آیه استقامت در قران : امام خمینی با استناد به آیه فَٱسۡتَقِمۡ کَمَآ اُمِرۡتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطۡغَوۡاْۚ اِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِیرٞ [۸] . معتقد است جوهر ایمان همان استقامت و پایداری و رفتن به سوی خداوند است. بنابراین کسی در جوهر ذات و وجودش ایمان به خدا داشته باشد استواتر و محکم ‌تر است. استقامت یعنی استواری قصد سلوک و مقام استقامت یعنی عدم خروج از وسطیت که برای سالک از شدیدترین و سخت‌ ترین امور است از این جهت استقامت نزد اهل سلوک به مقام انسانیت و خروج از تفریط تهوّد و افراط تنصر نیز تفسیر شده است.[۹] . و در حدیث آمده که پیامبر خطی مستقیم کشیدند و خطوطی در اطراف آن کشیدند و فرمودند: این خط مستقیم طریقت من است. از این رو فَٱسۡتَقِمۡ کَمَآ اُمِرۡتَ [۱۰] . استقامت امت را هم از آن بزرگوار خواسته‌ اند.[۱۱] . امام خمینی با استناد به کلام استاد خود می‌فرماید این آیه مذکور در جای دیگر از قرآن نیز آمده ولی بدون قید مَن تَابَ مَعَکَ .[۱۲] . به اعتقاد امام خمینی این حدیث که فرموده شَیَّبَتْنی سُورَةُ هودٍ لِمَکَانِ هذه الآیَةِ، برای آن بود که خدای متعال استقامت پیروان پیامبر را نیز از او خواسته است. البته پیامبر مقام استقامت را داشتند و بلکه مظهر اسم حکیم و عدل بودند.[۱۳] [۱۴] . البته ترس آن حضرت به خاطر صدر آیه نیست؛ بلکه به خاطر ذیل آیه می‌باشد که وَمَن تَابَ مَعَکَ [۱۵] . زیرا خود حضرت مظهر مستقیم بود و انسان کامل عیار بود و از صورت حیوانیت مرده بود.[۱۶] .

آثار استقامت : در قرآن آثارى چند براى استقامت بازگو شده که بخشى از آن، پاداش اهل استقامت در دنیا و پاره ‌اى دیگر پاداش استقامت در آخرت است؛ اما ویژگى بهره ‌مندى از ولایت الهی، در دنیا و آخرت شامل بندگان با استقامت مى‌گردد: الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ استَقـموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلـئِکةُ... نَحنُ اَولِیاؤُکم فِى الحَیوةِ الدُّنیا وفِى الأخِرَةِ سوره فصلت ۴۱،۳۰‌ـ‌۳۱ . اهل استقامت، از رهگذر بهره ‌اى که از ولایت الهى و نزول فرشتگان بشارت دهنده دارند، از ترس و اندوه آزادند: إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ [۴۱]. اهل استقامت در دنیا از برکات خداوند بهره‌مند مى‌شوند: وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا [۴۲]؛ عبارت «ماءً غَدَقاً» در این آیه که به آب فراوان[۴۳] معنا شده کنایه از وسعت و فراوانى روزى است.[۴۴] مشابه این تعبیر کنایى درباره اهل کتاب نیز آمده است[۴۵]: وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ... [۴۶]؛ برخى نیز «ماءً‌ غَدَقا» را به هدایت[۴۷] و علم کثیر[۴۸] تفسیر کرده‌ اند. در آخرت هم زندگى جاودانه در بهشت موعودى که همه چیز در آن فراهم است، فرجام نیکوى بندگانى است که بر ربوبیت خداوند استقامت مى ورزند[۴۹]:... وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ[۵۰]... وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ[۵۱]»؛ «أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ ... [۵۲].

استقامت در قرآن : استقامت در مفهوم قرآنى آن اصطلاحى براى پایدارى در دین و مسیر حق، در برابر کژی‌هاست.[۸] واژه استقامت به‌ صورت مصدرى در قرآن نیامده؛ اما صورت هاى فعلى و اسم فاعلى آن ۴۷‌ بار به‌کار رفته است: در ۹ آیه، مشتقات فعلى استقامت ۱۰ بار به صورت هاى استَقِم سوره هود۱۱، ۱۱۲؛ سوره شورى ۴۲،۱۵ ، اِستَقیما سوره یونس ۱۰،۸۹ ، اِستقیموا سوره فصلت ۴۱،۶ ، براى امر به استقامت، و به گونه «یستقیم سوره تکویر ۸۱‌،۲۸ و استقاموا سوره توبه ۹،۷؛ سوره فصلت ۴۱،۳۰؛ سوره احقاف ۴۶، ۱۳‌ـ‌۱۴؛ سوره جن ۷۲،۱۶ براى بیان آثار استقامت، استعمال شده است. در ۳۷ آیه دیگر نیز واژه مستقیم که‌ اسم فاعل مصدر استقامت است کاربرد دارد؛ از جمله در ۵۱ سوره آل‌ عمران ۳؛ ۴ سوره یس ۳۶ و ۶۱ سوره زخرف ۴۳. . بیشتر مباحث قرآنى استقامت مربوط به ۹ آیه ‌اى است که متضمن مشتقات فعلى استقامت است. در این آیات جز آیه‌ ۷ سوره توبه که به موضوع استقامت در عهد و پیمان پرداخته، سایر آیات، استقامت را در مورد توحید و سیر به سوى خدا مطرح کرده اند.

نهج البلاغه ، الخطب : 174 : وَ قــالَ علي عليه السلام: الْعَمَلَ الْعَمَلَ، ثُمَّ النِّهايَةَ النِّهايَةَ،وَالاِسْتِقامَةَ الاْءِسْتِقامَةَ، ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ،وَالْوَرَعَ الْوَرَعَ!إِنَّ لَكُمْ نِهايَةً فَانْتَهُوا إِلَى نِهايَتِكُمْ،وَإِنَّ لَكُمْ عَلَما فَاهْتَدُوا بِعَلَمِكُمْ،وَإِنَّ لِلاْءِسْلاَمِ غَايَةً فَانْتَهُوا إِلَى غَايَتِهِ.. . حضرت على عليه السلام فرمود:عمل،عمل! پس ازآن: عاقبت،عاقبت! و نيز: استقامت،استقامت! و سپس : صبر، صبر! و: پارسايى، پارسايى!بى گمان هر يك از شما را نهايت وهدفى معين است، پس راه خود به آخر بريد. وبى ترديد براى شما پرچم و نشانى است، به دنبال پرچم خويش هدايت جوييد، اسلام را نيز غايت و هدفى است، شما بايد به سوى آن هدف نهايى به پيش رويد.

در کتاب غررالحکم و دررالکلم در «باب الاستقامة»، سخنانی به اقتصار از مولای موحدان، امیرمؤمنان، امام علی بن ابی طالب ع ، بیان شده است که در این جا به برخی از آنها اشاره می‌شود: الِاسْتِقَامَةُ سَلَامَةٌ : پایداری و ایستادگی بر راه راست، سلامتی از تمام مهالک است. لَا سَبِيلَ أَشْرَفُ‏ مِنَ‏ الِاسْتِقَامَةِ : هیچ راهی بلند مرتبه ‌تر از استقامت و راستی در گفتار و کردار نیست. لَا مَسْلَكَ أَسْلَمُ‏ مِنَ‏ الِاسْتِقَامَةِ : هیچ طریقه‌ ای، سالم ‌تر از استقامت و راستی نیست. كَيْفَ يَسْتَقِيمُ مَنْ‏ لَمْ‏ يَسْتَقِمْ‏ دِينُهُ‏»: کسی که دین او مستقیم نشده است، چگونه دل او مستقیم می‌شود؟ . مَنْ‏ لَزِمَ‏ الِاسْتِقَامَةَ لَمْ يَعْدَمِ السَّلَامَةَ : هر کس ملازم با استقامت و راه راست باشد، سلامت را از دست ندهد. لَا يُقِيمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا يُصَانِعُ وَ لَا يُخَادِعُ وَ لَا تَغُرُّهُ‏ الْمَطَامِعُ‏ : فرمان خدای سبحان را بر پا ندارد جز آنکه در امور به ویژه در امور دینی سستی ننماید، و مکر نکند، و طمع‌ها او رانفریبد. پروردگارا! تو خود فرموده ‌ای که: فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ [۱]، پس به فضل و کرمت تو را سوگند می‌دهیم که سرمایه اصلی استقامت را که همان هدایت به راه مستقیم است، و منشأ هدایت را که همان شرح صدر برای اسلام است، در حد اخلاص به سوی خودت، در ما قرار بدهی[۲].

استقامت در دین : استقامت در دین درقرآن ، قرآن کریم می فرماید: کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند یگانه است سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنها نازل می‌شوند که نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است. و کسانی که گفتند پروردگار ما الله است، سپس استقامت به خرج دادند نه ترسی برای آنهاست و نه غمی دارند. استقامت بر توحید قرآن ، قرآن کریم در موارد مختلفی انسان را امر و دعوت به استقامت می فرماید، از جمله استقامت بر توحید . قرآن کریم در مورد وجوب استقامت برای هارون و موسی علیهما السلام در اجرای رسالت می فرماید: قال قد اجیبت دعوتکما فاستقیما ولا تتبعان سبیل الذین لایعلمون؛ [۱] . فرمود: دعای شما پذیرفته شد، استقامت بخرج دهید و از راه (و رسم) کسانی که نمی‌دانند تبعیت نکنید. امام خمینی با استناد به آیه فَٱسۡتَقِمۡ کَمَآ اُمِرۡتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطۡغَوۡاْۚ اِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِیرٞ [۸] . معتقد است جوهر ایمان همان استقامت و پایداری و رفتن به سوی خداوند است. بنابراین کسی در جوهر ذات و وجودش ایمان به خدا داشته باشد استواتر و محکم‌ تر است. استقامت یعنی استواری قصد سلوک و مقام استقامت یعنی عدم خروج از وسطیت که برای سالک از شدیدترین و سخت‌ ترین امور است از این جهت استقامت نزد اهل سلوک به مقام انسانیت و خروج از تفریط تهوّد و افراط تنصر نیز تفسیر شده است.[۹] . و در حدیث آمده که پیامبر خطی مستقیم کشیدند و خطوطی در اطراف آن کشیدند و فرمودند: این خط مستقیم طریقت من است. از این رو فَٱسۡتَقِمۡ کَمَآ اُمِرۡتَ[۱۰] استقامت امت را هم از آن بزرگوار خواسته ‌اند.[۱۱] . امام خمینی با استناد به کلام استاد خود می‌فرماید این آیه مذکور در جای دیگر از قرآن نیز آمده ولی بدون قید مَن تَابَ مَعَکَ.[۱۲] . به اعتقاد امام خمینی این حدیث که فرموده شَیَّبَتْنی سُورَةُ هودٍ لِمَکَانِ هذه الآیَةِ برای آن بود که خدای متعال استقامت پیروان پیامبر را نیز از او خواسته است. البته پیامبر مقام استقامت را داشتند و بلکه مظهر اسم حکیم و عدل بودند.[۱۳] [۱۴] . البته ترس آن حضرت به خاطر صدر آیه نیست؛ بلکه به خاطر ذیل آیه می‌باشد که وَمَن تَابَ مَعَکَ [۱۵] . زیرا خود حضرت مظهر مستقیم بود و انسان کامل عیار بود و از صورت حیوانیت مرده بود.[۱۶] .

استقامت در اجرای دستورهای خداوند : فاستقم کما امرت ومن تاب معک...؛[۲۳] . بنابراین همانگونه که فرمان یافته‌ ای استقامت کن همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده ‌اند و طغیان نکنید که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند. قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الـهکم الـه وحد فاستقیموا الیه...؛[۲۴] . بگو من فقط انسانی مثل شما هستم که این حقیقت بر من وحی می‌شود که معبود شما تنها یکی است، پس تمام توجه خویش را به او کنید، و از وی آمرزش طلبید، وای بر مشرکان! فلذلک فادع واستقم کما امرت...؛[۲۵] . تو نیز آنها را به سوی این آئین واحد الهی دعوت کن، و آنچنان که مأمور شده‌ای استقامت نما...

استقامت در جهاد با دشمنان : حکم استقامت در جهاد درقرآن، قرآن کریم در موارد مختلفی انسان را امر و دعوت به استقامت می فرماید، از جمله استقامت بر تبلیغ، استقامت در جهاد ، استقامت در ایمان ، استقامت بر توحید .‌

استقامت در اجتناب از گناه : استقامت و پایداری و نپذیرفتن دعوت افراد، نسبت به ارتکاب گناه امری ضروری و لازم است: ورودته التی هو فی بیتها عن نفسه وغلقت الابوب وقالت هیت لک قال معاذ الله انه ربی احسن مثوای انه لا یفلح الظــلمون، ولقد همت به وهم بها لولا ان رءا برهـن ربه کذلک لنصرف عنه السوء والفحشاء انه من عبادنا المخلصین، واستبقا الباب وقدت قمیصه من دبر والفیا سیدها لدا الباب قالت ما جزاء من اراد باهلک سوءا الا ان یسجن او عذاب الیم، قالت فذلکن الذی لمتننی فیه ولقد رودته عن نفسه فاستعصم ولـئن لم یفعل ما ءامره لیسجنن ولیکونـا من الصـغرین، قال رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه والا تصرف عنی کیدهن اصب الیهن واکن من الجـهلین؛ [۲۶] [۲۷][۲۸] . و آن زن که یوسف در خانه او بود از او تمنای کامجوئی کرد و درها را بست و گفت بشتاب بسوی آنچه برای تو مهیاست! (یوسف) گفت پناه می‌برم بخدا، او عزیز مصر صاحب نعمت من است، مقام مرا گرامی داشته (آیا ممکن است به او ظلم و خیانت کنم؟ ) مسلما ظالمان رستگار نمی‌شوند آن زن قصد او را کرد، و او نیز - اگر برهان پروردگار را نمی‌دید - قصد وی را - مینمود، اینچنین کردیم تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود، و هر دو بسوی در دویدند ، در حالی که همسر عزیز، یوسف را تعقیب می‌کرد و پیراهن او را از پشت پاره کرد و در این هنگام آقای آن زن را دم در یافتند! آن زن گفت: کیفر کسی که نسبت به اهل تو اراده خیانت کند جز زندان و یا عذاب دردناک چه خواهد بود؟! ، ... (همسر عزیز) گفت این همان کسی است که بخاطر عشق او مرا سرزنش کردید. (آری) من او را به خویشتن دعوت کردم و او خودداری کرد، و اگر آنچه را دستور می‌دهم انجام ندهد به زندان خواهد افتاد و مسلما خوار و ذلیل خواهد شد! (یوسف) گفت پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا بسوی آن می‌خوانند و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من بازنگردانی قلب من به آنها متمایل می‌گردد و از جاهلان خواهم بود. [۲۹] [۳۰] .

استقامت در برابر مجرمان : استقامت و ایستادگی، در برابر عمل ضد اخلاقی مجرمان، امری مطلوب می باشد: قالوا لـئن لم تنته یــلوط لتکونن من المخرجین، قال انی لعملکم من القالین؛[۳۱] [۳۲] . گفتند: ‌ای لوط اگر از این سخنان خودداری نکنی از اخراج شوندگان خواهی بود، گفت: من (به هر حال) دشمن اعمال شما هستم.

استقامت در تبلیغ : حکم استقامت در تبلیغ درقرآن ، قرآن کریم در موارد مختلفی انسان را امر و دعوت به استقامت می فرماید، از جمله استقامت بر تبلیغ ، استقامت در جهاد ، استقامت در ایمان ، استقامت بر توحید .

استقامت در راه هدف : درمنظر قرآن کریم استقامت و پایداری، در رسیدن به اهداف ارزشمند و متعالی مطلوبیت دارد: واذ قال موسی لفتـه لا ابرح حتی ابلغ مجمع البحرین او امضی حقبـا؛[۳۳] . بخاطر بیاور هنگامی که موسی به دوست خود گفت: من دست از طلب برنمی دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم. مقصود از "لا ابرح" ، "ازال"، "امضی" و "امشی" کنایه از تلاش و دست نکشیدن از خواست خود است.[۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹] . مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱۱، ص۱۴۰، برگرفته از مقاله حکم استقامت .

استقامت پیامبر در دین : وان اقم وجهک للدین حنیفـا...؛[۱۷] . و (به من دستور داده شده که) روی خود را به آئینی متوجه ساز که خالی از هر گونه شرک است... فاستقم کما امرت ومن تاب معک ولا تطغوا انه بما تعملون بصیر؛[۱۸] . بنابراین همانگونه که فرمان یافته‌ ای استقامت کن همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده‌ اند و طغیان نکنید که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند. فاقم وجهک للدین حنیفـا...؛ [۱۹] . روی خود را متوجه آئین خالص پروردگار کن ... فاقم وجهک للدین القیم...؛ [۲۰] . روی خود را به سوی آئین مستقیم و پایدار کن ... قل یـقوم اعملوا علی مکانتکم انی عـمل فسوف تعلمون؛ [۲۱] . بگو‌ای قوم من! شما هر چه در توان دارید انجام دهید، من نیز به وظیفه خود عمل می‌کنم، اما به زودی خواهید دانست. فلذلک فادع واستقم کما امرت ولا تتبع اهواءهم وقل ءامنت بما انزل الله من کتـب وامرت لاعدل بینکم الله ربنا وربکم لنا اعمــلنا ولکم اعمــلکم لا حجة بیننا وبینکم الله یجمع بیننا والیه المصیر؛ [۲۲] . تو نیز آنها را به سوی این آئین واحد الهی دعوت کن، و آنچنان که مأمور شده‌ ای استقامت نما، و از هوا و هوسهای آنان پیروی مکن، و بگو: به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده ایمان آورده‌ام، و مامورم در میان شما عدالت کنم، خداوند پروردگار ما و شما است، نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصی در میان ما نیست، و خداوند ما و شما را در یکجا جمع می‌کند، و بازگشت همه به سوی او است.

استقامت پیامبر در انجام دستور خدا : قرآن کریم در مورد وجوب استقامت پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌آله ‌وسلّم در انجام دادن دستورهای خداوند می فرماید: فاستقم کما امرت ومن تاب معک ولا تطغوا...؛[۲] . بنابراین همانگونه که فرمان یافته ‌ای استقامت کن همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده ‌اند و طغیان نکنید که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند. [۳] [۴] . فلذلک فادع واستقم کما امرت ولا تتبع اهواءهم وقل ءامنت بما انزل الله من کتـب وامرت لاعدل بینکم الله ربنا وربکم لنا اعمــلنا ولکم اعمــلکم لا حجة بیننا وبینکم الله یجمع بیننا والیه المصیر؛ [۵] . تو نیز آنها را به سوی این آئین واحد الهی دعوت کن، و آنچنان که مامور شده‌ ای استقامت نما، و از هوا و هوسهای آنان پیروی مکن، و بگو: به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده ایمان آورده ‌ام، و مأمورم در میان شما عدالت کنم، خداوند پروردگار ما و شما است، نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصی در میان ما نیست، و خداوند ما و شما را در یکجا جمع می‌کند، و بازگشت همه به سوی او است. [۶] [۷] .


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی

تاريخ : سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ | 10:17 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |