

امام محمدباقر (علیه‌ السلام): مَنْ اَرادَ أنْ یعْلَمَ حُبَّنا فَلْیمْتَحِنْ قَلْبَهُ فَاِنْ شاَرَکَ فِی‌حُبِّنا حُبَّ عَدُوِّنا فَلَیسَ مِنّا وَ لَسْنا مِنْهُ، اگر کسی بخواهد میزان دوستی خود را نسبت به ما بداند به دل خود مراجعه کند اگر ما را دوست می‌دارد و دشمنان ما را هم دوست می‌دارد او از ما نیست و ما هم از او نیستیم. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۱)

مولی امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام): لایجتَمع حُبُّنا و حُبُّ عَدُوِّنا فی ‌جَوْفِ انسانٍ، إنَّ اللَّهَ لَمْ یجعَلْ لِرَجُلٍ قَلْبَینِ فِی‌جَوْفِهِ فَیحِبُّ بِهذا و یبغِضُ بِهذا، دوستی ما با دوستی دشمن ما در یک دل نمی‌گنجد، چرا که خداوند برای یک انسان دو تا دل قرار نداده است که با یکی دوستی کند و با دیگری دشمنی بدارد. (نورالثقلین، ج ۴، ص ۲۳۴)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): ثَلَاثٌ هُنَّ مِنْ عَلَامَاتِ الْمُؤْمِنِ: عِلْمُهُ بِاللَّهِ وَ مَنْ یحِبُّ وَ مَنْ یبْغِضُ‏، این سه چیز از علامت‌ های مؤمن است: خداشناسی او، و چه کسی را دوست می‌دارد و چه کسی را دشمن. (بحار، ج ۱، ص ۲۱۵)

امام حسن عسکری (علیه‌ السلام): اَحِبَّ فی اللهِ وَ اَبغِضْ فِی‌اللهِ وَ والِ فِی‌اللهِ وَ عادِ فی‌الله فَاِنَّهُ لاتُنالُ وِلایهُ اللهِ اِلاّ بِذلِکَ، حُبُّ و بغض تو برای خدا باشد و وَلای و دشمنی تو نیز برای خدا باشد و بدان که ولایت خدا جز از این راه به دست نمی‌آید. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۴)

امام موسی‌کاظم (علیه‌ السلام): شِیعَتُنَا اَلَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَ یحِجُّونَ الْبَیتَ الْحَرَامَ وَ یصُومُونَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ یوَالُونَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یتَبرَّؤُنَ مِن أَعدائِهِم، شیعیان ما کسانی هستند که نماز را برپا می‌دارند و زکاه را می‌پردازند و به حج خانه خدا می‌روند، ماه رمضان را روزه می‌گیرند و ولایت اهل بیت را دارند و از دشمنانشان تَبرّی و بیزاری می‌جویند. (صفات‌الشیعه، ص ۴)

امام جعفرصادق (علیه‌ السلام): وَلایتُنَا وَلایهُ اللَّهِ الَّتِی لَمْ یبْعَثْ نَبِی قَطُّ إِلَّا بِهَا، ولایت ما همان ولایت خدا است که هیچ پیغمبری جز با ولایت ما برانگیخته نشده است. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۳۶)

امام موسی‌کاظم (علیه‌ السلام): طُوبی لِشیعَتِنا المُتَمَسِّکینَ بِحَبلِنا فِی غَیبَهِ قائِمِنا(عَجَّلَ اللّهُ تَعالی فَرَجَه)، الثّابِتینَ عَلی مُوالاتِنا وَ البَراءَهِ مِن أَعدائِنا اُولئِکَ مِنّا وَ نَحنُ مِنهُم، خوشا به حال شیعیان ما در زمان غیبت قائم ما (عج) که به ریسمان ما تمسّک جسته ‌اند و بر موالات ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت‌ قدم مانده ‌اند. آنان از ما هستند و ما از ایشانیم. (اِعلام الوَری، ص ۴۰۷)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله): اِحفظُونی فی عِترتی وَ ذُرِّیتّی، فَمَن حَفِظَنی فیهِم حَفِظَهُ الله، اَلا لَعنَهُ اللهِ عَلی مَن آذانی فیهِم، با پاسداری از حرمت عترت و فرزندان من، حرمت مرا نگه بدارید. لعنت خدا بر کسانی که با اذیت کردن آن‌ها مرا اذیت می‌کنند. (غدیرِ دوم، ص ۳۵)

مولی امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام): لَو أَنَّ عَبْداً عَبَدَاللهَ اَلْفَ سَنَهٍ لایقْبَلُ اللهُ مِنهُ حَتّی یعرِفَ وِلایتَنا اَهلَ‌البَیت، اگر بنده‌ ای هزار سال خدا را عبادت کند، تا ولایت ما اهل بیت را نداشته باشد خداوند از او نخواهد پذیرفت. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۹۶)

امام حسن مجتبی(علیه‌ السلام): والّذی بَعثَ مُحمداً صلی‌الله علیه وآله بِالحَقِّ لا ینتَقِصُ مِن حَقِّنا أهلَ‌البَیت اَحدٌ اِلّا نَقَّصَهُ اللهُ مِن عَمَلِهِ مِثلَه، قسم به آن کس که محمد صلی‌الله علیه و آله را به حق برانگیخت هر کس به هر اندازه که از حق ما ضایع کند خداوند نیز به همان اندازه از عمل او ضایع و تباه خواهد نمود. (احقاق‌الحق، ج ۱۱، ص ۲۳۹)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله): حُرِّمتِ الجَنّهُ علی مَن ظَلمَ اَهلَ بَیتی وَ علی مَن قاتَلَهم وَ عَلی المُعینِ عَلَیهم و عَلی مَن سَبَّهُم، هر کس که به اهل بیت من ظلم و ستم کرده و یا با آنان محاربه نموده و یا بر علیه آن‌ها همدست شده و یا آنان را دشنام داده باشد، هرگز به بهشت راه نخواهد یافت. (بحار، ج ۲۷، ص ۲۲۲)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): کَذَبَ مَن زَعَمَ اَنَّهُ مِن شیعتِنا وَ هُو مُتَمَسِّکٌ بِعُروهِ غَیرِنا، دروغ می‌گوید آن کسی که ادّعا می‌کند شیعه ما است ولی از غیر ما پیروی می‌کند. (بحار، ج ۲، ص ۹۸)

امام علی‌ بن موسی‌الرضا (علیه ‌السلام): شیعتُنا المُسَلِّمونَ لِأَمرِنا اَلآخِذونَ بِقَولِنا اَلمُخالِفونَ لِأعدائِنا، فَمَن لم یکُن کَذلِکَ فَلَیسَ مِنّا، شیعیان ما تسلیم أمر و ولایت ما هستند، به گفته ما عمل می‌کنند و دشمنان ما را دشمن می‌دارند، و در غیر این صورت پیرو ما نخواهند بود. (مُسندالامام الرضا(علیه ‌السلام)، ج ۱، ص ۲۳۵)

امام حسن مجتبی(علیه ‌السلام): إنَّ لِأهَلِ النّارِ علاماتٌ یعرَفونَ بِها وَهِی الَاِلحادُ لِأَولیاءِاللهِ والموُالاهُ لِأَعداءِالله، اهل دوزخ نشانه‌ هایی دارند که بدان شناخته می‌شوند، آن‌ها با اولیای خدا عداوت و با دشمنان خدا محبّت و دوستی دارند. (احقاق‌الحق، ج ۱۱، ص ۲۲۵)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): لَو أَنَّ ناصِباً شَفَعَ لَهُ کُلُّ نَبی مُرْسَلٍ و مَلَکٍ مُقَرَّبٍ ما شُفِّعوا، اگر تمام پیغمبران مرسل و همه فرشتگان مُقرّب درباره ناصبی و دشمن اهل بیت علیهم السلام شفاعت کنند شفاعتشان قبول نمی‌شود. (ثواب‌الأعمال، ص ۴۷۲)

پیامبرگرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله: اَلا وَمن أَبغضَ آلَ مُحمدٍ(ص) جاءَ یومَ القیامَهِ مکتوباً بَینِ عَینَیه: آیسٌ مِن رَحمَهِالله! ، همه بدانند، هر کس دشمن آل محمد(علیهم ‌السلام) باشد روز قیامت می‌آید در حالی که میان دو چشمانش (این عبارت) نقش بسته است:‌ نا امید از رحمت خدا! رحمت خدا هرگز شامل حال او نخواهد شد. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۲۰)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): حُبُّ أولیاءِ اللّهِ واجِبٌ وَالوِلایهُ لَهم واجِبَهٌ واَلبراءَهُ مِن اَعدائِهِم واجِبَهٌ وَ مِن‌َالّذینَ ظَلموا آلَ محمدٍ صلّی‌الله علیهم، ولا و محبت اولیای خدا واجب است و بیزاری و تبرّی از دشمنانشان و از کسانی که به آل محمد صلی‌الله علیه و آله ستم روا داشته‌اند هم واجب و الزامی است. (بحار، ج ۲۷،‌ ص ۵۲)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): المُنکِرُ لإخِرِنا وکاَلمُنکِرِ لِأَوّلِنا، کسی که آخرین ما را قبول نداشته باشد مانند کسی است که اولین ما را هم قبول نداشته است. (بحار، ج ۲۷، ص ۶۱)

امام محمدباقر (علیه ‌السلام): ما بَعَثَ اللهُ نَبِیاً قَطُّ اِلاّ بِوِلایتَنا وَ البرَاءَهِ مِن اَعدائِنا، خداوند هیچ پیغمبری را جز با ولایت ما و برائت و بیزاری از دشمنان ما برنیانگیخته است. (تفسیرصافی، ج ۳، ص ۱۳۴)

امام علی‌ بن موسی‌ الرضا (علیه‌ السلام): مَن سَرَّهُ أن لایکونَ بَینَهُ و بَینَ اللهِ حِجابٌ فَلیتَولَّ آلَ مُحمدٍ سلامُ اللهِ علیهم وَ یتَبرّأْ مِن عَدُوِّهِم وَ یأْتَمَّ بِالاِمامِ مِنهم، هر کس دوست دارد بین او و خدا مانع و رادعی نباشد باید ولایت آل محمد علیهم السلام را دارا باشد، از دشمنانشان بیزاری بجوید و از امام معصوم (علیه‌السلام) پیروی نماید. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۱)

امام جعفرصادق (علیه‌ السلام): مَن أشْبَعَ عَدُواًّ لَنا فَقَد قَتَل وَلِیا لَنا! ، کسی که گرسنه‌ ای از دشمنان ما را سیر کند در حقیقت یکی از محبّان و پیروان ما را به قتل رسانده است! (این اندازه گناه او بزرگ است). (بحار، ج ۲۷، ص ؟)

امام محمدباقر (علیه ‌السلام): مَن أبغَضَنا اَهلَ‌البَیت بَعَثَهُ الله یوم القیامهِ یهودیاً، هر کس با ما . اهل‌بیت . دشمنی کند روز قیامت خداوند او را یهودی محشور می‌گرداند. (بحار، ج ۲۷، ص ۲۲۴)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): وَالذّی نَفسُ مُحمدٍ بیدهِ لَو أنّ عَبداً جاءَ یومَ القیامهِ بِعَملِ سَبعَینَ نَبیاً ما قَبِلَ ‌اللهُ ذلِکَ مِنهُ حَتّی یلقاهُ بِوِلایتی وَ وِلایهِ أهلِ بَیتی، سوگند به آن کس که جان محمد در دست او است. اگر بنده ‌ای روز قیامت عمل هفتاد پیغمبر را داشته باشد تا ولایت من و اهل بیت مرا نداشته باشد خداوند از او قبول نخواهد کرد. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۷۲)

امام علی‌ بن موسی‌الرضا (علیه ‌السلام): قال‌اللهُ عزَّوجلَّ: وِلایهُ علی بنِ أبی طالبٍ حِصنی فَمَن دَخَل حِصنی أَمِنَ مِنْ عَذابی، خداوند متعال می‌فرماید: ولایت علی بن ابیطالب دِژ و حصار من است. هر کس در این حصار جای گرفت از کیفر من در امان خواهد بود. (سفینه، ج ۲، ص ۶۹۲)

امام جعفرصادق (علیه‌السلام): لا واللِّهِ لا یخرُجُ وَلِینا مِنَ الدّنیا اِلّا وَ اَللهُ و رسولُهُ وَ نحنُ عَنُه راضُون، به خدا سوگند جز این نیست کسی که با ولایت ما از دنیا برود او مسلّماً با رضایت و خشنودی خدا و رسول (صلی‌ الله علیه و آله) و خشنودی ما (اهل ‌بیت) از دنیا رفته است. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۳۷)

امام جعفرصادق (علیه‌ السلام): اِنّ أَوثَقَ عُری الایمانِ اَلحُبُّ فی‌اللهِ وَالبُغضُ فی‌اللهِ و تُوالی ولِی‌الله و تُعادی عَدُوَّالله، محکم ‌ترین دستاویزهای ایمان، دوستی و دشمنی که برای خدا باشد، وَلای ولی خدا را داشته باشی و دشمنانش را دشمن بداری. (بحار، ج ۷، ص ۵۷)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌ الله علیه و آله): مَن تأَثَّمَ أَن یلعَنَ مَن لَعَنَهُ اللهُ فَعَلَیهِ لَعنَهُ الله! ، هر کس از لعن کردنِ کسی که خدا او را لعنت کرده خودداری کند، لعنت خدا بر او باد! (غدیر دوّم، ص ۲۷، ایقاد شاه عبدالعظیمی، ص ۵۰)

امام جعفرصادق (علیه‌ السلام): من اَقامَ فرائِضَ اللهِ وَاجْتَنبَ مَحارِمَ اللهِ و أَحسَنَ الوِلایهَ لِأَهْلِ بَیتِ نَبِی اللهِ وَ تَبَرأَ مِن اَعداءِ الِلّه عَزَّوجَلَّ فَلیدِخُلْ مِن أَی ابوابِ الجَنَّهِ الثمانِیهِ شاءَ، کسی که واجبات خدا را به جا آورد و از محرمات دوری کند و ولایت اهل‌بیت پیغمبر(ص) را نیکو بدارد و از دشمنان خداوند متعال تبرّی بجوید، (فردا) از هر یک از درهای هشتگانه بهشت که دلخواه او است داخل آن بگردد. (بحار، ج ۲۷، ص ۸۸)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): مَن سَرَّهُ أَن یجْمَع‌اللهُ لَهُ الخَیرَ کُلَّه فَلیوالِ عَلیاً بَعدی وَ لْیوالِ اَولیاءَهُ وَلْیعادِ اَعداءَه، هر کس دوست دارد که خداوند هر چه خیر است نصیب او گرداند، بعد از من به وَلای علی(علیه ‌السلام) تمسک جوید، دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن بدارد. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۵)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌ الله علیه و آله): یا علی! إنَّ وِلایتکَ لا تُقَبلُ اِلّا بِالبَراءَهِ مِن اَعدائِکَ وَ اَعداءِ الأَئِمَه مِن وُلدِکَ، یا علی! تولأی تو جز با تبرّی از دشمنان تو و دشمنان امامان و فرزندان تو قبول نمی‌شود. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۹۹)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): و الّذِی بَعَثَنی بالحقِّ نَبیاً لَوجاءَ اَحدُکُم یومَ القیامَهِ بِأَعمالٍ کأَمثالِ الجِبالِ وَ لَم یجیءْ بِوِلایهِ عَلِّی بن ابی‌طالب(علیه ‌السلام) لَأکَبَّهُ اللهُ عَزَّوجلَّ فی النّارِ، سوگند به آن کس که مرا به حق به پیامبری فرستاد اگر یکی از شما در روز قیامت به اندازه کوه‌ها عمل نیک داشته باشد ولی ولایت علی بن ابیطالب(علیه ‌السلام) را نداشته باشد خداوند متعال او را به رو به جهنم نگونسار خواهد کرد. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۷۱)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): مَن جَحَدَ علیاً اِمامَتَهُ مِن بَعدی فَاِنَّما جَحَدَ نُبُتوَّتی وَ مَن جَحَدَ نُبُوَّتی فَقد جَحَدَ اللهَ رُبُوبِیتَه، هر کس امامت و ولایت علی(علیه ‌السلام) را بعد از من نپذیرد نُبُوّت مرا قبول نکرده و کسی که نُبُوت مرا قبول نکند او ربوبیت خداوند بزرگ را قبول نکرده است. (بحار، ج ۲۷، ص ۶۱)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): مَن حارَبَ عَلیاً فَقَد حارَبَنی وَ مَن حارَبَنی فَقَد حارَبَ اللهَ عَزَّوجَلّ، هر کس با علی جنگ و محاربه کند با من محاربه کرده و کسی که با من محاربه کند با خدای متعال محاربه نموده است. (بحار، ج ۲۷، ص ۶۲)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌ الله علیه و آله): والِ وَلِی علی وَلَو اَنَّهُ قاتِلُ اَبیکَ وَ وَلَدِکَ و عادِ عَدُوَّهُ وَ لَو اَنَّهُ اَبوکَ اَو وَلَدُکَ، دوست علی(علیه ‌السلام) را دوست بدار هرچند که او قاتل پدر و فرزندت باشد و دشمنش را دشمن بدار هرچند که او پدر یا فرزند خودت باشد. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۵)

امام محمد باقر (علیه ‌السلام): التارکونَ وِلایهَ علی(علیه ‌السلام)، اَلمُنکِرونَ لِفَضلِه، اَلمُظاهِرونُ اَعداءَهُ، خارجونَ عَن الاسلامِ مَن ماتَ مِنهُم علی ذلِکَ، آن کسانی که ولایت علی(علیه‌ السلام) را نپذیرفتند و فضل و برتری او را مُنکر شدند و با دشمنانش همداستان گردیدند چنانچه بر همین حال بمیرند بر دین اسلام نمرده‌اند. (بحار، ج ۲۷، ص ۲۳۸)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله): وَلِی علی وَلِی الله فَوالِهِ و عَدُوُّ علی عَدُوُّ اللهِ فعادِهِ، دوست علی(علیه ‌السلام) دوست خدا است تو او را دوست بدار و دشمن علی(علیه ‌السلام) دشمن خداست تو نیز او را دشمن بدار. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۵)

امام جعفرصادق (علیه‌ السلام): البراءَةُ مِن أشْقَی الأوَّلینَ و الآخِرینَ… قاتِلِ امیرالمؤمنین(علیه‌ السلام) واجِبَةً والبَراءَةِ مِن جَمیع قَتَلَةِ اهل‌البیت(علیه ‌السلام) واجِبةً، تَبَری و بیزاری جستن از شقی‌ ترین اوّلین و آخرین (ابن مُلجَم لعین) قاتل امیرالمؤمنین(علیه ‌السلام) واجب و الزامی است و تَبرّی از تمامی قاتلان اهل‌بیت(علیه ‌السلام) نیز واجب و الزامی است. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۵)

امام علی بن موسی‌الرضا (علیه السلام): کَمالُ الدّینِ وِلایتُنا وَالبَراءَهُ مِن عَدُوِّنا، کمال دین، در ولایت ما و بیزاری از دشمنان ماست. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۸)

امام جعفرصادق (علیه السلام): کَذَبَ مَنِ ادَّعَی مَحَبَّتَنَا وَ لَمْ یتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّنَا، دروغ می‌گوید کسی که ادعای محبّت ما را می‌کند ولی از دشمنان ما تبرّی و بیزاری نمی‌جوید. (بحار، ج ۲۷،‌ص ۵۹)

امام زین‌ العابدین (علیه‌ السلام): مَن اَحبَّ اَعداءَنا فَقَد عادانا وَ نَحنُ مِنهُ بَراءٌ واللهُ عزَّ وجلَّ مِنهُ بَریءٌ، کسی که دشمنان ما را دوست بدارد با ما دشمنی کرده و ما از او بیزاریم و خداوند متعال نیز از او بیزار است. (بحار، ج ۲۷، ص ۶۰)

امام محمدباقر (علیه‌ السلام): مَنْ اَرادَ أنْ یعْلَمَ حُبَّنا فَلْیمْتَحِنْ قَلْبَهُ فَاِنْ شاَرَکَ فِی‌حُبِّنا حُبَّ عَدُوِّنا فَلَیسَ مِنّا وَ لَسْنا مِنْهُ، اگر کسی بخواهد میزان دوستی خود را نسبت به ما بداند به دل خود مراجعه کند اگر ما را دوست می‌دارد و دشمنان ما را هم دوست می‌دارد او از ما نیست و ما هم از او نیستیم. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۱)

مولی امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام): لایجتَمع حُبُّنا و حُبُّ عَدُوِّنا فی ‌جَوْفِ انسانٍ، إنَّ اللَّهَ لَمْ یجعَلْ لِرَجُلٍ قَلْبَینِ فِی‌جَوْفِهِ فَیحِبُّ بِهذا و یبغِضُ بِهذا، دوستی ما با دوستی دشمن ما در یک دل نمی‌گنجد، چرا که خداوند برای یک انسان دو تا دل قرار نداده است که با یکی دوستی کند و با دیگری دشمنی بدارد. (نورالثقلین، ج ۴، ص ۲۳۴)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): ثَلَاثٌ هُنَّ مِنْ عَلَامَاتِ الْمُؤْمِنِ: عِلْمُهُ بِاللَّهِ وَ مَنْ یحِبُّ وَ مَنْ یبْغِضُ‏، این سه چیز از علامت‌ های مؤمن است: خداشناسی او، و چه کسی را دوست می‌دارد و چه کسی را دشمن. (بحار، ج ۱، ص ۲۱۵)

امام حسن عسکری (علیه‌ السلام): اَحِبَّ فی اللهِ وَ اَبغِضْ فِی‌اللهِ وَ والِ فِی‌اللهِ وَ عادِ فی‌الله فَاِنَّهُ لاتُنالُ وِلایهُ اللهِ اِلاّ بِذلِکَ، حُبُّ و بغض تو برای خدا باشد و وَلای و دشمنی تو نیز برای خدا باشد و بدان که ولایت خدا جز از این راه به دست نمی‌آید. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۴)

امام موسی‌کاظم (علیه‌ السلام): شِیعَتُنَا اَلَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَ یحِجُّونَ الْبَیتَ الْحَرَامَ وَ یصُومُونَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ یوَالُونَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یتَبرَّؤُنَ مِن أَعدائِهِم، شیعیان ما کسانی هستند که نماز را برپا می‌دارند و زکاه را می‌پردازند و به حج خانه خدا می‌روند، ماه رمضان را روزه می‌گیرند و ولایت اهل بیت را دارند و از دشمنانشان تَبرّی و بیزاری می‌جویند. (صفات‌الشیعه، ص ۴)

امام جعفرصادق (علیه‌ السلام): وَلایتُنَا وَلایهُ اللَّهِ الَّتِی لَمْ یبْعَثْ نَبِی قَطُّ إِلَّا بِهَا، ولایت ما همان ولایت خدا است که هیچ پیغمبری جز با ولایت ما برانگیخته نشده است. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۳۶)

امام موسی‌کاظم (علیه‌ السلام): طُوبی لِشیعَتِنا المُتَمَسِّکینَ بِحَبلِنا فِی غَیبَهِ قائِمِنا(عَجَّلَ اللّهُ تَعالی فَرَجَه)، الثّابِتینَ عَلی مُوالاتِنا وَ البَراءَهِ مِن أَعدائِنا اُولئِکَ مِنّا وَ نَحنُ مِنهُم، خوشا به حال شیعیان ما در زمان غیبت قائم ما (عج) که به ریسمان ما تمسّک جسته ‌اند و بر موالات ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت‌ قدم مانده ‌اند. آنان از ما هستند و ما از ایشانیم. (اِعلام الوَری، ص ۴۰۷)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله): اِحفظُونی فی عِترتی وَ ذُرِّیتّی، فَمَن حَفِظَنی فیهِم حَفِظَهُ الله، اَلا لَعنَهُ اللهِ عَلی مَن آذانی فیهِم، با پاسداری از حرمت عترت و فرزندان من، حرمت مرا نگه بدارید. لعنت خدا بر کسانی که با اذیت کردن آن‌ها مرا اذیت می‌کنند. (غدیرِ دوم، ص ۳۵)

مولی امیرالمؤمنین (علیه ‌السلام): لَو أَنَّ عَبْداً عَبَدَاللهَ اَلْفَ سَنَهٍ لایقْبَلُ اللهُ مِنهُ حَتّی یعرِفَ وِلایتَنا اَهلَ‌البَیت، اگر بنده‌ ای هزار سال خدا را عبادت کند، تا ولایت ما اهل بیت را نداشته باشد خداوند از او نخواهد پذیرفت. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۹۶)

امام حسن مجتبی(علیه‌ السلام): والّذی بَعثَ مُحمداً صلی‌الله علیه وآله بِالحَقِّ لا ینتَقِصُ مِن حَقِّنا أهلَ‌البَیت اَحدٌ اِلّا نَقَّصَهُ اللهُ مِن عَمَلِهِ مِثلَه، قسم به آن کس که محمد صلی‌الله علیه و آله را به حق برانگیخت هر کس به هر اندازه که از حق ما ضایع کند خداوند نیز به همان اندازه از عمل او ضایع و تباه خواهد نمود. (احقاق‌الحق، ج ۱۱، ص ۲۳۹)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله): حُرِّمتِ الجَنّهُ علی مَن ظَلمَ اَهلَ بَیتی وَ علی مَن قاتَلَهم وَ عَلی المُعینِ عَلَیهم و عَلی مَن سَبَّهُم، هر کس که به اهل بیت من ظلم و ستم کرده و یا با آنان محاربه نموده و یا بر علیه آن‌ها همدست شده و یا آنان را دشنام داده باشد، هرگز به بهشت راه نخواهد یافت. (بحار، ج ۲۷، ص ۲۲۲)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): کَذَبَ مَن زَعَمَ اَنَّهُ مِن شیعتِنا وَ هُو مُتَمَسِّکٌ بِعُروهِ غَیرِنا، دروغ می‌گوید آن کسی که ادّعا می‌کند شیعه ما است ولی از غیر ما پیروی می‌کند. (بحار، ج ۲، ص ۹۸)

امام علی‌ بن موسی‌الرضا (علیه ‌السلام): شیعتُنا المُسَلِّمونَ لِأَمرِنا اَلآخِذونَ بِقَولِنا اَلمُخالِفونَ لِأعدائِنا، فَمَن لم یکُن کَذلِکَ فَلَیسَ مِنّا، شیعیان ما تسلیم أمر و ولایت ما هستند، به گفته ما عمل می‌کنند و دشمنان ما را دشمن می‌دارند، و در غیر این صورت پیرو ما نخواهند بود. (مُسندالامام الرضا(علیه ‌السلام)، ج ۱، ص ۲۳۵)

امام حسن مجتبی(علیه ‌السلام): إنَّ لِأهَلِ النّارِ علاماتٌ یعرَفونَ بِها وَهِی الَاِلحادُ لِأَولیاءِاللهِ والموُالاهُ لِأَعداءِالله، اهل دوزخ نشانه‌ هایی دارند که بدان شناخته می‌شوند، آن‌ها با اولیای خدا عداوت و با دشمنان خدا محبّت و دوستی دارند. (احقاق‌الحق، ج ۱۱، ص ۲۲۵)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): لَو أَنَّ ناصِباً شَفَعَ لَهُ کُلُّ نَبی مُرْسَلٍ و مَلَکٍ مُقَرَّبٍ ما شُفِّعوا، اگر تمام پیغمبران مرسل و همه فرشتگان مُقرّب درباره ناصبی و دشمن اهل بیت علیهم السلام شفاعت کنند شفاعتشان قبول نمی‌شود. (ثواب‌الأعمال، ص ۴۷۲)

پیامبرگرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله: اَلا وَمن أَبغضَ آلَ مُحمدٍ(ص) جاءَ یومَ القیامَهِ مکتوباً بَینِ عَینَیه: آیسٌ مِن رَحمَهِالله! ، همه بدانند، هر کس دشمن آل محمد(علیهم ‌السلام) باشد روز قیامت می‌آید در حالی که میان دو چشمانش (این عبارت) نقش بسته است:‌ نا امید از رحمت خدا! رحمت خدا هرگز شامل حال او نخواهد شد. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۲۰)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): حُبُّ أولیاءِ اللّهِ واجِبٌ وَالوِلایهُ لَهم واجِبَهٌ واَلبراءَهُ مِن اَعدائِهِم واجِبَهٌ وَ مِن‌َالّذینَ ظَلموا آلَ محمدٍ صلّی‌الله علیهم، ولا و محبت اولیای خدا واجب است و بیزاری و تبرّی از دشمنانشان و از کسانی که به آل محمد صلی‌الله علیه و آله ستم روا داشته‌اند هم واجب و الزامی است. (بحار، ج ۲۷،‌ ص ۵۲)

امام جعفرصادق (علیه ‌السلام): المُنکِرُ لإخِرِنا وکاَلمُنکِرِ لِأَوّلِنا، کسی که آخرین ما را قبول نداشته باشد مانند کسی است که اولین ما را هم قبول نداشته است. (بحار، ج ۲۷، ص ۶۱)

امام محمدباقر (علیه ‌السلام): ما بَعَثَ اللهُ نَبِیاً قَطُّ اِلاّ بِوِلایتَنا وَ البرَاءَهِ مِن اَعدائِنا، خداوند هیچ پیغمبری را جز با ولایت ما و برائت و بیزاری از دشمنان ما برنیانگیخته است. (تفسیرصافی، ج ۳، ص ۱۳۴)

امام علی‌ بن موسی‌ الرضا (علیه‌ السلام): مَن سَرَّهُ أن لایکونَ بَینَهُ و بَینَ اللهِ حِجابٌ فَلیتَولَّ آلَ مُحمدٍ سلامُ اللهِ علیهم وَ یتَبرّأْ مِن عَدُوِّهِم وَ یأْتَمَّ بِالاِمامِ مِنهم، هر کس دوست دارد بین او و خدا مانع و رادعی نباشد باید ولایت آل محمد علیهم السلام را دارا باشد، از دشمنانشان بیزاری بجوید و از امام معصوم (علیه‌السلام) پیروی نماید. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۱)

امام جعفرصادق (علیه‌ السلام): مَن أشْبَعَ عَدُواًّ لَنا فَقَد قَتَل وَلِیا لَنا! ، کسی که گرسنه‌ ای از دشمنان ما را سیر کند در حقیقت یکی از محبّان و پیروان ما را به قتل رسانده است! (این اندازه گناه او بزرگ است). (بحار، ج ۲۷، ص ؟)

امام محمدباقر (علیه ‌السلام): مَن أبغَضَنا اَهلَ‌البَیت بَعَثَهُ الله یوم القیامهِ یهودیاً، هر کس با ما . اهل‌بیت . دشمنی کند روز قیامت خداوند او را یهودی محشور می‌گرداند. (بحار، ج ۲۷، ص ۲۲۴)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): وَالذّی نَفسُ مُحمدٍ بیدهِ لَو أنّ عَبداً جاءَ یومَ القیامهِ بِعَملِ سَبعَینَ نَبیاً ما قَبِلَ ‌اللهُ ذلِکَ مِنهُ حَتّی یلقاهُ بِوِلایتی وَ وِلایهِ أهلِ بَیتی، سوگند به آن کس که جان محمد در دست او است. اگر بنده ‌ای روز قیامت عمل هفتاد پیغمبر را داشته باشد تا ولایت من و اهل بیت مرا نداشته باشد خداوند از او قبول نخواهد کرد. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۷۲)

امام علی‌ بن موسی‌الرضا (علیه ‌السلام): قال‌اللهُ عزَّوجلَّ: وِلایهُ علی بنِ أبی طالبٍ حِصنی فَمَن دَخَل حِصنی أَمِنَ مِنْ عَذابی، خداوند متعال می‌فرماید: ولایت علی بن ابیطالب دِژ و حصار من است. هر کس در این حصار جای گرفت از کیفر من در امان خواهد بود. (سفینه، ج ۲، ص ۶۹۲)

امام جعفرصادق (علیه‌السلام): لا واللِّهِ لا یخرُجُ وَلِینا مِنَ الدّنیا اِلّا وَ اَللهُ و رسولُهُ وَ نحنُ عَنُه راضُون، به خدا سوگند جز این نیست کسی که با ولایت ما از دنیا برود او مسلّماً با رضایت و خشنودی خدا و رسول (صلی‌ الله علیه و آله) و خشنودی ما (اهل ‌بیت) از دنیا رفته است. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۳۷)

امام جعفرصادق (علیه‌ السلام): اِنّ أَوثَقَ عُری الایمانِ اَلحُبُّ فی‌اللهِ وَالبُغضُ فی‌اللهِ و تُوالی ولِی‌الله و تُعادی عَدُوَّالله، محکم ‌ترین دستاویزهای ایمان، دوستی و دشمنی که برای خدا باشد، وَلای ولی خدا را داشته باشی و دشمنانش را دشمن بداری. (بحار، ج ۷، ص ۵۷)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌ الله علیه و آله): مَن تأَثَّمَ أَن یلعَنَ مَن لَعَنَهُ اللهُ فَعَلَیهِ لَعنَهُ الله! ، هر کس از لعن کردنِ کسی که خدا او را لعنت کرده خودداری کند، لعنت خدا بر او باد! (غدیر دوّم، ص ۲۷، ایقاد شاه عبدالعظیمی، ص ۵۰)

امام جعفرصادق (علیه‌ السلام): من اَقامَ فرائِضَ اللهِ وَاجْتَنبَ مَحارِمَ اللهِ و أَحسَنَ الوِلایهَ لِأَهْلِ بَیتِ نَبِی اللهِ وَ تَبَرأَ مِن اَعداءِ الِلّه عَزَّوجَلَّ فَلیدِخُلْ مِن أَی ابوابِ الجَنَّهِ الثمانِیهِ شاءَ، کسی که واجبات خدا را به جا آورد و از محرمات دوری کند و ولایت اهل‌بیت پیغمبر(ص) را نیکو بدارد و از دشمنان خداوند متعال تبرّی بجوید، (فردا) از هر یک از درهای هشتگانه بهشت که دلخواه او است داخل آن بگردد. (بحار، ج ۲۷، ص ۸۸)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): مَن سَرَّهُ أَن یجْمَع‌اللهُ لَهُ الخَیرَ کُلَّه فَلیوالِ عَلیاً بَعدی وَ لْیوالِ اَولیاءَهُ وَلْیعادِ اَعداءَه، هر کس دوست دارد که خداوند هر چه خیر است نصیب او گرداند، بعد از من به وَلای علی(علیه ‌السلام) تمسک جوید، دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن بدارد. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۵)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌ الله علیه و آله): یا علی! إنَّ وِلایتکَ لا تُقَبلُ اِلّا بِالبَراءَهِ مِن اَعدائِکَ وَ اَعداءِ الأَئِمَه مِن وُلدِکَ، یا علی! تولأی تو جز با تبرّی از دشمنان تو و دشمنان امامان و فرزندان تو قبول نمی‌شود. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۹۹)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): و الّذِی بَعَثَنی بالحقِّ نَبیاً لَوجاءَ اَحدُکُم یومَ القیامَهِ بِأَعمالٍ کأَمثالِ الجِبالِ وَ لَم یجیءْ بِوِلایهِ عَلِّی بن ابی‌طالب(علیه ‌السلام) لَأکَبَّهُ اللهُ عَزَّوجلَّ فی النّارِ، سوگند به آن کس که مرا به حق به پیامبری فرستاد اگر یکی از شما در روز قیامت به اندازه کوه‌ها عمل نیک داشته باشد ولی ولایت علی بن ابیطالب(علیه ‌السلام) را نداشته باشد خداوند متعال او را به رو به جهنم نگونسار خواهد کرد. (بحار، ج ۲۷، ص ۱۷۱)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): مَن جَحَدَ علیاً اِمامَتَهُ مِن بَعدی فَاِنَّما جَحَدَ نُبُتوَّتی وَ مَن جَحَدَ نُبُوَّتی فَقد جَحَدَ اللهَ رُبُوبِیتَه، هر کس امامت و ولایت علی(علیه ‌السلام) را بعد از من نپذیرد نُبُوّت مرا قبول نکرده و کسی که نُبُوت مرا قبول نکند او ربوبیت خداوند بزرگ را قبول نکرده است. (بحار، ج ۲۷، ص ۶۱)

پیامبرگرامی اسلام (صلی ‌الله علیه و آله): مَن حارَبَ عَلیاً فَقَد حارَبَنی وَ مَن حارَبَنی فَقَد حارَبَ اللهَ عَزَّوجَلّ، هر کس با علی جنگ و محاربه کند با من محاربه کرده و کسی که با من محاربه کند با خدای متعال محاربه نموده است. (بحار، ج ۲۷، ص ۶۲)

پیامبرگرامی اسلام (صلی‌ الله علیه و آله): والِ وَلِی علی وَلَو اَنَّهُ قاتِلُ اَبیکَ وَ وَلَدِکَ و عادِ عَدُوَّهُ وَ لَو اَنَّهُ اَبوکَ اَو وَلَدُکَ، دوست علی(علیه ‌السلام) را دوست بدار هرچند که او قاتل پدر و فرزندت باشد و دشمنش را دشمن بدار هرچند که او پدر یا فرزند خودت باشد. (بحار، ج ۲۷، ص ۵۵)

دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ششم، برگرفته از مقاله تولی و تبری - سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله توّلی و تبرّی


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی

تاريخ : سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ | 10:11 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |