ونزوئلا؛ ایستگاه جدید برای براندازی دولتهای ملّی

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و شصتودومین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده فهیمه مقیمی تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و شصتودو
سرمقاله
ونزوئلا؛ ایستگاه جدید برای براندازی دولتهای ملّی
«مردم در منطقه آمریکای جنوبی، ونزوئلا و کشورهای دیگر منطقه بهشدت آرام و فراری از تنش و درگیریاند.» اینها بخشهایی از روایتی است که یکی از دیپلماتهای کشورمان از روحیه اجتماعی مردم در آمریکای جنوبی دارد. مردمی که در طول تاریخ خودشان هر قدر نجابت به خرج داده و اهل آرامش بودهاند اما به همان اندازه هم مورد طمع استعمارگرانی از پرتغال، فرانسه، هلند و اسپانیا بودهاند.
برخلاف تصور، منشأ اکثریت غالب درگیریها در پانصد سال اخیر این منطقه، نه نزاعهای داخلی، بلکه قیامها و ستیزهایی علیه استعمارگران و دستنشاندگان محلی آنها بوده است. پیش از قرن نوزدهم، تاریخ آمریکای لاتین کارنامه پرباری از مقاومتهای مردمی و قیامهای خونین علیه دستگاه استعماری اسپانیا، فرانسه و پرتغال را به ثبت رسانده است. اما با افول قدرتهای سنتی اروپایی پس از پایان جنگ جهانی دوم، دوران جدیدی از سلطه در منطقه آغاز شد که رهبری آن را ایالات متحده آمریکا بر عهده گرفت.
صنعت و اقتصاد آمریکا که شکوفایی خود را مدیون جنگ عالمگیری بود که شعلههایش به خاک این کشور نرسید، پس از جنگ جهانی دوم باید روند رشد و سیطره خود را ادامه میداد. این پیشروی بر پایه نفت، مواد اولیه معدنی و محصولات کشاورزی سایر نقاط دنیا بنا شده بود. بیدلیل نیست که جغرافیای آمریکای جنوبی تقریباً همزمان با غرب آسیا، به یکی از مهمترین نقاط مورد طمع واشنگتن تبدیل شد. در این میان، کودتای ۲۸ مرداد برای براندازی دولتی ملی در ایران که ملی شدن صنعت نفت را هدف قرار داده بود، عملاً به یک راهنمای عملی برای براندازی دولتهای مستقل در آمریکای جنوبی تبدیل شد؛ دولتهایی که به ساز مقامات کاخ سفید نمیرقصیدند.
نتیجه این مداخلات آن شد که جوامع آمریکای لاتین در طول نیمه دوم قرن بیستم، با راهبری دیکتاتورهای وابسته به آمریکا و بلوک غرب، تبدیل به پادگانهای امپریالیستی دنیا شدند تا حافظ منافع سیاسی و اقتصادی غرب باشند.
جنگافروزیها و لفاظیهای امروز ایالات متحده علیه ونزوئلا نهتنها جدید نیست، بلکه دقیقاً در امتداد ۷۵ سال استعمار نوین این منطقه قرار دارد. اگر مقامات کاخ سفید برای نفت، طوق بردگی را به زور بر گردن جوامع غرب آسیا انداختند، در آمریکای جنوبی، آنها حتی به میوه و کشاورزی این مردم نیز رحم نکردند.
بخشی غمانگیز از تاریخ این منطقه، داستان شلتاق سرمایهداری آمریکا و کشیدن تسمه از گرده مردم توسط شرکتهایی بود که با حمایت دیکتاتورهای فاسد مورد حمایت واشنگتن، محصولات میوه و کشاورزی منطقه را به غارت میبردند.
قصه فشار، تحریم و محاصره امروز ونزوئلا توسط کاخ سفید، باز هم همان قصه چند صد ساله استعمار قدیم و قصه ۷۵ ساله استعمار نوین است. آمریکای جنوبی پس از ۴۰۰ سال استعمار مستقیم اروپاییان و یک قرن تحمیل دیکتاتورهای وابسته به آمریکا، هنوز در قرن بیستویکم مشغول دستوپنجه نرم کردن با سایه سنگین سلطه است.
جرم جوامع این منطقه فقط یک چیز است: آنها میخواهند خودشان برای سرنوشتشان تصمیم بگیرند؛ نه اینکه فرمان سرنوشتشان از واشنگتن صادر شود یا بخشی از جغرافیای منفعتطلبانه مقامات کاخ سفید باشند.
در ۵۰ سال گذشته هر وقت جوامع منطقه نخواستهاند زیر بار سلطه و استیلا بروند، شمشیر غرب از نیام بیرون آمده. به همین دلیل هم تقریبا همه درگیریهای ۵ قرن اخیر علیه استعمارگران و دستنشاندههای آنها بوده. انگار که استعمار قدیم و جدید عهد کردهاند آب خوش از گلوی مردم نجیب این منطقه پایین نرود. جرم آمریکای جنوبی این است که با نه گفتن به استیلا و سلطه، اسرار باطن استعمار جدید و قدیم را هویدا میکنند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
منطق «همه با هم باشید»

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و شصت و یکمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید علیرضا فلاح تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و شصت و یک
سرمقاله
منطق «همه با هم باشید»
ملّتها در طول تاریخ، لحظاتی را تجربه کردهاند که فشار، تهدیدها و توطئههای خارجی، قدرت درونی آنها را محک زده است. ایران با پیشینه کهن و پیچیده، قومیتهای گوناگون و موقعیت راهبردی ژئوپلیتیکی، از این قاعده مستثنی نیست. در چنین زمانهای حساسی، وحدت و انسجام تنها یک فضیلت اجتماعی نیست، بلکه به یک ضرورت ملّی تبدیل میشود. بقا، ثبات و پیشرفت یک کشور تحت فشار، تا حدّ زیادی به اراده جمعی مردم و توانایی آنها برای پشت سر گذاشتن اختلافات در راه اهداف مشترک بستگی دارد.
برای درک اهمیت وحدت، باید این واقعیت را در نظر بگیریم که محیط ژئوپلیتیکی ایران همواره تحت تأثیر مطامع قدرتهای خارجی بوده است. از منابع عظیم طبیعی گرفته تا موقعیت محوری آن میان شرق و غرب، ایران همواره مورد توجه قدرتهای جهانی بوده است.
واقعیتهای سیاسی مدرن -از تحریمهای اقتصادی و درگیریهای منطقهای تا تهدیدات سایبری و هجوم اطلاعات نادرست- بر پیچیدگی این چالشها افزوده است. وقتی یک ملّت تحت چنین فشارهایی باشد، تفرقه دقیقاً همان چیزی است که دشمنان خارجی به دنبال آن هستند. تفرقه، ساختارهای درونی را تضعیف کرده و کشور را در برابر نفوذ، خرابکاری و بیثباتی آسیبپذیر میکند.
خداوند متعال در قرآن کریم، بر وحدت به عنوان یک اصل الهی برای استحکام جامعه تأکید میورزد. آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آلعمران: ۱۰۳)، «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید»، دعوتی همیشگی برای همبستگی است. این فرمان نشان میدهد که تفرقه، جوامع را از نظر معنوی، سیاسی و اجتماعی تضعیف میکند. در مقابل، وحدت به منبعی از پشتیبانی الهی و تابآوری جمعی تبدیل میشود.
علاوه بر این، قرآن بارها درباره نیروهای خارجی که در پی ایجاد تفرقه هستند هشدار میدهد: «إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء» (مائده: ۹۱)، «شیطان فقط میخواهد میان شما دشمنی و کینه برانگیزد...». به بیان امروزی، این آیه نشان میدهد که چگونه اطلاعات نادرست، جنگ روانی و دستکاری خارجی میتوانند در صورت عدم محافظت از وحدت، یک جامعه را متلاشی کنند.
تاریخ و علوم سیاسی نیز هر دو بر این موضوع تأکید دارند که تابآوری یک ملّت به همبستگی درونی آن بستگی دارد. ژان ژاک روسو، فیلسوف مشهور، میگوید: «قدرت یک ملّت نه با تعداد سربازانش، بلکه با وحدت مردمانش سنجیده میشود.» این ایده با شرایط کنونی ما که درگیر نوعی جنگ احزاب هستیم، همخوانی دارد. صرفنظر از اختلافات سیاسی، تنوع اجتماعی یا منازعات ایدئولوژیک، امنیت ملّی و استقلال، نیازمند حس مشترک هدفمند است.
با این حال، وحدت به معنای یکنواختی نیست. موزاییک غنی فرهنگی ایران -شامل فارسی، آذری، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و دیگران- یکی از نقاط قوت آن است. آنچه لازم است، حذف تفاوتها نیست، بلکه یافتن این تفاوتها در یک هویت ملّی منسجم است.
اندیشمندان برجسته همواره استدلال کردهاند که وحدت یک ضرورت راهبردی برای ملّتها تحت تهدید است. برای نمونه آرنولد توینبی، تاریخدان مشهور جهان، معتقد است تمدنها نه به دلیل حملات خارجی، بلکه به دلیل فروپاشی درونی از بین میروند: «تمدنها بیشتری براثر خودکشی میمیرند تا قتل.» این قواعد منطقی درباره ایران نیز صدق میکنند؛ تهدیدات خارجی زمانی بیشترین اثر را دارند که انسجام درونی تضعیف شده باشد.
امروز ایران با تهدیدها و تنشهای ژئوپلیتیکی، رقابتهای منطقهای، کمپینهای جنگ رسانهای و تلاش برای منزوی کردن راهبردی روبهرو است. هر یک از این چالشها، انسجام داخلی را حیاتیتر میکنند. اگر کشور متحد بماند، در سراسر گسلهای قومی، زبانی و سیاسی، توانایی آن برای مقاومت در برابر فشار خارجی بهطور چشمگیری افزایش مییابد. در مقابل، اگر اختلافات به درگیری یا بیاعتمادی تبدیل شود، تابآوری ملّت تضعیف میشود.
وحدت برای ایران یک آرمان انتزاعی نیست؛ بلکه یک ضرورت عملّی برای بقا و پیشرفت است. با تداوم فشارهای دشمن، انسجام مردم ایران به ارزشمندترین نیروی راهبردی آنان تبدیل میشود.
رهنمودهای اصیل قرآن، درسهای تاریخ و خرد اندیشمندان جهانی همگی به یک حقیقت اشاره دارند: یک ملّت متحد، استوار میایستد، در حالیکه یک ملّت متفرق، شکننده میشود. راز توصیههای مکرر رهبر انقلاب نیز در همین نکته نهفته است؛ «در برابر دشمن، همه با هم باشید.»
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
صورت حساب سنگین یک تجاوز

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و شصتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید رمضانعلی چوبداری تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و شصت
سرمقاله
صورت حساب سنگین یک تجاوز
جنگ ۱۲روزه یکی از بزرگترین شکستهایی بود که رژیم صهیونیستی در تاریخ جعلی خود متحمل شد. طبق برخی اعترافات منابع آمریکایی و صهیونیستی، این تجاوز نتیجه طراحی ۲۰ساله برای حمله به ایران بود که با شکست دشمن صهیونی همراه شد.
میزان واقعی خسارتهای رژیم صهیونیستی بهویژه در بخشهای امنیتی و نظامی به دلیل سانسور شدید هیچگاه رسانهای نشده اما بررسی اعترافات مقامات اسرائیلی و گزارش رسانههای این رژیم بخشی از این خسارتها را نشان میدهد.
موج شدید حملات ایران به اسرائیل باعث شد که این رژیم به سانسور شدید روی بیاورد. روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» در گزارشی با اشاره به حملات ایران، افشا کرد برخی نقاطی که توسط موشکهای ایرانی هدف گرفته شدند از سوی تلآویو اعلام نشدهاند و برخی پژوهشگران با استفاده از تصاویر ماهوارهای آنها را افشا کردهاند. این روزنامه نوشت از آغاز تا پایان جنگ، ایران در مجموع حدود ۵۳۰ موشک بالستیک را در ۴۲ موج شلیک کرد.
این حملات خسارت بزرگی به صهیونیستها وارد کرد. دادههای اداره مالیات اسرائیل حاکی است که از آغاز جنگ با ایران بیش از ۴۱ هزار پرونده خسارت ثبت شد که تقریباً ۳۳ هزار مورد آن مربوط به آسیب به منازل مسکونی، ۴۱۰۰ مورد مربوط به خودروها و بیش از ۴۰۰۰ مورد مربوط به اموال و تجهیزات بود.
اداره مالیات اسرائیل هزینه اولیه خسارتهای مسکونی را ۱.۳ میلیارد دلار برآورد کرد که انتظار میرود به بیش از ۱.۵ میلیارد دلار برسد. در این مدت بیش از ۱۸ هزار نفر مجبور به تخلیه خانههای خود شدند و هزینه اسکان اضطراری و خدمات برای آنها حدود ۵۰۰ میلیون دلار برآورد شد.
باید توجه داشت که خسارت به ساختمانهای دولتی، بخصوص امنیتی و نظامی در این گزارش وجود ندارد و اساساً مشمول این روند نیز نمیشود.
درهمینحال تحلیلگران اقتصادی هزینههای مستقیم و غیرمستقیم این جنگ را بین ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار برای اسرائیل برآورد میکنند، رقمی که شامل هزینههای نظامی، دفاع موشکی، اختلال در فعالیتهای اقتصادی، خسارات ناشی از حملات ایران و هزینههای بازسازی است.
طبق اذعان رسانههای عبری میانگین هزینه روزانه نظامی اسرائیل در این دوره حدود ۷۲۵ میلیون دلار بود که در مجموع به ۸.۷ میلیارد دلار رسید و بیش از ۲.۵ میلیارد دلار هزینه سامانه پدافندی اسرائیل شد.
از سوی دیگر اختلال اقتصادی ناشی از تعطیلی گسترده کسبوکارها و فلج شدن بخشهای گردشگری، فناوری پیشرفته، حملونقل و خدمات روزانه ۱.۵ میلیارد دلار زیان ایجاد کرد و در مجموع به حدود ۱۸ میلیارد دلار رسید.
همچنین بنابر اعتراف رسانههای این رژیم حملات موشکی ایران حدود سه میلیارد دلار خسارت مستقیم به زیرساختها وارد کرد؛ ازجمله پالایشگاه نفت حیفا، مؤسسه وایزمن و ساختمانهای نظامی در تلآویو که بازسازی آنها نیازمند بودجه سنگین و چند برابری است.
تحلیلگران اسرائیلی اذعان دارند که این جنگ توانسته است یکی از شدیدترین بحرانهای انسانی و اقتصادی را در تاریخ این رژیم ایجاد کند.
گیورا آیلند رئیس پیشین شورای امنیت رژیم بعد از پایان جنگ صریحاً اعلام کرد که ادامه جنگ به نفع اسرائیل نبود.
این موارد تنها بخش کوچکی از خسارتهایی است که اسرائیل در جنگ ۱۲روزه با ایران متحمل شد. سانسور شدید در سرزمینهای اشغالی مانع از انتشار آمار واقعی شده است و بدون این سانسور بهوضوح روشن میشود که چرا اسرائیل مجبور به تن دادن به آتشبس شد و چگونه برنامه ۲۰ساله خود برای جنگ با ایران را تنها در ۱۲روز شکستخورده دید.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
صخره سخت

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و پنجاهونهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهیده نیلوفر قلعهوند تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و پنجاهونه
سرمقاله
صخره سخت
کانون اراده و قدرت! این عبارت چهارکلمهای را میتوان خیمه اصلی حاکم بر سخنان تلویزیونی پنجشنبهشب رهبر انقلاب دانست.
برخلاف آنچه در جریانسازی سنگین رسانهای غرب علیه ایران به راه افتاده که ایران را موجودی ضعیف و در گوشه رینگ توصیف میکنند که زمان زدن ضربه اصلی به آن فرا رسیده، این نگاه اما با دریافت واقعیتهایی از بطن جامعه ایران تحلیلی برعکس از فضاسازیهای اخیر علیه ایران دارد.
مفهوم پایهای که رهبر انقلاب سایر محورهای بیانات خویش را روی آن بنا کردند درست نقطه مقابل آن دستگاه تحلیلی است که دشمن در پی ساختن آن در اذهان است: ایران همچنان سخت و ستبر ایستاده است.
یک وجه مهم این استواری بعد سخت آن است. مَطلع سخنان ایشان و اشاره مستقیم به بسیج، دالّ مرکزی این بخش است.
بسیج متعلق به قشر خاصی نیست، تنها مرزبندیاش با دیگری و دشمن است و از همه مهمتر نقطه جوشش اصلی پدیدهای است که در سالهای متأخر بهنام محور مقاومت شناخته میشود.
هسته سخت مقاومت، ایران است و هسته سخت ایران هم بسیج.
برخلاف ادعا و تصور دشمن و برخلاف آنچه که بهعنوان یکی از اهداف جنگ ۱۲روزه در نظر گرفته شده بود، ایران نهتنها از تفکر و راهبرد مقاومت دست برنداشته و نهتنها در مقابل خواست دشمن برای دست برداشتن از مقاومت کوتاه نیامده بلکه در پی تقویت این راهبرد است.
در این چارچوب ناگفته پیداست که موضع ایران در برابر دیگر مسائل این روزها مانند طرحهای اخیر منطقهای برای فشار به جریانهای مقاومت در جغرافیای غرب آسیا چیست. اینها وجه سخت ماجراست.
وجه نرم آن هم تقویت انسجام داخلی و استحکام صفوف ملّی بین جریانهای مختلف مردمی و سیاسی ازیکسو، و دولت و ملّت از سوی دیگر است.
اینجا فقط و فقط با دشمنِ آنسوی مرز است که باید مرزبندی کرد. هر مرز و شعار و صدا و ادعایی که بوی شکاف و گسل داشته و ساحت میدان و مبارزه خود را درون مرزهای کشور تعریف کرده باشد در خدمت مستقیم به طرح دشمن برای شکستن کمر ایران است ولو آیات کتاب خدا را دستاویز خود قرار داده باشد.
وجه سخت ماجرا متوجه تدبیر برای پر کردن مشت نیروهای مسلح است و وجه نرم آن هم حمایت و تقویت بخشهای مختلف داخلی و اجرایی کشور برای پیشبرد امور در زمینه حل مسائل کشور و عبور از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است.
دفاع و امنیت را مسئولانی است و تدبیر امور داخل کشور را هم مسئولانی. ایران در حکم جزیره ثبات غرب آسیا از نظر اوضاع داخلی نیز با تدبیر و تسلط مشغول رتقوفتق امور داخلی خود است.
اشارات رهبر انقلاب در حمایت همهجانبه از دولت که در برخی مسائل به سمت اصلاح بنیادینی حرکت کرده که شروعش از دولت پیش کلید خورده، نشاندهنده روح حاکم بر کشور برای اداره امور و بیتوجهی به وضعیت نه جنگ، نه صلحی است که دشمن در پی استمرار آن است.
در زمانی که جریانها و رسانههای خارجی عامدانه و بعضی جریانهای غافل داخلی ناخواسته زیر سایه جنگ رفته و تصویرگر قفل شدن امور در داخل شدهاند، دولت و مردم، مسلط و با تدبیر مشغول اداره امور عادی مُلک هستند.
این استواری و ایستادگی و سخت بودن و اعتماد به قدرت و قوت ملّی و مردمی، بهقدری ریشهدار است که حتی شایعه ارسال پیام غیرمستقیم به آمریکا برای بازگشت به میز مذاکره هم خیلی شفاف و صریح رد میشود و آن را یک دروغ بزرگ توصیف میکند تا راه برای هر نوع سوءبرداشت و ارسال پیام ضعف به دشمن بسته شود.
در همین چارچوب است که ایستادگی در برابر دشمن آمریکایی و صهیونی در جنگ ۱۲روزه، جنگ احزابی بود در برابر تمام جبهه کفر که صخره سخت غرب آسیا نهتنها کمر خم نکرد بلکه مستظهر به یک حمایت ۹۰ میلیونی مردمی - از اقشار و جریانها و درجات دینی و مذهبی و فرهنگی مختلف اما باغیرت و باشرف – ضربه دشمن را با ضربه متقابل پاسخ داد تا نقطه پایان دوران بزندَررویی را به دشمن صهیونی و آمریکایی یادآوری کنند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
ترجمه و شرح حکمت 170 نهج البلاغه: گناه نکردن آسانتر از توبه کردن
متن نهج البلاغه
نهج البلاغه ( نسخه صبحی صالح )
وَ قَالَ (علیه السلام): تَرْكُ الذَّنْبِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْمَعُونَةِ [التَّوْبَةِ].
و فرمود (ع): گناه نكردن از توبه نمودن آسانتر است.
شرح
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )منهاج البراعه (خوئی)جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )
راه نزديكتر!
امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به نکته مهمى در مورد ترک گناه و مقایسه آن با توبه از گناه اشاره کرده مى فرماید: «ترک گناه آسان تر از تقاضاى توبه است»; (تَرْکُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوبةِ(1)).
امام(علیه السلام) فرمود ترک گناه از تقاضاى توبه آسان تر است این نکته دلایل زیادى دارد، زیرا از یک سو ممکن است انسان پس از ارتکاب گناه توفیق توبه نیابد و از دنیا برود به خصوص اگر توبه را به تأخیر بیندازد آن گونه که سیره بسیارى از غافلان است.
از سوى دیگر توبه شرایط زیادى دارد پشیمانى قطعى از گناه و تصمیم بر ترک در آینده و پرداخت حق الناس و قضاى عبادات و پرداختن و کفاره اگر عملى است که داراى قضا و کفاره بوده مانند ترک روزه واجب و جبران کردن خطاهاى گذشته با اعمال صالح آینده، زیرا در قرآن مجید کرارا بعد از جمله «تابُوا» واژه «اَصْلَحُوا» ذکر شده است.(2)
از همه اینها گذشته گناه رسوباتى در روح انسان از خود بجاى مى گذارد که برطرف ساختن آن بسیار مشکل است و درست به این مى ماند که به کسى بگویند مراقب باش بدنت مجروح نشود و دست و پایت نشکند. او بگوید مهم نیست اگر مجروح شد مداوا مى کنم و اگر شکست به شکسته بند مراجعه مى نمایم در حالى که بعد از مداواى جراحات و جبران استخوان هاى شکسته آثارى از آن در ظاهر یا در باطن باقى مى ماند که گاه تا آخر عمر همراه انسان است.
مرحوم علامه مجلسى در روضه بحارالانوار در حدیث معروف «هشام بن حکم» از امام موسى بن جعفر(علیه السلام) جمله اى از حضرت مسیح نقل مى کند و آن جمله این است: «بِحَقِّ أقُولُ لَکُمْ إنَّ مَنْ لَیْسَ عَلَیْهِ دَیْنٌ مِنَ النّاسِ أرْوَحُ وَأقَلُّ هَمّاً مِمَّنْ عَلَیْهِ دَیْنٌ وَإنْ أحْسَنَ الْقَضاءَ وَکَذلِکَ مَنْ لَمْ یَعْمَلِ الْخَطیئَةِ أرْوَحُ هَمّاً (مِمَّنْ) عَمِلَ الْخَطیئَةَ وَإنْ أخْلَصَ التَّوْبَةَ وَأنابَ; به حق براى شما مى گویم. کسى که بدهى به مردم ندارد راحت تر و کم غصه تر است از کسى که دینى بر ذمه اوست، هرچند مى تواند به خوبى آن را ادا کند. همین گونه کسى که گناهى نکرده راحت تر و کم اندوه تر است از کسى که مرتکب گناهى شده، هرچند توبه خالصانه اى بعد از آن کند و به خدا باز گردد».(3)
مرحوم کلینى در کافى و مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار داستان جالبى از عابدى از بنى اسرائیل نقل مى کند که ذکر آن در اینجا بسیار مناسب است. در این حدیث امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «مرد عابدى در بنى اسرائیل بود که هرگز مرتکب خلافى در امور دنیا نشده بود (و گناهى نکرده بود) به گونه اى که ابلیس از دست او ناراحت شد و فریاد کشید و لشکرش نزد او حاضر شدند. ابلیس گفت: چه کسى مى تواند براى من این عابد را گمراه سازد؟ یکى از آنها گفت: من آماده ام. ابلیس گفت: از کدام راه به سراغ او مى روى؟ گفت: از ناحیه زنان (و شهوت جنسى که بسیار نیرومند است). ابلیس گفت: کار تو نیست این عابد مسائل مربوط به زنان را تجربه نکرده است. دیگرى از شیاطین گفت: من آمادگى داردم. ابلیس گفت: از کجا به سراغ او مى روى؟ گفت: به وسیله شراب و لذات. ابلیس گفت: کار تو نیست او علاقه اى به این امور ندارد. سومى گفت: من آماده ام (که او را گمراه سازم). ابلیس گفت: از چه راه به سراغ او مى روى؟ گفت: از طریق کارهاى نیک (و عبادت!) ابلیس پسندید گفت: برو، این کار از تو ساخته است. او به صومعه عابد رفت و در برابر او ایستاد و مشغول نماز شد. عابد از عبادت خسته مى شد و مى خوابید و آن شیطان چشمش به خواب فرو نمى رفت، عابد استراحت مى کرد ولى شیطان استراحت نمى کرد. عابد در حالى که خود را در برابر او قاصر و عمل خود را کوچک مى دید گفت: اى بنده خدا از چه راه این همه قدرت و قوت بر نماز و عبادت پیدا کردى؟ شیطان جوابش را نداد. بار دوم و بار سوم تکرار کرد. شیطان در جواب او گفت: اى بنده خدا! گناهى از من سر زده و من از آن توبه کردم هر زمان که گناه به خاطرم مى آید قوتى بر نماز پیدا مى کنم. عابد گفت: اگر چنین است گناهت را به من بگو تا من هم انجام دهم و توبه کنم و هرگاه چنین کردم (و گناه به خاطرم آمد) قوت بر نماز پیدا کنم.
شیطان به او گفت: به شهر مى روى (در محله بدنام) و سراغ فلان زن آلوده را مى گیرى دو درهم به او بده و مرتکب گناه شو. عابد گفت: من دو درهم ندارم اصلاً نمى دانم دو درهم چیست. شیطان دو درهم از زیر پاى خود در آورد و به او داد. مرد عابد (ساده لوح) با همان لباس عبادت وارد شهر شد و سراغ منزل آن زن آلوده را گرفت. مردم او را راهنمایى کردند و تصورشان این بود که آمده است او را موعظه کند تا دست از کار زشت بر دارد. فرد عابد هنگامى که به سراغ آن زن آمد دو درهم را نزد او افکند و گفت: برخیز! برخاست و به داخل منزلش شد و به عابد گفت: داخل شو. آن گاه زن آلوده گفت: تو با وضع و هیئتى به سراغ من آمده اى که هیچ کس به این صورت به سراغ من نمى آید. (با لباس عابدان و پارسایان آمده اى) بگو ببینم چه خبر است. عابد جریان را به طور کامل براى آن زن تعریف کرد. آن زن گفت: «إنَّ تَرْکَ الذَّنْبِ أهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ وَلَیْسَ کُلُّ مَنْ طَلَبَ التَّوْبَةَ وَجَدَها; ترک گناه آسان تر از تقاضاى توبه است و تمام کسانى که تقاضاى توبه مى کنند ممکن است موفق به توبه نشوند». سپس افزود: تصور مى کنم فردى که این دستور را به تو داده شیطانى بوده که در برابر تو به صورت عابدى ظاهر شده است. برگرد که من هرگز تسلیم خواسته تو نخواهم شد. مرد عابد (از خواب غفلت بیدار شد و) بازگشت (و اثرى از آن شیطان ندید) اتفاقاً آن زن بدکاره آن شب از دنیا رفت و مردم دیدند بر در خانه او نوشته شده است به تشییع جنازه این زن حاضر شوید که از اهل بهشت است. مردم به شک افتادند سه روز دست نگه داشته و او را دفن نکردند، چون در کار او حیران بودند. خداوند به پیامبر آن زمان یعنى «موسى بن عمران» وحى فرستاد که به سراغ فلان زن برو نماز بر او بخوان و به مردم بگو که در نماز بر او شرکت کنند که من او را بخشیدم و بهشت را بر او واجب کردم، زیرا فلان بنده عابد مرا از گناه باز داشت(4). (5)
*****
پی نوشت:
(1). در متن نسخه صبحى صالح «طَلَبِ الْمَعُونَةِ» آمده است در حالى که اکثر نسخه ها «طَلَبِ التَّوْبَة» است و مناسب نیز همین است و به نظر مى رسد واژه «الْمَعُونَة» خطاى ناسخ باشد.
(2). در 5 مورد از آیات قرآن (تابُوا وَأصْلَحُوا) و در 2 مورد «تاب و اصلح» ذکر شده است.
(3). بحارالانوار، ج 75، ص 307، ح 1.
(4). بحارالانوار، ج 8، ص 384، ح 584.
(5). سند گفتار حکیمانه: مرحوم کلینى در جلد دوم کتاب اصول کافى این کلام نورانى را از امام صادق از جدش امیرمؤمنان(علیهما السلام) به این صورت نقل مى کند: «تَرْکُ الْخَطِیئَةِ أیْسَرُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ وَکَمْ مِنْ شَهْوَةِ ساعَة أوْرَثَتْ حُزْناً طَویلاً وَالْمَوْتُ فَضَحَ الدُّنْیا فَلَمْ یَتْرُکْ لِذى لُبٍّ فَرَحاً; ترک گناه از تقاضاى توبه آسان تر است و چه بسیار شهوت رانى ساعتى که اندوه طولانى به دنبال دارد و مرگ چهره نازیباى دنیا را آشکار کرده و براى هیچ عاقلى شادى نگذارده است». (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 142)
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: همراه بـا حکمتهای نهج البلاغه
ادامه مطلب را ببينيد
عاملان سرقت در ایستگاه های اتوبوس به دام افتادند
قمه کشی گوشی قاپ ها در محاصره پلیس!
موتورسوارانی که در حاشیه خیابان ها و به ویژه ایستگاه های اتوبوس گوشی قاپی می کردند در حالی به چنگ پلیس افتادند که با بیرون کشیدن قمه از غلاف سعی داشتند نیروهای انتظامی را برای یافتن راه گریز بترسانند!
به گزارش اختصاصی روزنامه خراسان، در پی گزارش هایی از گوشی قاپی توسط دو جوان موتورسوار که کاپشن های مشکی به تن داشتند،تحقیقات علمی و میدانی نیروهای انتظامی با بهره گیری از توان تخصصی پلیس و با راهنمایی و دستورهای ویژه سرگرد احسان سبکبار(رئیس کلانتری شفای مشهد) برای شناسایی عاملان سرقت های مذکور آغاز شد.
در همین حال نیروهای انتظامی با گشت زنی های هدفمند و به کارگیری منابع و مخبران محلی، موتورسواران مظنون را در مناطق احتمالی وقوع جرم و به ویژه ایستگاه های اتوبوس زیر نظر گرفتند تا این که دو جوان موتورسوار در چهارراه ابوطالب مشهد، به قاب ظن نیروهای گشت وارد شدند. اما هنوز در تیررس نگاه های ماموران قرارداشتند که لاستیک عقب موتورسیکلت طرح هوندای آنان پنچر شد. در این شرایط عوامل انتظامی به سوی موتورسواران رفتند اما ترک نشین موتورسیکلت با مشاهده نیروهای انتظامی با اضطراب عجیبی موتورسیکلت را روی زمین انداخت و پا به فرارگذاشت. ماموران که دیگر یقین داشتند با دزدان گوشی قاپ روبه رو شده اند ابتدا دستبندهای قانون را بردستان راکب موتورسیکلت حلقه زدند و بلافاصله به تعقیب مظنون فراری پرداختند . این جوان زمانی که خود را در حلقه محاصره پلیس دید ناگهان قمه ۳۵ سانتی متری را با غلاف از درون جیب خود بیرون کشید و به طرف ماموران گرفت تا آن ها احساس خطر کنند و مسیر فرار برای وی باز شود! ولی نیروهای کارآزموده کلانتری شفا با اجرای یک فن دفاع شخصی، قمه را در حالی از چنگ وی خارج کردند که در بازرسی از زیر کاپشن او یک قبضه قمه ۶۰ سانتی متری نیز کشف شد.
گزارش اختصاصی روزنامه خراسان حاکی است: با انتقال دو جوان ۲۲ و ۲۴ ساله به مقر انتظامی، بازجویی های فنی از آنان در دایره تجسس کلانتری آغاز و مشخص شد که یکی از دستگیر شدگان سوابق کیفری نیز دارد؛ بنابراین با دستورهای محرمانه رئیس کلانتری، تحقیقات از آنان با شیوه تخصصی ادامه یافت و آن ها در حالی در برابر مالباختگان قرار گرفتند که دو تن از شاکیان موتورسواران را شناسایی کردند. از سوی دیگر پلاک مخدوش موتورسیکلت نیز بر ارتکاب جرم توسط آنان مهر تایید می زد که یکی از مال باختگان به محض ورود به کلانتری، موتورسیکلت سارقان را شناسایی کرد و گفت: سارقان با همین موتورسیکلت گوشی تلفنم را ربودند. این زن جوان اضافه کرد: در ایستگاه اتوبوس خیابان ابوطالب نشسته بودم که دو جوان موتورسوار که ترک نشین آن کاپشن مشکی به تن داشت،گوشی تلفنم را چنگ زد و فرارکردند اما من چهره راکب را هنگام دور زدن آن ها دیدم که اکنون دستگیر شده است.
زن جوان دیگری که هدف گوشی قاپی قرارگرفته بود پس از مراجعه به دایره تجسس گفت:در بولوار شهید موسوی قوچانی کنار ایستگاه اتوبوس ایستاده بودم که دونفر از پشت سر گوشی ام را قاپیدند و با موتورسیکلت از محل گریختند اما فردی که درکنارمن بود چهره آن ها را دید و اکنون نیز دو سارق جوان را در کلانتری شناسایی کرد.
بنا بر گزارش روزنامه خراسان، در حالی که یکی از متهمان به نام «حسین-ف» مدعی بود دو فقره سابقه کیفری دارد در بازجویی ها اظهار داشت: من فقط راکب موتورسیکلت بودم و جرمی مرتکب نشده ام. موتورسیکلت نیز متعلق به دوستم است.
«محمد-ق»(متهم دیگر) نیز ادعا کرد: من گوشی قاپی ها را قبول ندارم و چاقویی را نیز که به طرف ماموران گرفتم برای دعوا با خودم حمل می کنم و همیشه آن را همراه دارم! وی در پاسخ به این سوال که اما مالباختگان شما را شناسایی کرده اند! گفت: من آن ها را نمی شناسم! ...
بررسی های بیشتر در این باره با دستور مقام قضایی همچنان ادامه دارد.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: در امتداد تاریکی
ادامه مطلب را ببينيد
قالیباف: مسأله قانون حجاب برای برخی «سیاسی» شده/ برای اجرای آن کمبود قانونی نداریم + فیلم
سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۵۷۲۰۸ ۱۴۰۴/۰۹/۱۱ - ۱۷:۲۰
اقتصادنیوز: قالیباف گفت: به هر حال امروز از به تعبیر مقام معظم رهبری، بلندترین منبع جمهوری اسلامی و از «مناره مسجد» حرفهایی زده شده که گفتهاند خلاف قانون عمل شده است. اگر چنین باشد، یا من خلاف قانون انجام دادهام، یا شورای عالی امنیت ملی، یا اینکه این سخنان دقیق نبوده است.
![]()
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی امروز (سهشنبه) در دومین نشست خبری خود که به مناسبت دهم و آذر و روز مجلس برگزار شده است؛ به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.
قالیباف با بیان اینکه موضوع ابلاغ قانون و روندی که اکنون دنبال میشود، باید روشن و دقیق بررسی شود؛ گفت: این را هم تأکید میکنم که مسأله قانون حجاب برای برخی، موضوعی سیاسی شده؛ در حالی که اصل حجاب ریشه در فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد. ضمن اینکه هماکنون نیز قانون وجود دارد و همانطور که رئیس قوه قضاییه گفته، برای اجرای آن کمبود قانونی نداریم.
رئیس نهاد قانونگذاری کشورمان در پاسخ به سوال خبرنگار صبح مجلس درخصوص عدم ابلاغ قانون حجاب، گفت: امروز مطلع شدم چند نفر از همکاران در این خصوص اظهاراتی داشتند که مدعیالعموم باید ورود کند. لازم میدانم توضیحاتی در این خصوص بدهم.
قالیباف گفت: به هر حال امروز از به تعبیر مقام معظم رهبری، بلندترین منبع جمهوری اسلامی و از «مناره مسجد» حرفهایی زده شده که گفتهاند خلاف قانون عمل شده است. اگر چنین باشد، یا من خلاف قانون انجام دادهام، یا شورای عالی امنیت ملی، یا اینکه این سخنان دقیق نبوده است. در هر صورت باید موضوع بررسی شود.
وی تأکید کرد: از دبیر شورای عالی امنیت ملی میخواهم که درباره ادعای «ابلاغ خلاف قانون» پاسخ و مستند قانونی ارائه کند. همه مستندات را در جلسات غیرعلنی و کمیسیونها توضیح دادهام. برخی مطالب هم به نقل از مقام معظم رهبری به من نسبت دادهاند که صحیح نیست.
قالیباف با بیان اینکه موضوع ابلاغ قانون و روندی که اکنون دنبال میشود، باید روشن و دقیق بررسی شود؛ گفت: این را هم تأکید میکنم که مسأله قانون حجاب برای برخی، موضوعی سیاسی شده؛ در حالی که اصل حجاب ریشه در فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد. ضمن اینکه هماکنون نیز قانون وجود دارد و همانطور که رئیس قوه قضاییه گفته، برای اجرای آن کمبود قانونی نداریم.
واکنش قالیباف به بنزین ۵ هزار تومانی + فیلم۴ دقيقه پيشاقتصاد نیوز
جزئیات جدید پرونده پژمان جمشیدی: پای نفر سوم در میان است/ DNA جمشیدی در پرونده ثبت شده/ این خانم اصلاً ساکن تهران نبود!۵ دقيقه پيشخبرورزشی
ویدیو| نوجوانان روشندل، میهمان ویژه تمرین پرسپولیس۷ دقيقه پيشخبرورزشی
وزیر ارتباطات: محدودسازی اینترنت باعث افزایش کلاهبرداری آنلاین شده است٩ دقيقه پيشاکوایران
ریزش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز ۱۱ آذر ۱۴۰۴ / طلا عقب نشینی کرد + جدول٩ دقيقه پيشاقتصاد آنلاین
مجوز افزایش قیمت اینترنت صادر شد/ مردم آماده باشند٩ دقيقه پيشاقتصاد آنلاین
جلسه مهم گروسی درباره پرونده هسته ای ایران + عکس۱۰ دقيقه پيشنامه نیوز
جزئیات جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سرکردگان گروهک تروریستی منافقین۱۰ دقيقه پيشمشرق نیوز
توهین به امام معصوم در روز روشن با خیال راحت؛ آجرکالله یا بقیّةالله !۱۰ دقيقه پيشنامه نیوز
بیانیه سازمان هواپیمایی درباره یک سانحه تلخ۱۰ دقيقه پيشهمشهری آنلاین
تلاش این رژیم برای هدف قرار دادن قدرت موشکی ایران و براندازی نظام است۱۱ دقيقه پيشافکار نیوز
اظهارات جدید اولیانوف: با گروسی درباره تحولات موضوع هستهای ایران گفتوگو کردم۱۲ دقيقه پيشاقتصاد نیوز
فیلم/ لحظه تخریب یک شهروند فلسطینی توسط صهیونیستها۱٣ دقيقه پيشمشرق نیوز
نتیجه یک پرونده فوت مشکوک در مرکز تهران۱٣ دقيقه پيشسرانه
ویدیو/ ایجاد رعب و وحشت در حسنآباد فشافویه۱۴ دقيقه پيشصد آنلاین
جهش سنگین قیمت کوییک در بازار / کوییک سایپا رکورد زد! + جدول۱۴ دقيقه پيشاقتصاد آنلاین
ریزش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز ۱۲ آذر ۱۴۰۴ / طلا عقب نشینی کرد۱۴ دقيقه پيشاقتصاد آنلاین
کابوس لیورپول تکمیل شد؛ بزرگترین ستاره تیم میرود!۱۵ دقيقه پيشخبرورزشی
درخواست عارف برای نقشآفرینی فرهنگستان علوم در برنامه هشتم۱۵ دقيقه پيشخبرگزاری تسنیم
امید: محدودیتی برای تشکلهای دانشجویی برای ۱۶ آذر ایجاد نکردیم۱۵ دقيقه پيشخبرگزاری تسنیم
قالیباف: وزارت جهادکشاورزی بجای تولید کننده، تاجر شده است۱۵ دقيقه پيشخبرگزاری تسنیم
ماجرای کشف جمجمه انسان در شورآباد۱۵ دقيقه پيشمشرق نیوز
پایان راه جیب بران بازار و مترو۱۷ دقيقه پيششاخص برتر
شناسایی ۶۲ درصد مبتلایان HIVدر سال گذشته/انتقال ویروس از مادر به نوزاد در کشور به صفر رسید۱۸ دقيقه پيشخبرگزاری تسنیم
آمریکا و ترکیه از این کشور چه میخواهند؟۱٩ دقيقه پيشاکوایران
پیشبینی تازه از قیمت طلا/ اونس طلا به ۵,۰۰۰ دلار میرسد؟۱٩ دقيقه پيشاقتصاد نیوز
قیمت خودرو سورن پلاس ترمز برید - ۱۱ آذر۱٩ دقيقه پيشخودرویک
خبرخوش برای بیمهشدگان تامین اجتماعی/ تا سقف ۷ سال رایگان سابقه بیمه بخرید۱٩ دقيقه پيشاقتصاد آنلاین
بازگشت تنها خرید بهدردبخور سرخها؛ گمگشته باز آمد!۲۰ دقيقه پيشهمشهری آنلاین
تصمیم مهم سران قوا برای کالاهای اساسی۲۱ دقيقه پيشمشرق نیوز
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
شهید سید حسن مُدَرّس

سید حسن مدرس طباطبایی[۱] مشهور به سید حسن مدرّس ۱۲۴۹ – ۱۰ آذر ۱۳۱۶ سیاست مدار، فقیه ،مجتهد شیعه و نمایندهٔ مردم تهران در دوره های دوم تا ششم مجلس شورای ملی بود. او در سال ۱۳۱۶ و پس از ۷ سال تبعید در خواف و کاشمر به دستور رضاشاه کشته شد.[۲] . سید حسن مدرس در سال ۱۲۴۹ برابر ۱۲۸۷قمری در روستای سرابه کچو از توابع شهرستان اردستان[۳] از توابع استان اصفهان متولد شد.[۴] پس از مدتی جهت درس خواندن به روستای اِسفه در حومه قمشه نزد پدربزرگاش میرعبدالباقی رفت و پس از درگذشت میرعبدالباقی، در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.[۵] . او تحصیل خود را در علوم اسلامی در اصفهان نزد مرتضی ریزی، جهانگیرخان قشقایی و سید محمدباقر درچه ای و در سامرا و نجف ادامه داد. در نجف نزد مراجعی چون میرزای شیرازی، آخوند خراسانی و سید محمدکاظم یزدی به تحصیل پرداخت. وی تحصیلات حوزویاش را تا درجه اجتهاد ادامه داد؛ آنگاه به اصفهان بازگشت و مشغول تدریس فقه و اصول شد.[۶] وی دوران نمایندگی را در خانه وزیر مختار فرانسه در تهران زندگی کرد که پس از زمستان ۱۳۹۳ این خانه به موزه تبدیل شده است.
سید حسن مُدَرّس۱۲۴۹ش-۱۳۱۶ش فقیه و سیاستمدار شیعی بود. مدرس از علمای اصفهان در دوران مشروطه بود که به حمایت از مشروطهخواهان پرداخت. وی در دوره دوم مجلس، از طرف فقها بهعنوان یکی از مجتهدانی تعیین شد که طبق قانون اساسی مشروطه میبایست بر هماهنگی مصوبات مجلس با شرع اسلام نظارت داشته باشند. او از دوره سوم تا دوره ششم نیز برای چهار دوره نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی بود. در دوره جنگ جهانی اول، کمیته دفاع ملی را تشکیل داد و به قم مهاجرت کرد. سید حسن مدرس با اقدامات رضاخان مخالفت میکرد. رضاخان او را تبعید کرد و به شهادت رساند. ۱۰ آذر در جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت شهادت او، به نام «روز مجلس» نامگذاری شده است.
زندگی نامه و تحصیلات
سید حسن مدرس در سال ۱۲۸۷ق/۱۲۴۹ش در روستای سرابه، از توابع شهرستان اردستان در استان اصفهان متولد شد. پدرش سید اسماعیل طباطبائی امور شرعی مردم آن روستا را به عهده داشت. سید حسن بعد از تحصیلات مقدماتی و به منظور ادامه تحصیل علوم دینی، در سال ۱۲۹۸ق نزد جدش سید عبدالباقی، به مدت ۱۳ سال در حوزه علمیه اصفهان مشغول تحصیل شد. مقدمات ادبیات عرب، منطق و بیان را نزد اساتیدی چون میرزا عبدالعلی هرندی آموخت. با ملا محمد کاشی کتاب شرح لمعه در فقه و پس از آن قوانین و فصول را در علم اصول تحصیل کرد. از میرزا جهانگیرخان قشقایی، عرفان و فلسفه آموخت.[۱] در درس سید محمدباقر درچه ای و شیخ مرتضی ریزی شرکت کرد و به درجه اجتهاد رسید.[۲] . در شعبان ۱۳۱۱ق/۱۲۷۲ش وارد نجف و با حسنعلی نخودکی اصفهانی همحجره شد.[۳] در درس سید محمد فشارکی و شریعت اصفهانی شرکت نمود و درسهای خود را با سید ابوالحسن اصفهانی و سید علی کازرونی مباحثه میکرد. مدرس به هنگام اقامت در نجف روزهای پنجشنبه و جمعه هر هفته کار کرده، درآمد آن را در پنج روز دیگر مصرف میکرد.[۴] پس از هفت سال اقامت در نجف و تأیید مقام اجتهاد او از سوی علمای نجف در سال ۱۳۲۴ق به اصفهان بازگشت.[۵]
تدریس
مدرس پس از بازگشت به اصفهان، صبحها در مدرسه جده کوچک، فقه و اصول و عصرها در مدرسه جده بزرگ، منطق و شرح منظومه و در روزهای پنجشنبه، نهج البلاغه را تدریس میکرد.[۶] با ورود به تهران درس خود را در ایوان زیر ساعت در مدرسه سپهسالار آغاز کرد. وی در۲۷ تیر سال ۱۳۰۴ش تولیت این مدرسه را به عهده گرفت و برای اولین بار طرح امتحان طلاب را به مرحله اجرا درآورد و به منظور حسن اداره این مدرسه، نظام نامه ای تدوین کرد و امور تحصیلی طلاب را مورد رسیدگی قرار داد و سعی در احیا و آبادانی روستاها و مغازههای موقوفه مدرسه کرد.[۷] . از معروف ترین شاگردان وی سید کمال الدین نوربخش دهکردی، محمد شریعت سنگلجی، محمدهادی تهرانی، میرزا ابوالحسن شعرانی، میرزا علی آقا شیرازی، مهدی الهی قمشهای، بدیع الزمان فروزانفر، سید مرتضی پسندیده و جلال الدین همائی بودند.[۸]
آثار
حاشیه بر کتاب النکاح محمد رضا نجفی مسجدشاهی. رساله ای در لزوم و عدم لزوم قبض در موقوفه. اصول تشکیلات عدلیه با "همکاری دیگران" . کتابی در باب استصحاب "در علم اصول" . تعلیقه بر کفایة الاصول آخوند خراسانی . رساله ای در ترتب "در علم اصول فقه" . رساله ای در شرط متاخر "در اصول" . دوره تقریرات اصول میرزای شیرازی . کتاب احوال الظن فی اصول الدین . شرح رسائل مرتضی انصاری . رساله ای در شرط امام و ماموم . رساله ای در عقود و ایقاعات . کتاب حجیة الظن "در اصول" . زندگینامه [۹]. شرح روان بر نهج البلاغه . رسائل الفقهیه.[۱۰][۱۱] .
فعالیتهای سیاسی
در زمان مشروطه، مدرس به حمایت از جنبش مشروطیت برخاست و در کنار حاج آقا نورالله اصفهانی، برای تدارک و تقویت مشروطهخواهان کوشید. با اوج گیری جنبش مشروطهخواهی و دوران استبداد صغیر، مدرس به همراه حاج آقا نورالله، انجمنی با عنوان انجمن ملی تشکیل داد و خود به نایب رئیسی این انجمن انتخاب شد. وی با مشروطهخواهان بختیاری، مخفیانه در تماس بود و همکاری داشت.[۱۲] . پس از فتح تهران و پیروزی مشروطهخواهان، مقدمات تأسیس دوره دوم مجلس شورای ملی فراهم و انتخابات به صورت عمومی برگزار و مجلس تشکیل شد. بر اساس اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه، باید پنج نفر از مجتهدان در مجلس حضور داشته و بر مصوبات مجلس به منظور عدم مغایرت آنها با احکام شرع نظارت داشته باشند. به این منظور، مراجع نجف بیست نفر از مجتهدان از جمله مدرس را به مجلس شورای ملی معرفی کردند[۱۳] و مدرس هم بر اساس قرعه انتخاب شد.[۱۴] . با تصویب مجلس دوم، کارشناسی به نام مورگان شوستر، به مدت سه سال بهعنوان خزانهدار کل کشور استخدام و مشغول رسیدگی به امور مالی ایران شد، ولی ازآنجاکه ادامه فعالیت وی، منافع و امتیازها و در نتیجه نفوذ سیاسی روس و انگلیس را نقض میکرد دولت روسیه در ذیحجه ۱۳۲۹ق با همدستی دولت انگلیس اولتیماتومی مبنی بر عزل مورگان شوستر صادر کرد و در پی آن، قشون روس وارد بندر انزلی شد و تا قزوین پیشروی کرد. مدرس نطق تندی در مجلس انجام داد و همین امر در رأی مخالف مجلس برضد اولتیماتوم موثر بود.[۱۵] . وی در سومین دوره مجلس شورای ملی، افزون بر وظیفه نظارتی، نمایندگی مردم تهران را نیز برعهده داشت. با شروع جنگ جهانی اول، ایران رسماً خود را بهعنوان دولت بیطرف اعلام کرد، ولی نیروهای متفقین با نقض بیطرفی ایران، وارد خاک کشور شدند با پیشنهاد مدرس و موافقت مجلس، قرار شد گروهی از نمایندگان به منظور مخالفت با قوای متجاوز به قم مهاجرت کنند و یک دولت سایه در کنار دولت اصلی تشکیل دهند. بدین منظور بیست و هفت نفر از نمایندگان مجلس به همراه گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی، تهران را به قصد قم ترک کردند. مهاجران در قم کمیته ای با عنوان «کمیته دفاع ملی» تشکیل دادند. اما قشون روس روانه قم شد و در پی شکست مهاجران، گروهی به همراه سلیمان میرزا و مدرس از راه کاشان به اصفهان و از راه کوههای بختیاری خود را به غرب ایران رساندند. در شعبان ۱۳۳۶ق با پایان یافتن جنگ اول جهانی، مدرس به همراه دیگر مهاجران پس از دو سال، به تهران بازگشت و در مدرسه سپهسالار به تدریس مشغول شد.[۱۶] .
مجلس شورای ملی
فعالیت سیاسی او با عضویت در انجمن مقدس ملی اصفهان آغاز شد.[۷] در ۱۲۸۹[۶] همزمان با تشکیل دوره دوم مجلس شورای ملی که پس از استبداد صغیر برپا شد، نورالله نجفی اصفهانی از سوی آخوند خراسانی و عبدالله مازندرانی بهعنوان یکی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید که وی نیز مدرس را برای این امر معرفی نمود[۸] و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد.[۹] وی در دوره سوم نیز از طرف مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد؛ ولی این مجلس به علت فشار خارجی و آغاز جنگ جهانی اول، یک سال بیشتر دوام نیاورد.[۶] .
کمیته دفاع ملی
در ۱۲۹۳" ۱۳۳۲ قمری" که جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بیطرفی کرد، اما نیروهای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بیطرفی وارد کشور شدند و به درگیری با یکدیگر پرداختند. در ۱۲۹۵" ۱۳۳۴ قمری" بیست و هفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با حمله روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حرکت کردند و در آن شهر «کمیته دفاع ملی» را تشکیل دادند و یک هیئت ۴ نفری را برای اداره امور برگزیدند که مدرس یکی از آنان بود.[۹][۱۰] بعد از تصرف قم به دست روسیه، این کمیته کارش را در کرمانشاه ادامه داد.[۱۰] .
مدرس و کابینه سید ضیاء طباطبایی
کابینه سید ضیاء طباطبایی شماری از رجال دولت و مجلس را برای جلوگیری از مقاومت و قیام احتمالی دستگیر و زندانی کرد. مدرس نیز در شمار زندانیان سیاسی قرار گرفت. او ابتدا در محل قزاقخانه قدیم برای چند روز زندانی شد، ولی بعدها او را به همراه شیخ حسین یزدی که سابقه دوستی خوبی با مدرس نداشت، بهوسیله گاری پُست به قزوین تبعید و در آنجا زندانی شد. بعد از دولت سید ضیاء، مدرس به تهران بازگشت.[۱۷] . مخالفت با رضاخان : در مجلس چهارم، مدرس با قرارداد ۱۹۱۹م مخالفت کرد و مانع تصویب اعتبارنامه برخی از نمایندگان شد.[۱۸] در این دوران رضاخان در مقام وزارت جنگ در امور لشکری، کشوری و مالی، مداخله میکرد. مدرس در آغاز با سردار سپه مدارا کرد، ولی بعدها با اقدامات او مخالفت کرد.[۱۹] . رضاخان در انتخابات مجلس پنجم توانست با حمایت نظامیان، هواداران خود را وارد مجلس کند و در نخستین اقدام، تغییر رژیم سلطنتی ایران به حکومت جمهوری را در دستور کار قرار داد. مدرس برای آگاهی علما نامه های بسیاری درباره ماهیت جمهوری رضاخانی نوشت و به قم فرستاد. سردار سپه در پی سفری به قم بنا به خواست علما انصراف خود را از جمهوری به صورت رسمی اعلام کرد. چالشها ادامه داشت و مدرس تنها راه چاره را استیضاح رئیس الوزراء تشخیص داد. وی در ۷ مرداد ۱۳۰۳ش به همراه شش تن از نمایندگان، رضاخان را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه و نیز تحویل ندادن اموال مقصران به دولت استیضاح کرد[۲۰] اما این اقدامات به جایی نرسید و سردار سپه رأی اعتماد گرفت.[۲۱] . صبح ۷ آبان ۱۳۰۵ش هنگامی که مدرس برای تدریس به سوی مدرسه سپهسالار رهسپار گشت، در خم کوچه ای از پشت سر و جلو و نیز پشت بام او را هدف گلوله قرار دادند اما مدرس با ترفندی جان سالم بدر برد.[۲۲] . در آبان ۱۳۰۶ش حاج آقا نورالله اصفهانی، عالم با نفوذ اصفهان، همراه شماری از روحانیان آن شهر در اعتراض به برخی برنامهها و اقدامات رضاخان به قم مهاجرت کرد و از علمای سراسر کشور نیز خواست تا به منظور اعلام همدردی و اعتراض به رضاخان به قم مهاجرت کنند. مدرس اقدام آنان را تأیید و با آنها اظهار همدردی و همکاری کرد.[۲۳] ..
مخالفت با رضاشاه
پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ که توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، مدرس به قزوین تبعید و در آنجا زندانی شد. وی بیش از ۳ماه در حبس بود و پس از عزل سید ضیاء آزاد شد.[۹] . مدرس پس از آزادی، به نمایندگی مردم تهران در دوره چهارم مجلس انتخاب شد و به عنوان نایب رئیس مجلس و رهبری اکثریت مجلس برگزیده شد. دوره پنجم مجلس در ۱۳۰۲ افتتاح شد و در این دوره که با تغییر سلسله قاجاریه و روی کار آمدن رضاخان همراه بود، مدرس، رهبری اقلیت محافظهکار و مذهبی مجلس[۱۰] را بر عهده داشت.[۶] از مخالفتهای وی با رضاشاه، در مورد سربازی دوساله اجباری بود که رضاشاه لایحه آن را به مجلس داده بود و مدرس آن را به دلیل اینکه جوانان، تحت سلطه افراد غیرمذهبی قرار خواهند گرفت، مغایر با اصول بنیادی اسلام خواند و با آن مخالفت کرد.[۱۰] . با شروع مدرن شدن ایران و اضافه شدن مواردی مانند راهآهن سراسری، یکسانسازی اندازه گیری در سراسر ایران، و نهایتاً حذف سلطنت و تبدیل به جمهوری، مدرس آن را حمله ای به اسلام و شریعت تلقی کرد و یک اعتصاب از طرف مذهبیها ترتیب داد که در آن شعار میدادند: «ما میخواهیم دین پدرانمان را نگاه داریم، جمهوری نمیخواهیم، مردم قرآنیم، جمهوی نمیخواهیم». بعد از آن رضاشاه از ترس نا آرامیهای بیشتر درخواست کرد که لایحه جمهوری شدن به تصویب نرسد و به قم رفت.[۱۰] صادق زیباکلام در این باره معتقد است: اینکه چرا مرحوم مدرس، ملکالشعرای بهار و برخی دیگر با مسئله جمهوریت مخالفت میکنند برخلاف آنچه گفته میشود ربطی به مذهب ندارد. مرحوم مدرس، مصدق، ملکالشعرای بهار و چند نفر دیگر که در مجموع حدود ده نفر میشدند و در مجلس چهارم به اقلیت مشهور بودند در مقابل اکثریتی که از رضاخان حمایت میکردند، مخالف او بودند. اما چرا اینها با جمهوریت مخالف بودند یک بحث اساسیتری مطرح بود. این افراد اساساً با رضاخان دچار مشکل شده بودند؛ اما تفاوت این اقلیت با دیگران در اینجا بود که مدرس نگران بود. او فکر میکرد که این شمشیری که امروز اینقدر پرقدرت و نیرومند دارد تمام قدرتهای گریز از مرکز را سر جایشان مینشاند، شمشیر دولبه است و بعدها اگر مصدق و مدرس و هر کس دیگری در مقابلش بایستند همان رفتار را با مدرس و مصدق و کازرونی و … هم میکند و کرد. بیم و نگرانیهای مدرس خیلی هم بیراه نبود. [۱۲] . یکی از وقایع مهم مجلس پنجم، استیضاح رضاخان، سرانجام در روز ۷ مرداد ۱۳۰۴، مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف بود که رضاخان رئیسالوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه استیضاح نمودند که نهایتاً رای نیاورد.[۹]
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهید سید حسن مُدَرّس
ادامه مطلب را ببينيد
سوءقصد به سیدحسن مدرس
در سال ۱۳۰۵ وی مورد سوء قصد قرار گرفت که از ترور جان سالم به در برد. یحیی دولت آبادی مینویسد: چون کسی تردید ندارد که این یک حملهٔ سیاسی است که واقع شده است به این سبب بر وجههٔ ملی او افزوده میشود و بر تنفر خلق از سردار سپه و کارکنان او، به حدی که چون سردار سپه از مازندران برمی گردد برای برائت ذمهٔ خویش و جبران تنفری که از خلق نسبت به او حاصل شده است و با مقصود اساسی وی منافات دارد، در مریضخانه از مدرس عیادت میکند. [۱۳] سردار سپه با چند کلمه صحبت مدرس را راضی کرده بظاهر با خود رام میکند. مدرس هم که دانسته است در مخالفت کردن با سردار سپه خطر جانی هست موقع را مغتنم شمرده روی خوش به او نشان میدهد. خصوصاً که سردار سپه هم به گفتهٔ عوام رگ خواب مدرس را به دست آورده به او وعده میدهد بعد از این در کارهای دولت با او مشورت خواهد کرد.
تبعید و قتل
موسی نجفی بر این عقیده است که مدرس در جریان قیام نورالله نجفی اصفهانی در دیماه ۱۳۰۵ شمسی در قم علیه اقدامات رضاشاه طی تلگرافی از قیام ایشان حمایت کرد.[۱۶] و این امر باعث دستگیری وی گردید. او در زمان دستگیری نایب التولیه مدرسه سپهسالار بود . به دستور رضاشاه در ۱۶ مهر ۱۳۰۷ مدرس را دستگیر و به دامغان و مشهد و سپس به خواف تبعید کرد. مدرس ۷ سال در خواف توسط مأموران زیر نظر بود و در ۲۲ مهر ۱۳۱۶ از خواف به کاشمر منتقل شد.[۶] مدرس در شب ۱۰ آذر ۱۳۱۶ برابر با ۲۷ رمضان ۱۳۵۶"قمری" به قتل می رسد.[۱۰] طبق گزارشهای تاریخی با دستور مستقیم رضاشاه که از سوی رکنالدین مختاری اجرای آن به ریاست شهربانی خراسان محول شد، نهایتاً محمود مستوفیان، حبیب الله خلج و محمدکاظم جهانسوزی با معاونت یکدیگر در شب ۱۰ آذر ۱۳۱۶ حسن مدرس را ابتدا مسموم و سپس خفه کرده به قتل میرسانند.[۱۷] [۱۸] . مدفن مدرس پس از شهریور ۱۳۲۰ و خروج رضا شاه از ایران، توسط اهالی محل مشخص گردید. آرامگاه وی در شهر کاشمر واقع است.
شامگاه ۱۶ مهر سال ۱۳۰۷ سرتیپ درگاهی، رئیس شهربانی در تهران و همراهانش به منزل مدرس هجوم آوردند و وی را ابتدا به یکی از روستاهای اطراف مشهد و سپس به شهر دورافتاده خواف تبعید کردند. شهید مدرس در خواف در قلعه ای نظامی زندانی شد و تحت نظر شدید مأموران امنیتی قرار گرفت و ممنوع الملاقات شد. دوران تبعید او بیشتر از نه سال طول کشید. سرانجام غروب ۲۶ رمضان سال ۱۳۵۷ق برابر با ۱۰ آذر سال ۱۳۱۶ هجری شمسی سه مأمور نزد مدرس آمدند و چای سمی را به اجبار به او خوراندند. ماموران که دیدند خبری از اثر سم نیست، عمامه سید را در هنگام نماز از سرش برداشتند، برگردنش انداختند و او را خفه کردند. وی در شهر کاشمر به خاک سپرده شد.[۲۴] [۲۵] . در ایران به مناسبت شهادت سید حسن مدرس در ۱۰ آذر، این روز به نام روز مجلس نامگذاری شده است.[۲۶] .
محاکمه سرپاس مختاری به جرم قتل مدرس
احمد سمیعی در کتاب برکشیده به ناسزا سدر این مورد می گوید "سید حسن مدرس" نماینده ۵ دوره مجلس شورای ملی از دوره ۲ تا ۶ را به "خواف" تبعید کرده بودند و چون اداره شهربانی از دادن خرجی به او امتناع مینمود، وی در نهایت سختی به سر میبرد. حتی اکثراً روزه بود. بنا به اقرار "پاسیار منصور وقار" طبق دستور کتبی مختاری به "یاور جهانسوزی" وی به قتل رسید و مدرس را هنگام نماز با عمامه خویش خفه کردند. [۱۹] . پس از شهریور 1320 و خروج رضا شاه و در جریان محاکمه سرپاس مختاری موضوع قتل مدرس مطرح می شود. و بر اساس نظر دادستان دیوان کیفر محمود مستوفیان و حبیب الله خلجی به عنوان عاملین قتل و سرپاس مختاری و جهانسوزی و وقار به عنوان معاونت در قتل مجکوم شدند.
یکی از برجسته ترین چهرههای مبارز سیاسی دوران رضاخان، آیة الله سید حسن مدرس قمشه ای است. شخصیت مدرس --- ورود به مجلس --- نقش مدرس --- مدرس در نگاه مستشارآمریکایی --- عملکرد مزدوران در قبال مدرس --- مدرس آزاداندیش --- انتقال قدرت --- ایستادگی مقابل استبداد --- شهادت مدرس
بازسازی آرامگاه مدرس
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/a4/Hassan_Modarres%2C_c._1930s_%28cropped%29.jpg
محدوده وسیعی در حدود ۵۰ هزار متر مربع در زمان حکومت پهلوی برای آرامگاه شهید مدرس در نظر گرفته میشود؛[۲۷] ولی بازسازی قبر وی پس از انقلاب اسلامی صورت پذیرفت. امام خمینی که در سخنان خود بارها از شخصیت و فعالیتهای مدرس تمجید می کرد[۲۸] در ۲۸ شهریور سال ۱۳۶۳ش طی پیامی به عباس واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی از او خواست آرامگاه سید حسن مدرس را تعمیر و بازسازی کند. در سال ۱۳۶۳ش بنای آرامگاه جدید به جای مقبره کوچک قبلی و در میان باغ وسیع و محصوری در کاشمر ساخته شد. این بنا از یک گنبد مرکزی، چهار ایوان و گنبد فیروزه ای شکل گرفته به سبک معماری اسلامی و به اسلوب عصر صفوی بنیان گردیده است.[۲۹] .
https://commons.wikishia.net/w/images/b/be/%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3.jpg
https://commons.wikishia.net/w/images/thumb/6/6d/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3_2.jpg/450px-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3_2.jpg
حسن مدرس سمت چپ تصویر، در کنار علمای اصفهان در مدرسه علمیه صدر
https://commons.wikishia.net/w/images/f/f4/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1_%DA%A9%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%87_%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84.jpg
سید حسن مدرس وزیر کابینه موقت مهاجرین هنگام جنگ جهانی اول.
https://commons.wikishia.net/w/images/thumb/9/90/%D9%85%D8%B1%D9%82%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1.jpg/450px-%D9%85%D8%B1%D9%82%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1.jpg
https://commons.wikishia.net/w/images/5/59/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%85%D8%B1.jpg
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهید سید حسن مُدَرّس
ادامه مطلب را ببينيد
10آذر سالگرد شهادت زنده همیشه تاریخ، آیتالله سیدحسن مدرس
https://historydocuments.ir/pic/article/1408.jpg
چکیده
آیت الله سید حسن مدرس با این که مجتهدی طراز اول بود اما بیشتر به عنوان یک روحانی مبارز شناخته میشود که جانش را فدای حفظ استقلال کشور و مبارزه با استبداد کرده است. وجهۀ سیاسی شخصیتمدرس تا حدودی مدارج علمی و شخصیت حوزوی او را تحتالشعاع قرار داده است. علت آن هم موقعیت بحرانی عصر وی بود، زمانهای که ایران برای حل بحرانها و حفظ استقلالش به سیاستمداران زنده و شجاع نیاز داشت. در این برهه زمانی، وی در برابر استبداد رضاخانی و دخالت بیگانگان در امور کشور سکوت اختیار نکرد و راه مبارزه با آنها را در پیش گرفت. شهید مدرس در تمام دوران مبارزه و مقاومت در مقابل این عوامل، ابتدا به حفظ مبانی اسلام و سپس به فکر منافع توده مردم و دفاع از منافع ملی ایران بود. وی فلسفه سیاسیاش را که بر پایه شعار «سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما» استوار بود، در تمام ابعاد دوران مبارزه مطمح نظر قرار داد تا کرامت انسانی، آزادی و رفتار سیاسی و اجتماعی مناسب و قانونمندی در جامعه ایجاد شود. در این مقاله سعی شده است با روش گردآوری دادههای تاریخی و با تکیه بر اسناد به بررسی فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی و مبارزات و مجاهدات شهید سیدحسن مدرس در دو دوره سلطنت قاجار و پهلوی پرداخته شود.
زندگی نامه آیت الله مدرس
آیت الله سید حسن مدرس در سال 1288 ه.ق در محله سرابه «کچو» از توابع اردستان چشم به جهان گشود.[1] پدرش سید اسماعیل و پدربزرگش میرعبدالباقی بود. در آن هنگام حدود 20 سال از سلطنت ناصرالدین شاه قاجار در ایران سپری میشد. پدر و جد مدرس که از سادات طباطبایی و اصالتاً زواره ای بودند، هنگامی که وی شش ساله بود به قمشه در جنوب اصفهان مهاجرت کردند. مدرس تا سن 14 سالگی از محضر درس و تعلیم جدش میرعبدالباقی که خود از علمای آن روزگار بود بهره فراوان برد. وی در 16 سالگی جهت ادامه تحصیل در علوم دینی و حوزوی به اصفهان مراجعت کرد و از محضر اساتیدی چون میرزا عبدالعلی هرندی، آخوند کاشانی، جهانگیر قشقایی، شیخمرتضی یزدی و آقا سیدمحمدباقر درچهای کسب علم کرد. مدرس به دنبال واقعه تحریم تنباکو (1890 ـ 1892 م / 1308 ـ 1310 ق) جهت ادامه تحصیل و بهرهمندی از محضر آیتالله حاج میرزا حسن شیرازی (صاحب فتوای مشهور تحریم تنباکو) راهی نجف شد و در آن جا هم از محضر استادانی مانند آخوند خراسانی مؤلف کفایهالاصول و آیتالله یزدی مؤلف عروه الوثقی بهره گرفت و به درجه اجتهاد رسید. میرزای شیرازی در باره سیدحسن مدرس فرموده: «این سید اولاد رسولالله پاکدامنی اجدادش را داراست و در هوش و فراست گاهی من را به تعجب میافکند. در مدتی بسیار کوتاه از تمام همدرسیهایش درگذشته و در منطق، فقه و اصول سرآمد همه یارانش میباشد و قوه قضاوت او به حد کمال و نهایت درستکاری و تقوا است.»[2] آیت الله مدرس در سال 1324ق با چنین جایگاهی از نجف به اصفهان بازگشت و تدریس و مباحثه علوم دینی را در رأس کارهای خویش قرار داد.[3] وی با حربه منطق و استدلال با عوامل ظلم و ستم به مبارزه برخاست و در راه باز پسگیری اموال موقوفه از غاصبان آنها، ستیزی آشتیناپذیر در پیش گرفت. در زمان مشروطه اوضاع اصفهان دگرگون شد. مدرس در این دوره به حمایت از جنبش مشروطیت برخاست و در کنار حاج آقا نورالله اصفهانی برای تدارک و تقویت مشروطهخواهان بسیار کوشید. وی با اوجگیری جنبش مشروطهخواهی و دوران استبداد صغیر، به همراه حاج آقا نورالله، انجمنی با عنوان انجمن مقدس ملی اصفهان (که بعدها به نام انجمن ولایتی تغییر نام یافت)[4] تشکیل داد و خود به نایب رییسی این انجمن انتخاب شد.
انجمن مقدس ملی اصفهان، اصلیترین نهاد و مهمترین ارگان سیاسی شهر و بیانگر ایدهها و تحققبخش آرمانهای جنبش مشروطیت در اصفهان بود. مذاکرات این انجمن بیانگر این است که مردم تحت ستم و خسته و منزجر از استبداد و استعمار میخواهند با برادری و برابری، در محیطی آزاد، با انتخاب خود و به رهبری چهرهای محبوب و مجتهد، سرنوشت خویش را به دست بگیرند و مشکلات و دشواریها را به دور از اعمال قدرتهای خارجی حل سازند و در جامعهای اسلامی بر پایه عدل و داد زندگی کنند.[5]
آیتالله مدرس در ابتدا با مشروطهخواهان بختیاری نیز به صورت مخفیانه همکاری داشت.[6] با دعوت و همکاری ایشان، نیروهای مشروطهخواه بختیاری به رهبری صمصامالسلطنه به منظور شکست اقبالالدوله، حاکم مستبد اصفهان وارد این شهر شدند. مدرس در میدان نقش جهان سخنرانی کرد و پس از آن، به دلیل آن که امکان حمله قشون دولتی به اهالی شهر بسیار بود، مردم مسلح و تفنگداران بختیاری بر بام و گلدسته مساجد و عمارتهای اطراف میدان موضع گرفتند. با آمدن افراد اقبالالدوله، جنگ میان قشون دولتی و مردم آغاز شد. در این جنگ، قشون دولتی به سختی شکست خوردند و شماری متواری و تعدادی اسیر شدند. اقبال الدوله نیز به قنسول خانه انگلیس پناهنده شد. در پی این پیروزی، اداره امور شهر اصفهان به انجمن ولایتی سپرده شد. پس از فتح تهران و پیروزی کامل مشروطهخواهان، صمصامالسلطنه که بهعنوان فرمانده نیروهای مسلح عشایر بختیاری، نقش مهمی در ماجرای مشروطیت داشت، در رأس حکومت اصفهان قرار گرفت. وی در مقام حاکم اصفهان، مخارج قوا و خسارتهایی که در جنگ به نیروهایش وارد آمده بود را به عنوان غرامت از مردم اصفهان مطالبه کرد. از این زمان به بعد، مدرس با وی به مخالفت برخاست و حتی به عنوان اعتراض به اعمال او، از جلسه انجمن ولایتی خارج شد. در ماجرایی دیگر، زمانی که به مدرس خبر میدهند حاکم اصفهان افرادی را بهخاطر اخاذی شلاق زده است، ایشان با شنیدن این خبر به شدت ناراحت میشود و میگوید: «حاکم چنین حقی نداشت؛ اگر شلاق زدن حد شرعی است، پس در صلاحیت مجتهد است. اینها دیروز به نام استبداد و امروز به نام مشروطه مردم را کتک میزنند.»[7] صمصامالسلطنه با مشاهده این وضعیت، کینه او را به دل میگیرد و دستور توقیف و سپس تبعید وی را صادر میکند. سواران بختیاری به آیتالله مدرس اعلام میکنند برای خروج از اصفهان و اقامت در خارج از شهر آماده شود و ایشان بدون تأمل کفشهایش را درمیآورد، زیر بغل میگذارد و با پای برهنه پیشاپیش سواران صمصام به راه میافتد. در طول مسیر، مردم با مشاهده چنین وضعیتی، با حالتی عصبانی اطراف مدرس و سواران جمع شده و هر لحظه به تعداد جمعیت افزوده میشود. آیتالله مدرس با پیشبینی درگیری خونین میان مردم و سواران، جمعیت را از درگیری بر حذر میدارد و از آنها میخواهد پراکنده شوند. در ادامه با انتشار خبر تبعید آیتالله مدرس، مردم کسب و کار خود را رها کرده و در محل انجمن ولایتی تجمع و خواهان تعیین تکلیف قطعی و بازگشت وی میشوند. زمانی که خبر به حاکم اصفهان میرسد، او با حالتی پریشان به حاج آقا نورالله اصفهانی متوسل میشود. حاج آقا نورالله خود را در تخت فولاد به مدرس میرساند و از وی میخواهد به شهر بازگردد و ایشان در میان فریادهای پرخروش مردم که «زنده باد مدرس» میگفتند، به اصفهان بازمیگردد. بعد از این اتفاق، صمصامالسلطنه ناچار میشود در وضع مالیات و رفتارهای خود تجدید نظر کند.[8]
آیت الله مدرس در ایام تدریس در اصفهان، به وضع طلاب، مدارس علمیه و موقوفات آنها رسیدگی میکرد. او متولیان را تحت فشار قرار میداد تا درآمد موقوفات را برای طلاب مصرف کنند. اما این اقدامات بر گروهی سودجو و فرصتطلب ناگوار آمد و آنها تصمیم به ترور وی گرفتند. در این ایام دو بار به جان مدرس سوء قصد شد که با شجاعت و رفتار شگفت انگیز او، این سوء قصدها نافرجام ماند.
ورود آیتالله مدرس به مجلس شورای ملی با عنوان مجتهد طراز اول
پس از فتح تهران و پیروزی کامل مشروطهخواهان، مقدمات تأسیس دوره دوم مجلس شورای ملی فراهم و انتخابات به صورت عمومی (نه صنفی) برگزار و مجلس تشکیل شد. بر اساس اصل دوم متمم قانون اساسی، باید پنج نفر از مجتهدان در مجلس حضور میداشتند و بر مصوبات مجلس به منظور عدم مغایرت با احکام شرع نظارت میکردند. به این منظور، مراجع معظم نجف، 20 نفر از مجتهدان طراز اول از جمله آیت الله مدرس را به مجلس شورای ملی معرفی کردند تا از این تعداد، پنج نفر انتخاب شود. در میان آنها میرزا زینالعابدین قمی در همان جلسات اول به اتفاق آرا و شهید مدرس به همراه سه تن دیگر در جلسه هفتم شعبان 1328 ه.ق طبق قانون و به قید قرعه انتخاب شدند.[9]
با تشکیل مجلس دوم، آیت الله مدرس در تاریخ 28 ذیالحجه سال 1328ق در جلسات مجلس شرکت کرد و بهعنوان مجتهد طراز اول، مشغول دفاع از حریم اسلام و حاکمیت امت مسلمان شد. وی در مجلس شورای ملی با هرگونه خودکامگی، استبداد، قانون شکنی و نفوذ بیگانگان مخالفت و مبارزه میکرد. نطقهای او درباره مسائل و موضوعهای دینی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و قضایی، بیانگر کثرت معلومات، هوش و ذکاوت، بینش قوی و تیزبینی سیاسی اوست. از جلسه 200 (19 محرم 1329) تا جلسه 326 (30 ذی الحجه 1329) مجلس شورای ملی بیش از 60 نطق ایراد کرد که 15 مورد اقتصادی، 11 مورد سیاسی، 5 مورد در باره امور فرهنگی و 29 نطق راجع به مباحث حقوقی و قضایی بود.[10]
از مخالفت با اولتیماتوم روسیه تا مهاجرت به کرمانشاه
دوره دوم مجلس شورای ملی با تصویب نمایندگان(که مدرس هم از جمله موافقان بود) برای چند ماه تمدید شد. با تصویب مجلس دوم، فردی به نام مورگان شوستر، به مدت سه سال به عنوان خزانه دار کل کشور استخدام و مشغول رسیدگی به امور مالی ایران شد، ولی ازآن جا که ادامه فعالیت وی، مانع منافع، امتیازها و در نتیجه نفوذ سیاسی روس و انگلیس میشد،[11] دولت روسیه نتوانست تاب بیاورد. از اینرو، اولتیماتوم ننگینی را در ذیالحجه 1329ه.ق با همدستی دولت انگلیس مبنی بر عزل مورگان شوستر صادر کرد.[12] آیت الله مدرس با ایراد نطقی کوتاه، ولی شجاعانه، جسارت نمایندگان در مخالفت با اولتیماتوم را برانگیخت و همین امر منجر به رأی مجلس برضد اولتیماتوم شد. مردم نیز به حمایت از مجلس تظاهرات کردند و در نتیجه دولت نتوانست از طریق مجلس به خواسته نامشروع خود دست یابد.[13] به دنبال این ماجرا، ناصرالملک، نایب السلطنه مجلس را منحل و اولتیماتوم روسیه را پذیرفت. بعد از انحلال مجلس، دولت تمایلی به برگزاری انتخابات سومین دوره قانونگذاری نداشت و چون تعویق انتخابات نیازمند تصویب شورای ملی بود، دولت به ناچار مجلسی با عنوان «مجلس مشاوره عالی» مرکب از نمایندگان دوره اول و دوم مجلس شورای ملی و برخی از شخصیتهای سیاسی کشور تشکیل داد تا مجوز تعویق انتخابات را به دست آورد. مجلس یاد شده در تاریخ 11 ذی الحجه 1331 ق تشکیل شد اما آیتالله مدرس با تصمیم دولت به شدت مخالفت کرد و آن را مغایر قانون اساسی دانست.[14] فاصله بین تعطیلی مجلس دوم تا تشکیل مجلس سوم، دوره اقتدار ناصرالملک بود که تا زمان تاجگذاری احمد شاه به طول انجامید. در این مدت ناصرالملک از برگزاری انتخابات مجلس سوم خودداری کرد. زمانی که احمدشاه پس از تاجگذاری قدرت را به دست گرفت، میرزا حسن خان مستوفیالممالک را به عنوان رئیسالوزراء انتخاب کرد و او را مأمور برگزاری انتخابات مجلس سوم کرد. این بار آیتالله مدرس با رأی مردم تهران به مجلس راه یافت. کمی پس از تشکیل مجلس سوم جنگ جهانی اول آغاز شد. انگلستان و روسیه از ایران خواستند به متحدین اعلان جنگ دهند اما دولت ایران به خواست آنها تن نداد و اعلام بیطرفی کرد. انگلستان و روسیه نیز که مترصد فرصت بودند با نقض بیطرفی ایران از شمال و جنوب به ایران تاختند. روسها تا قزوین پیش رفتند و با احتمال سقوط تهران، مجلس از اکثریت افتاد و منحل شد و به قول آیت الله مدرس مجلس جوانمرگ شد.[15]
در این زمان مدرس و گروهی از ملیون به کرمانشاه مهاجرت کردند و در آن جا به منظور مقابله با اشغالگران، دولت موقت ملی را به ریاست رضاقلی خان نظامالسلطنه مافی تشکیل دادند. آیتالله مدرس به عنوان وزیر عدلیه و اوقاف این دولت انتخاب شد. پس از ناکامی دولت موقت ملی، مهاجران ناگزیر به خاک عثمانی رفتند. مدرس در استانبول ضمن ملاقات با سلطان عثمانی و صدراعظم آن کشور، نسبت به ادعای دولت عثمانی در باره قسمتی از خاک ایران و نیز عدم حسن نیت ترکان نسبت به ایرانیان گلایه و انتقاد کرد. [16]
اوضاع ایران به هنگام بازگشت مهاجرین نابسامان بود. مشکلات ناشی از حضور نیروهای بیگانه در کشور هنوز به قوت خود باقی بود. فقر، گرسنگی، قحطی و نا امنی از جمله مشکلات کشور بود. صمصام السلطنه بختیاری، رئیسالوزراء نه تنها توان حل مشکلات را نداشت بلکه با سوء مدیریت بر مشکلات افزوده بود. آیتالله مدرس که پس از بازگشت به تهران در مدرسه سپهسالار به تدریس مشغول بود به دلیل نابسامانی مملکت، به مخالفت با صمصام السلطنه پرداخت و با گروهی از مردم و رجال مملکت به حضرت عبدالعظیم(ع) رفت و متحصن شد. احمد شاه برای جلب نظر آنها ناگزیر صمصامالسلطنه را از وزارت عزل و کالسکه سلطنتی را برای مراجعت متحصنین به حضرت عبدالعظیم(ع) فرستاد.[17]
مخالفان صمصام السلطنه خواهان صدراعظمی قدرتمند بودند که بتواند خرابیها و نابسامانیهای ناشی از جنگ را برطرف سازد. به همین دلیل از اعطای وزارت به وثوقالدوله حمایت کردند. او نیز در دوره صدارتش توانست تا حدودی نظم و امنیت را در کشور برقرار کند، اما هنگامی که قرارداد 1919م را با انگلستان منعقد کرد، حامیانش را از دست داد. آیت الله مدرس نیز که ابتدا از وزارت او حمایت میکرد با انعقاد قرارداد 1919م به صف مخالفان پیوست و رهبری مخالفان وثوقالدوله را در دست گرفت. آیت الله مدرس قرارداد 1919م را قراردادی ننگین میدانست و معتقد بود که «روز انعقاد قرارداد (آگوست 1919 ) یک روز نحس برای ایران بود و یک سیاست مضر برای دیانت اسلام. ایرانی باید خودش ایرانی باشد، سیاستش هم ایرانی باشد. روی ایرانی بودن هم بایستد..»[18] او بعدها درباره این قرارداد در یکی از جلسات رسمی مجلس شورای ملی این گونه گفت: «بنده خیال میکنم هر کس، متن قرارداد را مطالعه کرده باشد- چون من اهل سیاست نبودم مرور نمیکردم- اگر چه یکی از مخالفین بودم اما هر چه میگفتند که این قرارداد کجایش بد است میگفتم چیزی که میفهمم بد است آن ماده اولش است که ما استقلال ایران را میشناسیم...اگر کسی خوب بررسی میکرد و روح قرارداد را میفهمید دو چیز استنباط میکرد و آن این بود که ایران تمامش مال ایرانی است. مالش، خاکش، حیثیتش، چهاش، چهاش، همه چیزش متعلق به ایرانی است. فقط این قرارداد در دو چیزش دیگری را شرکت میداد یکی پولش، یکی قوهاش! این روح قرارداد بود... من مخالف بودم، من مخالفت کردم...»[19] بیشک، مخالفتهای مدرس از عوامل مهم شکست قرارداد 1919م وثوق الدوله است، به گونهای که این واقعیت در تلگراف سرپرسی کاکس انگلیسی به سر لرد کرُزُن، وزیر امور خارجه وقت بریتانیا کاملاً مشهود است.[20] بدین ترتیب، مدرس با رهبری مبارزات مجلس، بزرگترین قدرت استعماری زمان خود، یعنی انگلستان را به زانو درآورد و با نهایت تواضع، چنین افتخاری را به ملت ایران نسبت داد.[21]
انگلستان پس از شکست قرارداد، دست از تلاش نکشید و کودتای سوم اسفند 1299ش را طراحی و اجرا کرد. رضاخان میرپنج با حمایت انگلستان و استفاده از نیروهای قزاق در اسفند 1299ش از قزوین راهی تهران شد. حدود نیمه شب سوم اسفند 1299ش رضاخان و نیروهایش توانستند وارد تهران شوند و احمدشاه را وادار کنند که حکم رئیس الوزرائی سید ضیاءالدین طباطبایی را صادر کند. کابینه سید ضیاء که بعدها به کابینه سیاه و کابینه کودتا معروف شد، شمار بسیاری از رجال دولت و مجلس را برای جلوگیری از مقاومت و قیام احتمالی دستگیر و زندانی کرد. مدرس نیز در این رستاخیز مخوف و گرداب هولناک گرفتار شد و در شمار زندانیان سیاسی قرار گرفت. او ابتدا در محل قزاقخانه قدیم در همان اتاقی که فرمانفرما حبس بود، برای چند روز زندانی شد، ولی بعدها او را به قزوین تبعید و در آن جا زندانی کردند[22] و تا پایان کار کابینه سید ضیاء در تبعید باقی ماند.[23]
مجلس چهارم و رویارویی با رضاخان
کابینه قوامالسلطنه که پس از سقوط کابینه سید ضیاءالدین طباطبایی روی کار آمد، در نخستین اقدام خود، چهارمین دوره مجلس شورای ملی را افتتاح کرد. آیتالله مدرس نیز برای دومین بار به نمایندگی از طرف مردم تهران در آن حضور داشت. این مجلس در روز اول تیرماه 1300 به ریاست حسین پیرنیا (مؤتمن الملک) و نایب اولی آیتالله مدرس افتتاح شد. با آغاز مجلس چهارم، مدرس با اعتبارنامه نمایندگان موافق قرارداد 1919م به شدت مخالفت کرد و مانع تصویب اعتبارنامه برخی از آنها شد.[24] از حوادث اسفباری که همزمان با دوران مجلس چهارم اتفاق افتاد، طغیان و سرکشی رضاخان در مقام وزارت جنگ بود. وی که پس از سقوط کابینه سیاه، پست وزارت جنگ را تصاحب کرده بود، در همه امور لشکری، کشوری و مالی، بیپروا مداخله میکرد و سعی داشت همه شئون حکومتی را به اختیار خود در آورد. مدرس از آن جا که پشتیبان دولت قوامالسلطنه بود، در آغاز با سردار سپه مدارا کرد، ولی با خودسری و فزونخواهی بیحد و اندازه رضاخان، سرانجام کاسه صبرش لبریز شد و با قدرت معنوی فوقالعادهای، مبارزه با این چهره منفور را آغاز کرد.[25]
قدرت گیری رضاخان باعث شد تا آیتالله مدرس او را تهدیدی علیه استقلال کشور بداند و به این ترتیب حملاتش را متوجه او ساخت و با ایراد سخنرانی در مجلس، نمایندگان را به مبارزه با سردارسپه فراخواند.[26] رضاخان در جلسه ۲۴ مهرماه 1301 مجلس شورای ملی، در حالی که سعی داشت خود را مطیع و تابع مجلس نشان دهد، متعهد شد حکومت نظامی را لغو کند و پذیرفت که اداره مالیاتهای مستقیم، غیر مستقیم و خالصجات را همانند گذشته به وزارت دارایی واگذار کند.[27]
قوام السلطنه در بهمن 1301 استعفا داد و احمدشاه بر حسب ابراز تمایل اکثریت مجلس شورای ملی، فرمان نخست وزیری مستوفیالممالک را صادر کرد. آیت الله مدرس به رغم اعتقادی که به پاکدامنی، وطن پرستی و درستکاری مستوفیالممالک داشت؛ برای جلوگیری از قدرت یافتن سردار سپه، دولت مستوفی را استیضاح کرد و مستوفی نیز بیآن که پاسخی به استیضاح بدهد، در جلسه 284 مجلس چهارم طی نطقی کوتاه از صدارت کنار رفت. با سقوط دولت مستوفیالممالک، هنگامی که مدرس درصدد بود قوام السلطنه را به نخست وزیری برساند، مشیرالدوله برای چندمین بار صدارت یافت و در همین هنگام، دوره دو ساله مجلس چهارم به پایان رسید.[28]
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهید سید حسن مُدَرّس
ادامه مطلب را ببينيد
مدرس و مجلس پنجم شورای ملی
دولت مشیرالدوله در تابستان 1302 انتخابات پنجمین دوره قانونگذاری را آغازکرد. سردار سپه که به اهمیت و نقش مجلس شورای ملی پی برده بود، درصدد برآمد با حمایت و همکاری نظامیان وفادار به خود، در انتخابات دخالت کرده و هواداران خود را به مجلس بفرستد.[29] این ترفند و نقشه سردار سپه در شهرستان ها به نحو مطلوبی کارساز شد و هنوز انتخابات تمام شهرها به پایان نرسیده بود که دولت مشیرالدوله در آبان 1302 زیر فشار تحریکات و خودسریهای رضاخان ازکار کنارهگیری کرد و شاه جوان قاجار نیز در نهایت ضعف و گرفتاری به ناچار فرمان نخست وزیری رضاخان را صادر کرد و برای رهایی از تبعات بحرانهای سیاسی کشور که سردارسپه عامل و منشأ آنها بود، راهی فرنگ شد. دولت رضا خان میرپنج به سرعت کار انتخابات را به نفع خویش به پایان رساند و وکلای فرمایشی یکی پس از دیگری سر از صندوقها درآوردند؛ بدین صورت اکثریت مخالفان سردار سپه در مجلس چهارم، مبدل به اکثریت موافقان او در مجلس پنجم شد. مدرس و عدهای دیگر از نمایندگان در بهمن 1302 به دخالت نظامیان در امر انتخابات و سوء استفاده آنها در این حوزه اعتراض کردند. مدرس در مجلس پنجم تلاش کرد از ورود نمایندگان طرفدار رضاخان جلوگیری کند. [30]
مخالفت با جمهوریخواهی قلابی!
سردار سپه که پس از کودتای ۱۲۹۹ همواره رؤیای حکومت مطلقه ایران را در سر میپروراند، با تصدی پست ریاست وزرا گام بلندی به سوی تحقق آرزوهایش برداشت. اولین طرحی که برای طرد قاجار از صحنه سیاسی ایران به ذهن رضاخان و هواخواهان او خطور کرد و بدون تردید بی ارتباط با حامیان خارجی وی نبود، موضوع تغییر رژیم سلطنت ایران به حکومت جمهوری بود. دگرگونی نظام حکومتی ایران طبیعتاً منجر به خلع خانواده قاجار از مسند قدرت سیاسی ایران میشد و رضاخان تردیدی نداشت که در آن شرایط کسی غیر از او نمی تواند پست ریاست جمهوری را تصاحب کند. هواخواهان سردار سپه و روزنامههای طرفدار وی تبلیغات گستردهای به نفع او و نظام جمهوری به راه انداختند و علیه خاندان قاجار، شخص احمد شاه و نظام سلطنتی شعار میدادند. سردار سپه و حامیانش مترصد بودند از طریق مجلس شورای ملی به نیات قدرت طلبانه خود دست یابند. آنان در صدد بودند با تصویب طرحی در مجلس شورای ملی، نظام سلطنت را ملغی و جمهوری را جایگزین آن کنند. تصویب چنین طرحی توسط مجلس شورای ملی هر چند غیرقانونی و مغایر با اصول قانون اساسی بود، اما آسانترین و نزدیک ترین راه برای انتقال قدرت از قاجار به پهلوی به نظر میآمد.[31] مخالفان رضاخان در اولین حرکت سعی کردند با جلوگیری از تصویب اعتبارنامهها وقت مجلس را بگیرند، مانند اعتبارنامه نوریزاده که به تحریک مدرس در شعبه مجلس رد شد. همین اتلاف وقت فرصتی فراهم کرد تا مردم در جریان امر قرار گیرند. البته اعضای فراکسیون تجدد (طرفداران رضاخان) نیز در تصمیمی متقابل تلاش کردند اعتبارنامههای مدرس، سلیمان میرزا و نصرت الدوله را رد کنند.[32]
آیت الله مدرس که بیشتر هواداران او در مجلس چهارم به اقلیتی انگشت شمار در مجلس پنجم تبدیل شده بود، خطر این حرکت را حس کرد و درصدد چارهجویی برآمد. ایشان ابتدا به تحریک و تشویق قاجارها همت گماشت، سپس روزنامهنگاران را بر ضد جمهوریخواهی ترغیب کرد. همچنین برای آگاهی علما از نیت شوم رضاخان، نامههای بسیاری درباره ماهیت جمهوری رضاخانی نوشت و به قم فرستاد.[33]
در جلسه هفتم مجلس شورای ملی(30 اسفند 1302) گروهی از نمایندگان وابسته به دولت سردار سپه طرح سه مادهای زیر را با قید فوریت پیشنهاد کردند: «ماده اول -تبدیل رژیم مشروطیت به جمهوریت. ماده دوم -اختیار دادن به وکلای دوره پنجم که در مواد قانون اساسی موافق مصالح مملکت و رژیم تجدید نظر نمایند. ماده سوم -پس از معلوم شدن نتیجه آرای عمومی تغییر رژیم به وسیله مجلس شورای ملی اعلام شود.» مدرس درباره این طرح پیشنهادی گفت: «... چون مطلب مهمی است، بنده عرضم این است که باید وکلایی هم که مسافرت کردهاند و شاید قریب به ده- پانزده نفرند، آنها هم برگردند و هیئت رئیسه دایمی هم معین شود و این مطلب به این مهمی در حضور تمام وکلا مطرح شود...» مجلس پیشنهاد مدرس را پذیرفت و قرار شد در دوم فروردین 1303 مجلس شورای ملی برای تصمیمگیری درباره طرح یاد شده تشکیل جلسه دهد.[34] در همین حال نیز مردم در حمایت از سلطنت قاجاریه در اطراف مجلس جمع شدند اما سردار سپه با عده ای قزاق به مجلس رفت و شخصاً با مردم درگیر شد. با رسیدن خبر این درگیری به مؤتمن الملک، رئیس مجلس و تغیّر او نسبت به سردار سپه، وی ناگزیر از مردم عذرخواهی کرد و اعلام نمود اگر مردم جمهوری نخواهند او نیز صرف نظر خواهد کرد. سردارسپه در پی سفری به قم بنا به خواست علما و مردم، انصراف خود را از جمهوری به صورت رسمی اعلام کرد و در پی آن، اعلامیهای از سوی علمای قم خطاب به ملت ایران صادر شد و بر پایان این ماجرا مهر تأیید زد.[35] در طول این مدت نیز روزنامههای طرفدار رضاخان مانند تجدد و حلاج به نقد عملکرد و اقدامات مدرس و همراهانش در مجلس و بیرون مجلس میپرداختند. [36]
مدرس پس از شکست طرح جمهوری رضاخانی همچنان با فزون خواهی و برنامههای غیر قانونی رضاخان مقابله میکرد. به همین خاطر از همفکران خود در شهرهای دیگر نیز استمداد طلبید. وی در سوم مرداد 1303 به علمای اصفهان نامهای نوشت و از آنها تقاضای اتحاد، وحدت و آگاهی مردم نسبت به اقدامات رضاخان و طرفداران وی همانند تهران کرد. علمای اصفهان نیز در پاسخ به نامه وی از تشکیل هیئت علمیه اصفهان و انجام اقدامات لازم جهت مقابله با اهداف و خیالات باطل رضاخان و طرفداران وی خبر دادند.[37] با فراهم کردن این مقدمات، در هفتم مرداد 1303 مدرس و گروهی از همفکرانش دست به استیضاح دولت سردارسپه زدند اما هفدهم مرداد 1303، روز بررسی استیضاح توسط مجلس شورای ملی، صحن مجلس شاهد درگیری سردارسپه و هوادارانش با مدرس و اقلیت استیضاح کننده بود. در همین روز مدرس و برخی از اعضای فراکسیون اقلیت بیرون از ساختمان مجلس شورای ملی مورد ضرب و شتم اوباش طرفدار سردار سپه قرار گرفتند. استیضاح کنندگان در اعتراض به این اقدامها در جلسه بعدازظهر مجلس که طرح استیضاح بررسی شد، شرکت نکردند و در نتیجه دولت سردار سپه هم رأی اعتماد گرفت. [38]
تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی
از این زمان به بعد سیر صعودی اقدامات رضاخان برای کسب قدرت سرعت بیشتری گرفت و او توانست با کمک مزدورانش هر روز پایههای قدرتش را مستحکمتر و زمینه را برای خلع سلطنت قاجار فراهم سازد. آیتالله مدرس نیز تمام تلاش خود را برای هرچه بیشتر آشکار کردن چهره واقعی رضاخان انجام میداد. مدرس به همراه نمایندگانی چون ملک الشعراء، مخبرالسلطنه، قوامالدوله، نبیلالدوله، مورخالدوله و... علیه تغییر رژیم و سلطنت قاجار در تلاش بودند.[39] مدرس در مجلس به مقایسه دوران حکومت سلسله قاجاریه و دوره رضاخانی میپرداخت و اوضاع دوره رضاخانی را بسیار بدتر از دوره قاجار توصیف میکرد،[40] مانند سخنانی که در جلسه 76 مجلس شورای ملی به تاریخ 17 آبان 1303 ایراد کرد: « این وضعیت کنونی که سرتاسر مملکت را احاطه نموده از صد و پنجاه سال تا به حال چنین نبوده است.» بعد در ادامه به بررسی اوضاع ایران در طول این برهه از تاریخ میپردازد که «هم استبداد بود، هم این که بعضی به فکر مردم بودند، بعضی به فکر عیاشی، گاهی گرانی، گاهی بیماریهای همهگیر، گاهی جنگ عمومی و...» سپس اظهار میکند: «با این همه، هیچ وقت اوضاع ایران به شکل امروز نبوده است... با این که زمینه مشروطه حاضر نشده بود بحمدالله تغییر وضع ضرری برای ما ایجاد نکرد؛ در این هفده هیجده سال به یک مشی حرکت شد و همه حرکت کردند و بنده بلا استثنا همه مشروطه طلبان را خوب میدانم. ... در ادارات اراده اجتماعی که معنی مشروطه بود کاملاً به جریان نیفتاد...» وی همچنین بیان کرد: «اگر تمام دول دنیا برخلاف من باشند ولی قلوب مردم بالطبیعه با من باشد من به تنهایی مقاومت میکنم به جای این که صد نفر وکیل هم عقیده من باشند. پس قوت ما توجه قلوب عامه است.... مقاومت کردیم مملکت را نگاهداری کنیم، اراده اجتماعی را که حقیقت مشروطه است نگاهداری کنیم. کارها را اداره کردیم. اما میخواهم عرض کنم، هر چه میخواهید بگویید، بگویید، امروز اثری از آن مشروطه نیست...»[41]
وی در عرصه بین المللی نیز ساکت ننشست و رحیم زاده صفوی را به نمایندگی از طرف خود و دربار قاجار به پاریس فرستاد تا ضمن ترغیب احمدشاه به بازگشت به ایران، در صورت امکان روزنامه ای به دو زبان فارسی و فرانسوی چاپ و حقایق احوال ایران را به گوش جهانیان برساند.[42] مدرس بر این عقیده بود که هدف انگلستان از طراحی برنامه تغییر حکومت ایران، محو موجودیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ملت ایران و تصاحب ثروت و منابع ملی ایران از طرق و روشهای جدید بود. وی تولد حکومت پهلوی را معادل از دست رفتن همه چیز ایران میدانست. دغدغه خاطر مدرس این بود که با تغییر سلطنت، جامعه ایرانی از هویت دینی و ملی خود ساقط شود، ارزشهای دینی و سنتی از ذهن و رفتار جامعه محو گردند، استقلال سیاسی و اقتصادی کشور از دست رفته و جامعهای بی هویت، مسخ و مسحور شده و بدون انسجام و با فاصله طبقاتی رهآورد این دگرگونی باشد.[43]
بالاخره با مهیا شدن زمینهها در 9 آبان 1304ش، طرفداران رضاخان که در مجلس اکثریت داشتند تصمیم گرفتند کار را یکسره کنند، بنابر این ماده واحدهای را که متضمن خلع سلطنت از قاجارها بود تسلیم مجلس شورای ملی کردند. آیت الله مدرس و یارانش به استعفای مستوفیالممالک، رئیس مجلس استناد جستند و جلسه را غیر رسمی و غیر قانونی خواندند اما اکثریت مجلس در اختیار هواداران رضاخان بود و مخالفت آن اقلیت کاری از پیش نبرد. مخالفان فقط توانستند پس از ایراد سخنرانی و اعلام مخالفت شان جلسه مجلس را به عنوان اعتراض ترک کنند و آیتالله مدرس نیز با بیان این جمله که «صد هزار رأی هم بدهید، خلاف قانون اساسی است.»، غیر قانونی بودن جلسه را اعلام کرد. مجلس در غیاب شهید مدرس، احمدشاه را از سلطنت خلع کرد و حکومت را تا تشکیل مجلس مؤسسان، به رضاخان سپرد.[44] طولی نکشید نمایندگان مجلس مؤسسان که با اعمال نفوذ و سرنیزه رضاخان انتخاب شده بودند، وی را به عنوان اعلیحضرت رضاشاه کبیر، بر سرنوشت امت مسلمان حاکم ساختند و او در روز چهارم اردیبهشت 1305 به صورت رسمی در کاخ گلستان تاجگذاری کرد.[45]
پس از انتقال سلطنت به رضاخان، آیت الله مدرس همچنان در صحنه سیاست ماند و به مبارزات و فعالیتهای اصلاحگر خود ادامه داد. ایشان در اوایل سلطنت رضاخان تا اندازهای به وی نزدیک شد تا شاید بتواند با پند و اندرز او را از مأموریت خائنانهاش منصرف سازد اما گوش رضاشاه به چنین حرفهایی بدهکار نبود[46] هر چند اگر مدرس همانند عدهای که در آغاز با سلطنت سردار سپه مخالف بودند اما پس از آن مهر سکوت بر لب زدند، سکوت میکرد، میتوانست رضاخان را نسبت به خویش بر سر مهر آورد و حتی حاضر بود در ازای آن نیز امتیازهای زیادی به مدرس بدهد، اما این شهید بزرگوار با مصلحت اندیشی از هر عامل و حادثهای برای مهار دیکتاتوری رضاخان بهره برداری میکرد. استقرار کابینهای قوی و معتقد به حکومت قانون میتوانست حداقل مانعی در برابر اعمال بی رویه و خلاف قانون رضاشاه باشد.[47]
مدرس در مجلس ششم و هفتم
عمر مجلس پنجم به سر آمد و مدرس در انتخابات ششمین دوره مجلس شورای ملی هم شرکت کرد و به عنوان نفر اول انتخابات تهران وارد مجلس شد.[48] هشت نفر از یاران مدرس نیز موفق شدند به مجلس راه یابند. نخستین اقدام مدرس در مجلس ششم، مخالفت با اعتبارنامه نمایندگانی بود که با مداخله نظامیان انتخاب شده بودند و چون این امر با تأیید و حتی فرمان رضاخان صورت گرفته بود، مخالفت مدرس ضدیت با شاه به شمار میآمد.[49] از فعالیتهای دیگر مدرس در مجلس ششم، دقت فوقالعاده او بر برنامههای فرهنگی، اقتصادی و سیاست خارجی بود.[50] او همیشه مردم و منافع عمومی را بر خود مقدم میداشت و مراقب بود تا امتیازی به بیگانگان داده نشود و در امور مملکت دخالت نکنند.[51]
وی جزئیات بودجه سالانه، برنامهها و لوایح اقتصادی را به دقت بررسی میکرد تا مبادا منافع ملی آسیب ببیند و اصرار داشت موافقتنامههای اقتصادی ایران با کشورهای خارجی پس از تأیید مجلس شورای ملی به اجرا گذاشته شود. مدرس تأمل و اهتمام ویژهای داشت تا طرحهای انتقال صنایع جدید بهانهای برای حیف و میل ثروت عمومی نشود.[52] پس از دولت مستوفی که بیش از یک سال دوام نیاورد، رضاخان مهره مطیعی چون مهدیقلی هدایت را مأمور تشکیل دولت ساخت. مدرس طی نطقی با کابینه هدایت و برنامههای او مخالفت کرد و با شجاعت تمام، رئیسالوزراء و اعضای کابینه را ترسو، ضعیف و مجری بیاراده مقاصد شاه قلمداد کرد که بدون مشورت با مجلس روی کار آمده است.[53]
آیت الله مدرس در هفتم آبان 1305 در راه مدرسه سپهسالار مورد حمله و اصابت چند گلوله از جانب چند نفر از اوباش قرار گرفت که به دست و کتف او خورد. رضا شاه که در مازندران بود به وسیله تلگراف از مدرس احوالپرسی کرد و مدرس در پاسخ او گفت: «به کوری چشم دشمنان نمردهام و هنوز زندهام.» ترور مدرس انعکاس وسیعی در میان مردم بر جای گذاشت و نمایندگان مجلس در دو جلسه به بررسی این موضوع پرداختند. دوستان اندک مدرس در مجلس سوء قصد به مدرس را اقدامی صرفاً سیاسی تلقی کردند و دولت و شخص شاه را در ماجرا دخیل دانستند.[54] همفکران و همراهان مدرس نیز در طول سالهای 1304 تا 1306 در شهرهای مختلف مانند رشت، اصفهان و... اقدام به تشکیل مجمع هایی به نام هیئت علمیه کرده و هر هفته در نقطه ای جمع میشدند. از طرف مدرس نیز واعظانی جهت سخنرانی کردن برای آنها در مساجد فرستاده میشد.[55]
با پایان کار مجلس ششم، رضاخان به عنوان شاه با اقداماتش آن چنان قدرتی پیدا کرده بود که توانست از ورود مخالفینش به مجلس جلوگیری کند. با فرا رسیدن انتخابات دوره هفتم مجلس شورای ملی در سال 1307 رضاخان تصمیم گرفت به هر شکل ممکن از ورود مدرس و یارانش به مجلس جلوگیری کند و در همین راستا انتخاباتی کاملاً فرمایشی برگزار کرد، به نحوی که حتی یک رأی هم به اسم آیت الله مدرس از صندوقها بیرون نیامد. به همین علت آیت الله مدرس در اعتراض به اقدامات رضاشاه، عنوان کرد: «من یک رأی برای خودم نوشتم، آن رأی کجاست.» رضاخان به این اعمال هم اکتفا نکرد و با تهدید به مدرس تکلیف کرد که از سیاست دوری کند. مدرس در جواب گفت «من وظیفه انسانی و شرعی خویش را دخالت در سیاست و مبارزه در راه آزادی میدانم و به هیچ عنوان دست از سیاست برنمیدارم و هرکجا باشم همین است و بس.»[56]
مدرسه سپهسالار؛ آخرین سنگر مقاومت
پس از این که از ورود آیت الله مدرس به مجلس جلوگیری شد، وی جلسههای درس خود را در مدرسه سپهسالار تشکیل داد و آن را به مرکز افشاگری و بیان اعمال خلاف قانون رژیم پهلوی تبدیل کرد. مدرس چنان بی پرده صحبت میکرد که خشم رضاخان را برمیانگیخت. برای نمونه هنگامی که ایشان در باب «مزدحم» در فقه تدریس میکرد، با اشاره به این که اگر کسی در ازدحام کشته شود، خونش هدر است و باید دیه او را حاکم شرع بدهد، گفت: «مثلاً روز دهم حمل (فروردین 1303) که سردار سپه به مجلس آمد و زد و خورد بود، اگر سردارسپه کشته میشد، خونش هدر بود.»[57]
مدرس از تبعید تا شهادت
در 16 مهرماه 1307 دو روز پس از افتتاح هفتمین دوره مجلس شورای ملی به دستور رضاخان و رئیس نظمیه وقت محمد درگاهی، به منزل آیت الله مدرس یورش بردند و بعد از ضرب و جرح، وی را به خراسان تبعید کردند.[58] مدرس مدت کوتاهی در مشهد مستقر بود اما به دلیل همکاری مریدان مدرس در آن جا و فعالیت آنها (مانند ترتیب ملاقات افراد) با مدرس، اقامت وی در آن جا به صلاح دیده نشد[59] و سید حسن مدرس به سمت شرق تبعید که ابتدا قرار بود در گناباد و قائن سکونت داده شود اما بعداً بنا به ملاحظاتی به خواف تبعید شد.[60]
دوران حبس شهید مدرس در خواف، 9 سال طول کشید؛ اما در این مدت هم ترس و اضطراب رضاخان از مدرس دربند کشیده شده در دور افتادهترین نقطه ایران، کاهش نیافت و حتی تعدادی محافظ دائمی نیز جهت کنترل وی در اطراف منزلش گمارده شد.[61] سرانجام در ۱۳۱۶ ش رضاخان تصمیم گرفت مدرس را به شهادت برساند. دستور قتل به رییس شهربانی خواف ابلاغ شد؛ اما وی سرحدی بودن خواف را بهانه کرد و از قتل مدرس امتناع ورزید. لذا مدرس را به کاشمر منتقل کردند. «اقتدار نظام»، رئیس شهربانی کاشمر نیز از اجرای دستور قتل مدرس خودداری کرد و مجبور به ترک پست خود شد و محمود مستوفیان به سمت رئیس شهربانی کاشمر منصوب شد. اندکی بعد میرزا کاظم جهانسوزی، افسر شهربانی به اتفاق دو مأمور دیگر شهربانی از مشهد به کاشمر رفتند و هنگام افطار ۲۶ رمضان ۱۳۵۷ق ( دهم آذرماه ۱۳۱۶ش) آیت الله سید حسن مدرس را به شهادت رساندند.[62]
علاوه بر مدرس، اقوام او نیز به مخالفت با رژیم پرداختند که از جمله آنها سید تقی نوریزاده، خواهرزاده مدرس بود که بعد از مدتی که در عراق ساکن بود، با ورود به ایران، شروع به فعالیت بر ضد حکومت پهلوی کرد. جلب نظرعلما علیه قانون متحد الشکل شدن و... در ولایتهای خوزستان، فارس و لرستان از جمله فعالیت های ایشان بود. وی سرانجام توسط نظمیه دستگیر و زندانی شد.[63]
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهید سید حسن مُدَرّس
ادامه مطلب را ببينيد
پس از كودتای رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی در سوم اسفند 1299، مدرس همراه بسیاری از ملیون و مبارزان دستگیر شد و تا پایان عمر كابینه سیاه سید ضیاءالدین طباطبایی در قزوین زندانی بود.
شهید آیتالله سیدحسن مدرس در سال 1287 قمری به دنیا آمد. او تحصیل خود را در علوم دینی در اصفهان، سامرا و نجف در محضر بزرگانی چون آیتالله میرازی شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباكو و ... تا درجه اجتهاد ادامه داد؛ آنگاه به اصفهان مراجعت كرده و مشغول تدریس فقه و اصول شد. ایشان در جریانات مربوط به نهضت مشروطه به سمت سیاست روی آورد. مرحوم مدرس در این باره گفته است: «بعد از مراجعت از عتبات، در اصفهان فقط از امورات اجتماعیه، مباحثه و تدریس اختیار كرده بودم، تا زمان انقلاب استبداد به مشروطه، مجبورا اوضاع دیگری پیش آمد».
فعالیت سیاسی ایشان با عضویت در انجمن ایالتی اصفهان آغاز میشود و با انتخاب او به عنوان یكی از پنج تن علمای منتخب، برای دوره دوم قانونگذاری مجلس، در تاریخ 1289 شمسی، چهره سیاسی او شناختهتر میشود. مدرس در این مجلس نقش خود را به خوبی ایفا كرد. وی در دوره سوم نیز از طرف مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد؛ ولی این مجلس به علت فشار خارجی و آغاز جنگ اول جهانی یك سال بیشتر دوام نیاورد.
مدرس از چهرههای سرشناس كمیته دفاع ملی بود كه جهت جلوگیری از پیشرفت نیروهای روسیه تزاری به سمت پایتخت به قم مهاجرت كردند. او سپس عازم اصفهان، كرمانشاه، عراق، تركیه و سوریه گردید و پس از دو سال به ایران بازگشت. با امضای قرارداد 1919 وثوقالدوله، مدرس به مخالفت برخاست و با این قرارداد ننگین به شدت مخالفت كرد و اجازه نداد ایران بین اجانب تقسیم شود.
پس از كودتای رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی در سوم اسفند 1299، مدرس همراه بسیاری از ملیون و مبارزان دستگیر شد و تا پایان عمر كابینه سیاه سید ضیاءالدین طباطبایی در قزوین زندانی بود. پس از آزادی به نمایندگی مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و به عنوان نایب رییس مجلس و رهبری اكثریت مجلس برگزیده شد.
دوره پنجم مجلس در سال 1302 افتتاح شد و در این دوران پر اهمیت تاریخ مشروطه كه با تغییر سلسله قاجاریه و روی كار آمدن رضاخان همراه بود، مدرس رهبری اقلیت مجلس را بر عهده داشت. رضاخان كه به دنبال حذف قاجار و حاكمیت خود بود، طرح جمهوری را مطرح كرد اما وجود مدرس، مانع از به سرانجام رسیدن طرح جمهوری رضاخانی گردید.
یكی از وقاع مهم مجلس پنجم استیضاح رضاخان، توسط مدرس بود؛ اما، رضاخان توانست با فریب و نیرنگ، مقدمات تصویب انقراض قاجاریه را فراهم كند و در تاریخ 9 آبان 1304 این كار را عملی كرد و خود به پادشاهی ایران رسید. رضاخان در طی برگزاری انتخابات مجلس هفتم، اجازه نداد مدرس به مجلس راه یابد و ابتدا مدتی او را خانهنشین كرد و سپس در 16 مهر 1307 دستگیر و به دامغان و مشهد و سپس به خواف تبعید كرد. شهید مدرس 7 سال در خواف توسط مأموران تحت نظر بود و در 22 مهر 1316 از خواف به كاشمر منتقل شد. در این زمان رضاخان دستور قتل مدرس را به رییس شهربانی كاشمر داد ولی او به این كار تن نداد و در نتیجه این مأموریت به جهانسوزی، متوفیان و خلج واگذار شد. آنها در شب دهم آذر 1316 برابر با 27 رمضان 1356 قمری به سراغ آن عالم ربانی رفتند و او را به شهادت رساندند و جنازه را مخفیانه به خاك سپردند.
فیشهای شهید آیت الله سیدحسن مدرس - Khamenei.ir
قراردادی بود معروف به «قرارداد وثوقالدّوله» که در سال ۱۹۱۹ میلادی و ۱۲۹۹ هجری شمسی، انگلیسها به نخستوزیر وقت ایران رشوهی مفصّلی دادند و این قرارداد را بستند. «قرارداد وثوقالدّوله» اقتصاد و سیاست و ارتش و نظام و همه چیزِ ایران را در اختیار انگلیسها قرار میداد. این قرارداد هم بسته شد، منتها شهید مدرّس در مجلسِ شورای ملّیِ آن زمان یکتنه در مقابل این قرارداد ایستاد، افشاگری کرد و نگذاشت به نتیجه برسد، این قرارداد هم باطل شد. قراردادهای دیگری هم بود ــ [مانند] قرارداد رویتر و غیره ــ که اغلب این قراردادها به وسیلهی علمای دین باطل شد، از بین رفت، جلویش گرفته شد.۱۴۰۲/۰۸/۱۰
بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان
فیش موضوعی
بیکفایتی و وابستگی سلاطین قاجار و پهلوی؛ عامل عقبماندگی ایران
كشور و جامعهی ما بعد از انقلاب، در تمام طول این دوران، لحظات حساسی را گذرانده است كه نقش جوانها و تأثیر حالت جوانی و استعدادهای جوانی در آن، یك نقش برجسته است. با اینكه ما ملت با استعدادی هستیم و بودیم، بر اثر تسلط سیاستهای استعماری و استبدادی و سلطنتهای موروثیِ خاندانی و حكومتهای غاصب و جائر، در طول دو سه قرن، از قافلهی علم جهانی عقب ماندیم.
عقبماندگی علمی همراهِ خود عقبماندگی اقتصادی و فرهنگی و نظامی و بقیهی
عقبماندگیها را هم به بار میآورد. یك كشوری كه با توجه به استعداد خود، با توجه به زمینههای طبیعی و انسانی خود، با توجه به جایگاه جغرافیایی خود - كه اگر به نقشهی جهان نگاه كنید، توجه میكنید كه ایران در چه نقطهی حساسی قرار دارد - با توجه به ذخائر زیرزمینی خود، باید یكی از پیشرفتهترین و یكی از ثروتمندترین كشورهای دنیا باشد، در دورهی حكومتهای قاجاری و بعد پهلوی، تبدیل شد به حكومت عقبافتادهیِ دستنشاندهیِ فقیرِ ضعیفِ توسریخور. این، در تاریخ ما اتفاق افتاد. گناهش به گردن كیست؟ در درجه اول به گردن آن زمامداران فاسد و بی كفایت است، كه وابسته هم شدند؛ وقتی سیاستهای استعماری غرب وارد میدان شد، وابسته هم شدند. آنها همت و حمیّت نداشتند؛ فقط به فكر زندگی و آقایی خودشان و حفظ قدرت حكومت خودشان بودند. گناه، در درجه اول بر دوش اینهاست؛ حالا حداقل این دو سلسلهی سلاطین قاجاری و سلاطین پهلوی.
ملت ایران حق دارد كه در روز قیامت و در پیش خدای متعال گریبان این ستمگران را بگیرد و ادعانامهی عظیم و وحشتناكی را علیه اینها در دست بگیرد، بگوید اینها كسانی بودند كه یك كشورِ با استعداد، غنی، بزرگ، دارای آن سابقهی فرهنگی بی نظیر را - كه چنین كشوری لااقل باید در عِداد كشورهای درجهی یك جهان باشد؛ والّا اصلاً درجهی یك است؛ و در بالای ستون كشورها باید قرار داشته باشد - تبدیل كردند به یك كشور درجهی چندم؛ هم فقیر، هم ضعیف، هم تحقیر شده، هم توسریخور، هم نا امید.
بعد چه اتفاقی افتاد؟ در خلال این صد، صد و بیست سالی كه بخش آخر آن دوران سخت تا امروز. گذشته، وجدانهای بیدار و شخصیتهای بزرگی پیدا شدند كه هشدارهایی دادند؛ برقهایی در آسمان تاریك و ظلمانیِ زندگیِ این كشور جهاندند كه روشنیهایی به وجود آمد؛ بیداریهایی به وجود آمد كه یك نمونهاش مخالفت میرزای شیرازی با كمپانی رژیِ معروف بود كه در واقع همهی كشور را بتدریج میبلعید و میخواست سرنوشتی مثل سرنوشت استعماری هندوستان برای ایران رقم بزند؛ یا فریادهای مرحوم آیتاللَّه مدرس در صحن مجلس ملی آن روز در مقابلهی با رضا خان و دیگران و دیگران، در مقابله با آن قرارداد خائنانهای كه آن روز داشتند میبستند كه همهی كشور را تحویل انگلیسها بدهند. اینها برقهایی در این فضا روشن كرد؛ دلها را روشن كرد، عزمها را محكم كرد. نهضت به وسیلهی پیشروان این فكر شروع شد، رهبری الهی و با عزم و ارادهای مثل امام، خدای متعال در اختیار ملت گذاشت؛ بازهم همین جوانها، حركت خودشان را كردند، یك تحول عظیم و بنیادی به وجود آمد؛ میلههای زندانی كه ملت ایران در آن گرفتار بود، شكسته شد، لكن از اینجایی كه انقلاب شروع كرد، تا آنجایی كه باید ملت ایران برسد، راهِ طولانی است. این راه طولانی پر از چالشهای گوناگون است؛ همت میخواهد، نیرو میخواهد، نشاط میخواهد، ابتكار میخواهد، تراكم عظیم نیروها را میطلبد. اینها باید به وسیلهی جوانها، روحیه جوان، نشاط جوانی تأمین شود.۱۳۸۶/۰۲/۱۹
بیانات در دیدار اعضای انجمنهای اسلامی دانشآموزان
عقبماندگی علمی ایران, عملکرد حکومت پهلوی, انحطاط ایران در دوره قاجار و پهلوی, وابستگی سلسله پهلوی به مستکبرین, عملکرد حکومت قاجاریه, انحطاط ایران در دوره قاجار و پهلوی, میرزای شیرازی, قرارداد رژی, شهید آیت الله سیدحسن مدرس, نشاط و نیروی جوان, تاریخ قیام تحریم تنباکو, تاریخ قاجاریه, تاریخ قیام تحریم تنباکو, تاریخ بر سر کار آمدن پهلوی اول و نهضتهای اعتراضی, مخالفت آیت الله مدرس با رضاخان, پیشروان انقلاب, تاریخ قیام تحریم تنباکو, قیام تحریم تنباکو, رهبران نهضت تحریم تنباکو
روایت تاریخی
شهید حسین خرازی, شهید محمد ابراهیم همت, شهید آیتالله سید محمد حسین بهشتی, شهید آیت الله سیدحسن مدرس
از لحاظ جهاد شجاعانه، اصفهان نمونه است. جنگ هشت ساله و دوره دفاع مقدّس، نام اصفهان را در سرلوحه افتخارات انسانی خود دارد. فقط هم دوره دفاع مقدّس نیست؛ شهدای اصفهانی و نامآوران جانباخته از این مردم، در میدانهای مختلف این فداكاریها را كردهاند؛ شهید آیةاللَّه مدرّس در یك میدان، شهید آیةاللَّه بهشتی در یك میدان و شهید خرّازی و شهید همّت و امثال این عزیزان در میدان دیگر. این شهدای نامدار - كه فهرست طولانی ستارگان شهید این شهر و این استان را نمیشود به این آسانی فراهم كرد - آنچنان نام اصفهان را ابدی ساختند و در شمار برجستهترین مناطق كشورمان از لحاظ جهاد شجاعانه ثبت كردند كه هیچ نقطه دیگری در این جهت، با این شهر و این استان رقابت نمیكند.۱۳۸۰/۰۸/۰۸
شهید حسین خرازی, شهید محمد ابراهیم همت, شهید آیتالله سید محمد حسین بهشتی, شهید آیت الله سیدحسن مدرس
فیش موضوعی
تأثير ناپذيري مدرّس از ارعاب و تطميع
مجلس[شورای اسلامی] باید مجلسی باشد كه بتواند در مقابل زورگوییها و زیاده خواهیها و مرعوب كردنها و تطمیع كردنهای قدرتمندان جهانی بایستد و مصالح كشور و ملت را محاسبه كند و دنبال آن برود. امام رضوان اللّه علیه بارها اسم «مدرّس» را میآوردند. مگر خصوصیت مدرّس چه بود؟ از مدرّس عالِمتر هم داشتیم. مدرّس خصوصیت عمدهاش این بود كه هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگری در او اثر نمیكرد. همان وقتیكه علیالظّاهر فضا را بر ضدّ او آنچنان متشنّج كرده بودند كه علیهش شعار میدادند، او ایستاد و حرف خودش را زد. این خصوصیت یك نمایندهی خوب در مجلس است. بعضیها زود مرعوب میشوند! من بارها عرض كردهام كه قدرتهای استكباری یعنی همین قدرتهای سلطهگرِ جهانی كه مرتّب روی این كشور و آن كشور دست میاندازند و دولتها و ملتها را زیر یوغ خودش میكشانند، عمدهی كارشان از ترساندن میگذرد. قدرت واقعیشان آن قدر نیست كه بر زبان میآورند. بدیهی است این همه كه اینها با این انقلاب و با این كشور بدند، اگر قدرت داشتند، تاكنون این انقلاب اینطور رشد نمیكرد و اینگونه نمیماند. آیا این خود دلیل نیست كه سلطهگران امریكا و صهیونیستهای عالم، آنچنان كه ادّعا میكنند، قدرت ندارند؟! اینها عمدهی كارشان را از راه تهدید و مرعوب كردن پیش میبرند. نماینده باید كسی باشد كه مرعوب نشود. چه كسی مرعوب نمیشود؟ آدمی كه دلش به خدا متّكی باشد. وقتی انسان به خدا متوكّل بود، از هیچكس مرعوب نمیشود. ما یك نمونهی زندهی كسانی را كه مرعوب نمیشوند در زمان خودمان دیدیم یعنی امام (ره) و هزاران نمونهی دیگر را در میدان جنگ و در میدانهای سیاست ملاحظه كردیم.۱۳۷۸/۱۱/۲۶
شهید آیت الله سیدحسن مدرس, تاریخ بر سر کار آمدن پهلوی اول و نهضتهای اعتراضی, نمایندگان مجلس شورای اسلامی
روایت تاریخی
مخالفت نمایندگان مجلس شورای ملی با دادن امتیازات خارجی در دورههای اوّل
در زمانهای گذشته، بسیاری از رجال دولتی و نمایندگان مجلس شورای ملی در دو، سه دورهی اوّل که واقعاً نماینده بودند و به وسیلهی مردم انتخاب میشدند - و این، قبل از زمانی بود که رضاشاه، دست روی مجلس گذاشت - با دادن امتیازات به بیگانگان، مخالف بودند. شخصیتهای وطندوست و ملّیِ واقعی، حاضر نبودند امتیازات بدهند. اما درعینحال، جرأت مخالفت هم نداشتند. چرا جرأت نداشتند؟ چون مردم پشت سرشان نبودند و در واقع وجههی مردمی نداشتند. تا یک نخستوزیر میآمد کلمهای بگوید که بوی اصطکاک با منافع خارجیها را داشته باشد، از کار برکنارش میکردند. تا یک رجل دولتی میآمد قیافهای بگیرد و حرفی بزند که بوی اعتراض به امتیازات خارجی بدهد، فوراً از قدرت ساقطش میکردند و به دنبال کارش میرفت! اگر کسی هم مثل مرحوم مدرّس رضواناللَّهعلیه، سرسخت بود، کتکش میزدند، محبوسش میکردند، تبعیدش میکردند و بعد هم به دست قلدری مثل رضاخان، با دهان روزه، در ماه رمضان، شهیدش میکردند. رجالی که جرأت و ایمان مدرّس را نداشتند، تا یک کلمه حرف میزدند، با چشم غرّهای از طرف اربابان خارجی مواجه میشدند و فوراً سکوت میکردند. لذا امتیازات خارجیها در ایران، روزبهروز بیشتر شد.۱۳۷۳/۱۱/۱۴
نمایندگان مجلس شورای ملی, شهید آیت الله سیدحسن مدرس, امتیازات استعماری, استقلال نمایندگان مجلس, تاریخ بر سر کار آمدن پهلوی اول و نهضتهای اعتراضی
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهید سید حسن مُدَرّس
ادامه مطلب را ببينيد

رهبر معظم انقلاب خطاب به ملت ایران:
رئیسجمهوری و دولت خدمتگزار را حمایت کنیم
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی پنجشنبه شب، در سخنانی تلویزیونی خطاب به ملت عزیز ایران، با تأکید بر ضرورت تقویت و استمرار قدرتمندانه بسیج در نسلهای پی در پی بهعنوان «یک ثروت بزرگ، حرکت همگانی و عامل افزایش قدرت ملی»، ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در تحقق هیچ یک از اهداف حمله به ایران، نشانه شکست بدون تردید آنها خواندند و با بیان چند توصیه به ملت، همه مردم و جناحهای سیاسی را به حفظ و تقویت اتحاد ملی فراخواندند.
فعالان سیاسی در گفتوگو با «ایران» از چرایی تأکید چندباره رهبر انقلاب برای حفظ وحدت گفتند
تأکید چندباره رهبر انقلاب بر حفظ وحدت، نشانهای است بر اینکه خللهایی در پاسداشت این فریضه دینی و ملی بوده است. گویی با هر روز فاصله گرفتن از جنگ تمام عیاری که به قصد نابودی ایران طراحی و عملیاتی شده بود، برخی از یاد میبردند که مهمترین سلاح ایران در این جنگ، وحدت بود. امروز این وحدت همچنان در میان مردم دیده میشود. مردم نه با خود اختلاف دارند و نه تفاوتهای سیاسی را مبنای قضاوت و رفتار نسبت به یکدیگر قرار میدهند.
رهبرمعظم انقلاب در سخنانی تلویزیونی خطاب به مردم ایران:
ملت، دشمن را ناکام گذاشت
حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب پنجشنبهشب در سخنانی تلویزیونی خطاب به ملت عزیز ایران، با تاکید بر ضرورت تقویت و استمرار قدرتمندانه بسیج در نسلهای پیدرپی بهعنوان «یک ثروت بزرگ، حرکت همگانی و عامل افزایش قدرت ملی»، ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در تحقق هیچیک از اهداف حمله به ایران، نشانه شکست بدون تردید آنها خواندند و با بیان چند توصیه به ملت، همه مردم و جناحهای سیاسی را به حفظ و تقویت اتحاد ملی فراخواندند.
رهبر انقلاب در سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران:
آمریکا و اسرائیل شرارت کردند کتک خوردند و دستخالی برگشتند
حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی پنجشنبه شب در سخنانی تلویزیونی خطاب به ملت عزیز ایران، با تاکید بر ضرورت تقویت و استمرار قدرتمندانه بسیج در نسلهای پیدرپی بهعنوان «یک ثروت بزرگ، حرکت همگانی و عامل افزایش قدرت ملی»، ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در تحقق هیچ یک از اهداف حمله به ایران، نشانه شکست بدون تردید آنها خواندند و با بیان چند توصیه به ملت، همه مردم و جناحهای سیاسی را به حفظ و تقویت اتحاد ملی فراخواندند.
ایشان با اشاره به لزوم اقدام مسئولان در بزرگداشت بسیج، بسیج را حرکت ارزشمند ملی و برخوردار از انگیزههای خدایی و وجدانی، دارای اعتماد به نفس و غیرتمندی برشمردند و افزودند: نسل چهارم بسیج یعنی نوجوانان عزیز در سراسر کشور آماده بهکار و تلاش است و حرکت ارزشمند و بسیار مهم بسیج باید نسلهای متوالی در کشور بالنده، مستمر، کاملتر و قویتر دست به دست شود.
رهبر انقلاب در سخناني خطاب به ملت بیان کردند
پیام حمایت از دولت
شايعاتي درست ميكنند كه دولت به واسطه فلان كشور به امريكا پیام فرستاده. اين، دروغ محض است و چنين چيزي حتما وجود نداشت
امريكا در اين جنگ به شدت ضرر كرد، با وجود بهكارگيري آخرين تسليحات پيشرفته نتوانست به هدفش برسد
حضرت آيتالله خامنهاي، رهبر معظم انقلاب اسلامي پنجشنبه شب در سخناني تلويزيوني خطاب به ملت عزيز ايران، با تاكيد بر ضرورت تقويت و استمرار قدرتمندانه بسيج در نسلهاي پي در پي به عنوان «يك ثروت بزرگ، حركت همگاني و عامل افزايش قدرت ملي»، ناكامي امريكا و رژيم صهيونيستي را در تحقق هيچ يك از اهداف حمله به ايران، نشانه شكست بدون ترديد آنها خواندند و با بيان چند توصيه به ملت، همه مردم و جناحهاي سياسي را به حفظ و تقويت اتحاد ملي فراخواندند.
شکست پروژه 20ساله در 12 روز
رهبر معظم انقلاب برنامهریزی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای جنگ با ایران را بینتیجه خواندند و حاصل این شرارت دشمن را برگشت با دستان خالی عنوان کردند
تأکید مجدد رهبر انقلاب درباره تحکیم وحدت ملی و حمایت از دولت، برخاسته از یک تجربه تاریخی و نیز راهکاری اساسی برای دفع شرارت های احتمالی آینده دشمنان است
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
بازتاب بیانات رهبر معظم انقلاب در رسانههای جهان
بازتاب گسترده بیانات رهبر انقلاب در رسانههای جهان
فیلم/ بازتاب گسترده سخنرانی تلویزیونی رهبر انقلاب در رسانههای جهان
بازتاب گستردۀ سخنرانی تلویزیونی رهبر معظم انقلاب در رسانههای جهان+ فیلم
اقتصادنیوز سایت مرجع اقتصاد ایران ۱۷ ساعت پیش
بازتاب بیانات رهبر معظم انقلاب در رسانه های جهان +عکس رونویس
پیروزی ملت ایران بر دشمنان؛ بازتاب بیانات رهبر انقلاب در رسانههای جهان
بازتاب بیانات رهبر معظم انقلاب در رسانههای جهان +عکس
جامعه خبری تحلیلی الف ۱ روز قبل
پیروزی ملت ایران بر دشمنان؛ بازتاب بیانات رهبر انقلاب در رسانههای جهان
بازتاب سخنان دیروز رهبر انقلاب در رسانههای جهان|بازار
بازتاب گسترده سخنان رهبر انقلاب در رسانههای جهان/ واشنگتن شایسته تعامل نیست
بازتاب بیانات رهبر معظم انقلاب در رسانههای جهان +عکس - خبرگزاری مهر
ایران در جهان ‹ بین الملل ‹ www.mehrnews.com
۲ روز پیش · شبکه خبری المیادین به بازتاب سخنان رهبر انقلاب پرداخت و نوشت که رهبر معظم انقلاب از مردم ایران خواست تا از دولت و رئیسجمهور حمایت کنند و در ...
بازتاب سخنان رهبر انقلاب در رسانههای جهان - مشرق نیوز
۱۲ آبان ۱۴۰۴ · این رسانه همچنین بیانات آیتالله خامنهای را درباره وجود «تعارض بنیادی منافع میان ایران و آمریکا» بازتاب داد و یادآور شد که گفتوگوهای ۲ کشور با ...
بازتاب بیانات رهبر انقلاب در رسانههای جهان - مشرق نیوز
عکس و فیلم ‹ www.mashreghnews.ir
۲۰ ساعت پیش · حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی شامگاه پنجشنبه و در یک سخنرانی تلویزیونی در خصوص مسائل منطقه و جنگ ۱۲ روزه سخنانی را بیان ...
بازتاب گسترده سخنان رهبر معظم انقلاب در رسانههای جهان
اخبار ‹ سرویس کیهان ‹ kayhan.ir
۱۵ ساعت پیش · روزنامه دیلی صباح در نسخه انگلیسی خود بیانات رهبر معظم انقلاب را بازتاب داده و نوشت، حضرت آیتالله خامنهای گفتند که دولت ترامپ ارزش تماس و ...
بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص تحولات ایران و منطقه بازتاب وسیعی در رسانههای مختلف دنیا داشت.

بیانات تلویزیونی رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای (مد ظله العالی) که از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد، بازتاب گستردهای در رسانههای مختلف بینالمللی داشت.
شبکه خبری المیادین
شبکه خبری المیادین به بازتاب سخنان رهبر معظم انقلاب پرداخت و نوشت که رهبر معظم انقلاب از مردم ایران خواست تا از دولت و رئیسجمهور حمایت کنند و در برابر دشمنان متحد باشند.
المیادین همچنین به نقل از رهبر معظم انقلاب نوشت که ملت ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی را شکست دادند و آمریکا نتوانست ملت ایران را فریب دهد.
لمسیره یمن
شبکه خبری المسیره نوشت که رهبر معظم انقلاب ایران تاکید کرد بسیج و مقاومت باید در نسلهای پیدرپی جریان پیدا کند و ادامه یابد.
پایگاه خبری النشرة
پایگاه خبری تحلیلی النشرة لبنان بخشهایی از بیانات رهبر معظم انقلاب را بازتاب داد و اعلام کرد که آیت الله خامنهای از ایرانیان خواسته است تا در برابر دشمنان متحد باشند.
این پایگاه همچنین به نقل از رهبر معظم انقلاب نوشت که آمریکا شایسته این نیست که ایران در پی همکاری با آن باشد.
خبرگزاری المعلومه عراق
خبرگزاری المعلومه عراق به نقل از رهبر معظم انقلاب نوشت که پدیده مقاومت ادامه خواهد یافت و رشد خواهد کرد و مستضعفان جهان احساس خواهند کرد که کسی وجود دارد که از آنها حمایت کند.
المعلومه همچنین این بخش از سخنان رهبرمعظم انقلاب را بازتاب داد که گفتند اگر آمریکا نبود رژیم صهیونیستی نمیتوانست این همه جنایات را مرتکب شود.
رسانههای انگلیسی زبان
رسانههای انگلیسیزبان منطقه و کشورهای مختلف و روزنامه فرانسویزبان «لوفیگارو» با بازتاب سخنرانی امشب مقام معظم رهبری، بیشتر بر این بخش از سخنان رهبری تاکید کردند که «ادعای ارسال پیام ایران برای ارتباط با دولت کنونی آمریکا دروغ محض است.»
وبسایت جمهوری آذربایجان
وبسایت جمهوری آذربایجان نوشت که رهبر ایران، آیتالله خامنهای، اعلام کرد که دولت ایالات متحده شایستگی انجام گفتوگو با جمهوری اسلامی ایران را ندارد.
این وبسایت همچنین به نقل از آیت الله خامنهای نوشت که تجربههای گذشته نشان داده است آمریکاییها در مذاکرات صادق نبوده و هدف آنان تنها تحمیل خواستههای خود بر دیگران
است.
خبرگزاری روسی اسپوتنیک
خبرگزاری روسی اسپوتنیک عربی نیز به بازتاب بیانات تلویزیونی رهبر معظم انقلاب خطاب به ملت ایران پرداخت.
این خبرگزاری به نقل از حضرت آیت الله خامنهای نوشت: گرچه جمهوری اسلامی ایران متحمل خسارتهایی در جنگ ۱۲ روزه شد و برخی از فرماندهان خود را در این جنگ از دست داد اما جمهوری اسلامی نشان داد که کانون قدرت و اراده است.
رهبر معظم انقلاب: از رئیس جمهور و دولت خدمتگزار حمایت کنیم/ دولت آمریکا شایسته ارتباط نیست
رهبر معظم انقلاب اسلامی گفت : در جنگ دوازدهروزه، ملت ایران هم آمریکا را و هم صهیونیستها را شکست داد؛ بدون تردید آمدند شرارت کردند کتک خوردند و دست خالی برگشتند. این ( برای آنان ) به معنای واقعی کلمه " شکست " به شمار می آید.
سخنرانی آیتالله خامنهای خط قرمز رژیم بود
«... سؤال: شما که میدانستید سید علی خامنهای یکی از طرفداران خمینی و یکی از روحانیون مخالف دولت است و دارای افکار انقلابی میباشد، چه انگیزهای باعث شد که او را برای سخنرانی دعوت کنید که منجر به ایجاد تظاهرات و بلوا شود؟...»
این جملات بخشی از بازجویی شهید آیتالله دکتر مفتح به نقل از اسناد ساواک است که پس از حمله به مسجد جاوید و تعطیلی آن مسجد دستگیر شد.
خواسته مهم رهبر معظم انقلاب از مسئولان خانهدار کردن مردم است
در حالیکه به گفته نماینده ولیفقیه در بنیاد مسکن، رهبر معظم انقلاب پیگیر خواسته مردم یعنی مسکن به خصوص برای محرومان است، اقدامات وزارت راه و شهرسازی در جهت محرومیت مردم از مسکن ملی با طرحهای منسوخ است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران

[دریافت PDF]
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
به ملّت عزیز ایران سلام عرض میکنم. این روزها، روزهای مربوط به بسیج است. من یکی دو نکته دربارهی مسئلهی بسیج میخواستم عرض بکنم؛ مایل بودم در جمع بسیجیان این را بگویم که متأسّفانه توفیق پیدا نکردم، و حالا آن را با ملّت عزیز ایران در میان میگذارم. یکی دو مطلب هم دربارهی مسائل غرب آسیا و مسائل خودمان عرض خواهم کرد.
نکتهی اوّلی که دربارهی بسیج میخواهم مطرح کنم، این است که چرا مسئولین کشور مقیّدند که همهساله این ایّام را به یاد بسیج باشند و بزرگداشت بسیج و تمجید از بسیج را برنامه قرار بدهند؟ علّت چیست؟ جواب این سؤال این است که بسیج باید در نسلهای پیدرپی جریان پیدا کند و ادامه پیدا کند. بسیج یک حرکت ارزشمند ملّی است. انگیزههای بسیج، هم انگیزههای خدایی است، هم انگیزههای وجدانی است، هم ناشی از غیرتمندی و اعتماد به نفْس است. امروز بحمدالله بسیج با این خصوصیّات در همهجای کشور پراکنده است و نسل چهارم بسیج که همین نوجوانان تازه به دوران رسیده هستند، مشغول آماده شدن برای حرکت و تلاش و کار در مجموعهی کارهای بسیجی هستند که حالا بعداً توضیح خواهم داد. این برای کشور ثروت بزرگی است؛ این را نباید از دست داد؛ این ثروت بایستی نسلبهنسل در کشور باقی بماند. در همهجای دنیا، در همهی کشورها اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، برای آنها ارزشمند و بسیار مهم و مفید و لازم است؛ بخصوص در کشوری مثل کشور ما که علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکشهای بینالمللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبههای به عنوان «جبههی مقاومت» پدید آورده، نیاز کشوری مثل کشور ما با این خصوصیّات به بسیج از همهی کشورها بیشتر است.
دشمنیها زیاد است، طمعورزیها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همهی این ظلمها و زیادهرویها و زیادهخواهیها باید وجود داشته باشد در دنیا؛ امروز این عنصر ــ [یعنی] عنصر مقاومت که در ایران پایهگذاری شده و روییده ــ گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد و شما میبینید که امروز در خیابانهای کشورهای غربی ــ کشورهای اروپا و حتّی خود آمریکا ــ به نفع مقاومت شعار میدهند؛ به نفع مقاومت غزّه و مقاومت فلسطین شعار میدهند. یعنی این رویش عظیم و ارزشمند که از ایران آغاز شد، امروز بتدریج در بخش عظیمی از دنیا گسترش پیدا کرده؛ این لازم است؛ این باید وجود داشته باشد.
این جریان مبارک، این جریان بسیج، [این] جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند؛ بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبهروز هم انشاءالله قویتر و کاملتر بشود. بنابراین هر سال ما باید بیش از سال قبل، از بسیج تمجید کنیم، تقدیس کنیم و در بین جوانان کشورمان، جوانان آمادهبهکار کشور، آن را ترویج کنیم. با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، بانشاط باشد، زنده باشد، آن پدیدهی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشتگرمی خواهند کرد؛ احساس میکنند نیرویی وجود دارد که از آنها حمایت کند، از آنها دفاع کند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنیا برساند. این نکتهی اوّل.
نکتهی دوّم دربارهی شناسهی بسیج است؛ بسیج یعنی چه؟ بسیج چیست؟ این خیلی چیز مهمّی است. بسیج یک چهرهی رسمی و سازمانی دارد که بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ این چهره، [هم] چهرهی باصلابتی است، [هم] چهرهی خدومی است. آنجایی که در مقابل دشمن قرار میگیرد، به معنای واقعی کلمه دشمنشکن و قوی است؛ آنجایی که در مقابل مردم قرار میگیرد، خدوم است. در زلزلهها، در سیلها، در حوادث طبیعی، در مسائل گوناگون، شما بسیج را در خدمت مردم مشاهده میکنید؛ این، آن چهرهی رسمی بسیج است که جزئی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، یک نیرویی [از آن] است؛ لکن عقبهی این چهرهی رسمی و آشکار، یک صحنهی بسیار وسیع و قابل شمارش وجود دارد که خیلی مهم است برای کشور؛ هر شخصی، هر مجموعهی غیور و آمادهبهکار و پُرانگیزهای که در کشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعهی بسیجی است که عقبهی این چهرهی آشکار بسیج و چهرهی سازمانی است. کسانی که در عرصههای گوناگون فعّالند، پُرتلاشند، پُرانگیزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محیط کسب و کار، در محیط تولید، در همهجا، همهی کسانی که با انگیزه، با ایمان، با همّت، با امید مشغول کار هستند، در واقع اجزای این بسیج بزرگ و وسیعی هستند که سرتاسر کشور بحمدالله متنعّم به وجود آنها است. چنین مجموعهای که امروز بحمدالله وجود دارد و باید ادامه پیدا کند، میتواند در مقابل نقشهی دشمن بِایستد، با کار جهادی خود نقشهی دشمن را خنثی کند؛ چه در زمینهی مسائل نظامی، چه در زمینهی مسائل اقتصادی، چه در زمینهی تولید، چه در زمینهی تولید علم، چه در زمینهی پیشرفتهای فنّاوری و امثال اینها.
دانشمندانی که در این جنگ دوازدهروزه به شهادت رسیدند، همه بسیجی بودند؛ اینها درواقع کار بسیج را میکردند؛ رسماً عضو سازمان بسیج نبودند امّا واقعاً جزو بسیج بودند و آنها را باید یک بسیجی خالص و ارزشمند دانست. سازندگان ابزارهای نظامی، بسیجیاند؛ آن که موشک را یا دیگر ابزارهای نظامی را طرّاحی میکند، آن که میسازد، آن که پرتاب میکند، آن که دهها خدمات پیرامونی آنها را انجام میدهد، همهی اینها بسیجی هستند؛ با اینکه عضو سازمان بسیج هم نیستند امّا به معنای واقعی کلمه بسیجیاند. آن کسی که صاحب منطق محکم و بیان رسا و زبان گویا است و در مقابل شبهههای دشمن، شبههپراکنیها، وسوسهها، میایستد و حرف میزند و مسائل را تبیین میکند، بسیجی است. آن پزشک یا پرستار فداکاری که در ایّام جنگ بیمارستان را رها نمیکند و به مجروحان رسیدگی میکند، یک بسیجی است. آن قهرمان ورزشی که در میدانهای بینالمللی در مقابل چشم میلیونها انسان به خدای خود، به دین خود، به ملّت خود، به کشور خود ابراز ارادت میکند، یک بسیجی است. در واقع بسیجی به معنای وسیع کلمه شامل همهی اینها هست. بسیج همگانیای که امام در پی آن بود، یک چنین بسیجی است که وجود دارد و امام افتخار میکرد که خودش بسیجی است.(۱)
این بسیج متعلّق به قشر خاصّی نبود و نیست و همهی اقوام، همهی اشخاص گوناگون، همهی اصناف، همهی قشرهای کشور جزو این بسیجند. نتیجهای که من از این بیان میگیرم، این است که برای افزایش قدرت ملّی باید بسیج را قدر دانست، باید بسیج را تقویت کرد، باید بسیج را به نسلهای بعدی منتقل کرد که همه بتوانند از برکات بسیج استفاده کنند و توصیهی من به دستگاههای دولتی همیشه این بوده که بسیجی عمل کنند، کار و وظایفشان را بسیجی انجام بدهند؛ به معنای واقعی کلمه بایستی بسیجی عمل بکنند؛ یعنی عملِ باایمان، باانگیزه، باهمّت و باغیرت. این راجع به مسائل مربوط به بسیج.
امّا دو سه نکته دربارهی مسائل منطقه که شما هر روز بخشی از اخبارِ آنها را در تلویزیونها میشنوید و میبینید، عرض میکنم.
نکتهی اوّل این است که ملّت ایران در جنگ دوازدهروزه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیستها را شکست داد؛ بدون تردید. آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند؛ شکست به معنای واقعی کلمه این است. بله، شرارت کردند امّا دست خالی برگشتند؛ یعنی به هیچ کدام از هدفهای خودشان نرسیدند. بنا به قولی، رژیم صهیونی بیست سال برای این جنگ برنامهریزی و آمادهسازی کرده بود؛ بعضی اینجور نقل کردند. بیست سال برنامهریزی برای اینکه یک جنگی در ایران رخ بدهد و مردم تحریک بشوند و با آنها همراهی کنند و با نظام بجنگند؛ برای این برنامهریزی شده بود. [امّا] دست خالی برگشتند؛ قضیّه بعکس شد و ناکام شدند و حتّی کسانی هم که با نظام زاویه داشتند، در کنار نظام قرار گرفتند؛ یک اتّحاد عمومی در کشور به وجود آمد که باید این را قدر دانست و نگه داشت. بله ما خسارتهایی دیدیم، جانهای عزیزی از دست ما رفتند، در این تردیدی نیست؛ خب این طبیعت جنگ است؛ در آیهی شریفهی قرآن [میفرماید:] «فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون»؛(۲) در طبیعت جنگ همین هست لکن جمهوری اسلامی نشان داد که کانون «اراده» و «قدرت» است؛ میتواند تصمیم بگیرد، میتواند قدرتمندانه بِایستد و از هایوهوی این و آن واهمه نکند. خسارتهای مادّیای که بر دشمن وارد شد، بسیار بیشتر بود از خسارتهای مادّیای که بر کشور ما وارد شد؛ ما هم البتّه خسارت دیدیم امّا او که حمله را شروع کرد، بیشتر از ما خسارت دید.
مطلب دوّم اینکه در این جنگ دوازدهروزه، آمریکا بشدّت ضرر کرد؛ آخرین تسلیحات و پیشرفتهترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد: از زیردریاییهایش استفاده کرد، از هواپیماهای جنگندهاش استفاده کرد، از پیشرفتهترین پدافندش استفاده کرد امّا نتوانست به آنچه میخواهد برسد. او میخواست ملّت ایران را فریب بدهد، ملّت ایران را به دنبال خودش بکشد، قضیّه بعکس شد؛ همانطور که گفتم اتّحاد ملّت ایران در مقابل آمریکا بیشتر شد و توانستند به معنای واقعی کلمه طرف را ناکام کنند.
در این فاجعهی غزّه که امروز یکی از مهمترین فجایع تاریخ منطقهی ما است، رژیم صهیونی بشدّت بیآبرو و بدنام شد و آمریکا هم در این بدنامی و بیآبرویی در کنار آن رژیمِ غاصب و ظالم قرار گرفت و او هم بیآبرو شد، او هم بشدّت لطمه دید. مردم دنیا میدانند که اگر آمریکا نبود، رژیم صهیونیستی قادر به اینهمه فاجعهآفرینی نبود. امروز منفورترینِ انسانهای دنیا رئیس دولت صهیونی(۳) است؛ امروز منفورترین انسان دنیا او است و منفورترین سازمان و باندِ حاکم در دنیا رژیم صهیونی است و آمریکا هم در این جهت، در کنار او است و از منفوریّت او به آمریکا هم حتماً سرایت کرده.
دخالتهای آمریکا در نقاط مختلف عالم هم یکی از عواملی است که روزبهروز آمریکا را در دنیا بیشتر منزوی میکند؛ ولو حالا رؤسای بعضی از کشورها تملّق او را بگویند امّا در میان ملّتها، روزبهروز آمریکا را منفورتر میکند. هر جا که دخالت کرده یا جنگافروزی است یا نسلکشی است یا ویرانی و آوارگی است؛ اینها نتایج ورود آمریکا است. جنگ پُرخسارت اوکراین را آمریکا به راه انداخت و به نتیجه هم نرسید. این رئیس[جمهور] کنونی آمریکا میگفت که سهروزه قضیّه را حل خواهد کرد؛ الان بعد از یک سال، یک طرح بیستوهشتمادّهای را دارد بِزور تحمیل میکند بر آن کشوری که خودش او را وارد جنگ کرده. و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه، جنایاتش در کرانه[ی باختری] و غزّه هم که همهی دنیا شاهد وضع آن هستند، همه با پشتگرمی آمریکا است و آمریکا در این زمینه به معنای واقعی کلمه ضرر کرد و منفور واقع شد. حالا البتّه شایعاتی درست میکنند که دولت ایران به واسطهی فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده؛ دروغ محض که چنین چیزی حتماً وجود نداشت.
آمریکاییها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند؛ یعنی به کسانی هم که دوستان آنها هستند خیانت میکنند؛ از باند جنایتکار صهیونیِ حاکم بر فلسطین حمایت میکنند؛ به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگافروزی کنند که امروز این جنگافروزی به آمریکای لاتین هم رسیده؛(۴) و به طور قطع یک چنین دولتی درخور آن نیست که دولتی مثل جمهوری اسلامی، به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد.
و امّا چند جمله هم به عنوان نصحیت به فرزندان خودم، به ملّت عزیز ایران عرض بکنم:
در برابر دشمن، همه با هم باشید. در بین اقشار مختلف یا جناحهای سیاسی مختلف اختلافاتی وجود دارد، اختلافاتی هست، باشد؛ لکن در مقابل دشمن مثل دوران جنگ دوازدهروزه همه در کنار هم قرار بگیریم؛ این یک عامل بسیار مهم برای اقتدار ملّی کشور عزیزمان است.
توصیهی بعدی: از رئیسجمهور محترم(۵) و دولت خدمتگزار حمایت کنیم. کارهای خوبی را شروع کردهاند؛ بعضی از کارهایی را که شهید رئیسی شروع کرده بود و نیمهکاره مانده بود، ادامه دادند؛ این کارها دارد انجام میگیرد و انشاءالله نتایج این کارها را مردم بعدها خواهند دید. بایستی از دولت حمایت کرد؛ دولت بار سنگینی بر دوش دارد؛ ادارهی کشور کار آسانی نیست، کار سختی است و این بر عهدهی دولت است.
توصیهی بعدی: همهی ما از اسراف اجتناب کنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در گاز، اسراف در بنزین، اسراف در خوراکیها و ارزاق روزانه. از اسراف باید پرهیز کرد که یکی از مهمترین خطرها و ضررها برای کشور و برای خانوادهها اسراف در اینها است؛ و اگر اسراف نباشد، در واقع اگر دور ریختن این عوامل لازم زندگی، این نیازهای ضروری زندگی نباشد، بلاشک اوضاع کشور خیلی بهتر از این خواهد بود.
و آخرین توصیهی من: ارتباط با خدا را بیشتر کنید؛ برای باران، برای امنیّت، برای عافیت، برای همهچیز از خدای متعال کمک بخواهید؛ با خدا حرف بزنید، از خدا بخواهید، متضرّعانه به درگاه خدا بروید؛ انشاءالله خدای متعال اسباب اصلاح همهی امور را فراهم خواهد کرد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
(۱ صحیفهی امام، ج ۲۱، ص ۱۹۴؛ پیام به ملّت ایران و بسیجیان (۱۳۶۷/۹/۲)
(۲ سورهی توبه، بخشی از آیهی ۱۱۱؛ «... همان کسانی که در راه خدا میجنگند و میکُشند و کشته میشوند ...»
(۳ بنیامین نتانیاهو (نخستوزیر رژیم صهیونیستی)
(۴ اشاره به سخنان رئیسجمهور آمریکا برای در اختیار گرفتن نفت ونزوئلا
(۵ آقای دکتر مسعود پزشکیان
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
سخننگاشت | سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران

حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی، ساعت ۲۰:۳۰ امشب پنجشنبه ۶ آذر با مردم ایران درباره مسائل روز کشور، منطقه و جهان سخن گفتند.
رسانه KHAMENEI.IR در این مجموعه سخننگاشت مروری بر بیانات رهبر انقلاب داشته است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
سخنرانی تلویزیونی رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران

حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی امشب در سخنانی تلویزیونی خطاب به ملت عزیز ایران، با تاکید بر ضرورت تقویت و استمرار قدرتمندانه بسیج در نسلهای پی در پی بهعنوان «یک ثروت بزرگ، حرکت همگانی و عامل افزایش قدرت ملی»، ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در تحقق هیچ یک از اهداف حمله به ایران، نشانه شکست بدون تردید آنها خواندند و با بیان چند توصیه به ملت، همه مردم و جناحهای سیاسی را به حفظ و تقویت اتحاد ملی فراخواندند.
ایشان با اشاره به لزوم اقدام مسئولان در بزرگداشت بسیج، بسیج را حرکت ارزشمند ملی و برخوردار از انگیزههای خدایی و وجدانی، دارای اعتماد به نفس و غیرتمندی برشمردند و افزودند: نسل چهارم بسیج یعنی نوجوانان عزیز در سراسر کشور آماده بهکار و تلاش است و حرکت ارزشمند و بسیار مهم بسیج باید نسلهای متوالی در کشور بالنده، مستمر، کاملتر و قویتر دست به دست شود.
رهبر انقلاب وجود حرکتی مانند بسیج را برای هر کشوری راهگشا و مفید دانستند و افزودند: کشوری مانند ایران که علناً در مقابل قلدرها و چاقوکشهای بینالمللی ایستاده و سینه سپر کرده بیش از همه کشورها به بسیج نیاز دارد.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به ضرورت مقاومت ملتها در مقابل طمعورزی و دخالتهای سلطهگران گفتند: عنصر عظیم مقاومت که در ایران پایهگذاری شد و رشد یافت امروز در شعارهای حمایت از فلسطین و غزه در مناطق مختلف جهان از جمله کشورهای غربی و حتی آمریکا، قابل مشاهده است.
ایشان زنده بودن و نشاط بسیج را مایه رشد مقاومت ملتها در مقابل ستمگران جهان برشمردند و افزودند: مستضعفین جهان با رشد مقاومت، احساس پشتیبانی و قدرت میکنند.
رهبر انقلاب در تبیین چیستی بسیج افزودند: بسیج در شکل سازمانی خود و بهعنوان بخشی از سپاه پاسداران در مقابل دشمنان چهرهای با صلابت و در قبال مردم چهرهای خدمتگزار دارد اما مهمتر، عقبه بسیار وسیع بسیج است که در سراسر کشور و در وجود هر شخص و مجموعه غیور، آماده بهکار، پرانگیزه و پرامید در عرصههای اقتصادی، صنعتی، علمی، دانشگاه، حوزه، تولید، محیط کسب و کار و دیگر عرصهها تجلی دارد.
حضرت آیتالله خامنهای «بسیج با این تعریف عام و همه شمول» را خنثیکننده نقشه دشمن در زمینههای نظامی، اقتصادی، تولیدی، فناوری و همه زمینهها خواندند و گفتند: دانشمندان عزیزی که در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسیدند، طراحان، سازندگان و پرتابکنندگان موشکها، هرکسی که با منطق محکم و بیان رسا در مقابل شایعهپراکنیها و وسوسهها روشنگری کرد و میکند، پزشک و پرستار فداکاری که در جنگ بیمارستان را ترک نکردند و قهرمانان ورزشی که در میادین بینالمللی به خدا، دین، کشور و ملت ابراز ارادت میکنند چه عضو سازمانی بسیج باشند چه نباشند، همه بسیجیاند.
ایشان افزودند: امام که به بسیجی بودن خود افتخار میکرد در پی چنین بسیج فراگیری بود، بسیجی که مربوط به قشر خاصی نیست و همه اقوام – اصناف و قشرها را در برمیگیرد.
رهبر انقلاب در نکته پایانی خود درباره بسیج به همه مسئولان دستگاههای دولتی تاکید کردند: مانند یک بسیجی، به وظایف خود با ایمان، انگیزه و غیرت عمل کنید.
حضرت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنانشان، در خصوص مسائل منطقه و جنگ ۱۲ روزه گفتند: در جنگ ۱۲ روزه، ملت ایران بیتردید هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی را شکست داد. آنها آمدند و شرارت کردند اما کتک خوردند و دست خالی برگشتند و به هیچیک از اهداف خود نرسیدند که این، شکستی واقعی برای آنها بود.
ایشان با اشاره به سخنانی مبنی بر طراحی ۲۰ ساله رژیم صهیونیستی برای جنگ با ایران، گفتند: آنها برای جنگی برنامهریزی کرده بودند که در آن بتوانند با تحریک ملت، مردم را هم به جنگ با نظام وادار کنند اما قضیه برعکس شد و به نحوی ناکام شدند که حتی زاویهداران با نظام نیز در کنار نظام قرار گرفتند و اتحادی عمومی در کشور پدید آمد.
رهبر انقلاب گفتند: البته ما هم خسارتهایی دیدیم و به اقتضای طبیعت جنگ، جانهای عزیزی از دست ما رفت اما جمهوری اسلامی نشان داد که کانون اراده و قدرت است و میتواند بیواهمه از هیاهوها، قدرتمندانه بایستد و تصمیم بگیرد. ضمن اینکه خسارات مادی وارد بر دشمن متجاوز بسیار بیشتر از خسارتهای مادی ما بود.
ایشان به ضررهای بزرگ آمریکا در جنگ ۱۲ روزه اشاره کردند و افزودند: آمریکا در این جنگ به شدت ضرر کرد چرا که با وجود بهکارگیری آخرین تسلیحات پیشرفته هجومی و دفاعی نتوانست به هدفش یعنی فریب دادن ملت و همراه کردن آنها با خود دست یابد بلکه اتحاد ملت بیشتر شد و آمریکا را هم ناکام گذاشتند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به بیآبرویی و بدنامی شدید رژیم صهیونیستی در فاجعه غزه بهعنوان یکی از مهمترین فجایع تاریخ منطقه، خاطرنشان کردند: آمریکا در این قضیه کنار رژیم غاصب قرار گرفت و به شدت بیآبرو و بدنام شد چرا که مردم دنیا میدانند رژیم صهیونیستی بدون آمریکا قادر به این همه فاجعهآفرینی نیست.
ایشان منفورترین انسان در دنیای کنونی را رئیس دولت صهیونیستی و منفورترین سازمان و باند حاکم بر دنیا را رژیم صهیونی خواندند و افزودند: چون آمریکا در کنار آنها قرار دارد، منفوریت صهیونیستها به آمریکا هم سرایت کرده است.
رهبر انقلاب، دخالتهای آمریکا در نقاط مختلف جهان را از دیگر عوامل انزوای روزافزون آن دانستند و گفتند: دخالت آمریکا در هر منطقهای، باعث جنگافروزی و یا نسلکشی، ویرانی و آوارگی است.
ایشان جنگ پر خسارت و بینتیجه اوکراین را نمونهای از دخالتهای آمریکا دانستند و افزودند: رئیس جمهورکنونی آمریکا که میگفت سه روزه این جنگ را حل خواهد کرد، اکنون پس از حدود یک سال، در حال تحمیل طرح ۲۸ مادهای به کشوری است که آن را وارد جنگ کردهاند.
حضرت آیتالله خامنهای حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه و جنایات آن در کرانه غربی و وضع اسفبار غزه را مصادیق دیگری از حمایتهای عیان آمریکا از جنگ و جنایت رژیم پلید برشمردند و گفتند: البته شایعاتی درست میکنند که دولت ایران به واسطه فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده است که این، دروغ محض است و چنین چیزی حتماً وجود نداشت.
ایشان با اشاره به خیانت آمریکا حتی به دوستان خود در ازای حمایت از باند صهیونی و جنایتکار و تلاش برای جنگافروزی در دنیا بخاطر نفت و منابع زیرزمینی که دامنه آن امروز به آمریکای لاتین نیز رسیده است، گفتند: چنین دولتی، قطعاً دولتی نیست که جمهوری اسلامی در پی همکاری و ارتباط با آن باشد.
حضرت آیتالله خامنهای در بخش پایانی سخنان خود چند توصیه خطاب به ملت بیان کردند که اولین آنها حفظ و تقویت اتحاد ملی بود.
ایشان گفتند: اختلافات میان قشرها و جناحهای سیاسی وجود دارد اما مهم این است که در مقابل دشمن همچون جنگ ۱۲ روزه، کنار هم باشیم که این همبستگی عامل بسیار مهمی برای اقتدار ملی است.
رهبر انقلاب با توصیه به حمایت از رئیس جمهور و دولت خدمتگزار گفتند: کار اداره کشور سخت و سنگین است و دولت نیز کارهای خوبی از جمله ادامه کارهای نیمه تمام شهید رئیسی را شروع کرده که انشاءالله نتایج آن را مردم خواهند دید.
پرهیز از اسراف در همه موارد از جمله نان، گاز، بنزین و اقلام خوراکی توصیه سوم رهبری به ملت بود. ایشان اسراف را از مهمترین خطرها و ضررها برای خانواده ها وکشورخواندند و گفتند: اگر این همه اسراف نباشد بدون شک اوضاع کشور خیلی بهتر خواهد بود.
توصیه آخر رهبر انقلاب به مردم تقویت ارتباط با خداوند و تضرع و دعا برای همه چیز از جمله باران، امنیت و عافیت بود تا خداوند، اسباب اصلاح امور را به فضل خود فراهم کند.

آنچه در ادامه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد، «بستههای خبری» است که صرفاً جهت بازنشر سریع بیانات رهبر انقلاب اسلامی در رسانه KHAMENEI.IR و حسابهای رسمی آن در شبکههای اجتماعی منتشر شده و «متن کامل بیانات حضرت آیتالله خامنهای» طبق روال مرسوم، تا ساعاتی دیگر در این پایگاه در بخش «بیانات» منتشر خواهد شد.
بخشهایی از بیانات رهبر انقلاب در این دیدار:
بسیج باید در نسلهای پیدرپی جریان پیدا کند و ادامه پیدا کند. بسیج یک حرکت ارزشمند ملی است. انگیزههای بسیج هم انگیزههای خدایی است، هم انگیزههای وجدانی است، هم ناشی از غیرتمندی و اعتماد به نفس است. امروز بحمداللّه بسیج با این خصوصیات در همه جای کشور پراکنده است و نسل چهارم بسیج که همین نوجوانان تازه به دوران رسیده هستند، اینها مشغول آماده شدن برای حرکت و تلاش و کار در مجموعهی کارهای بسیجی هستند که حالا بعداً توضیح خواهم داد. این برای کشور ثروت بزرگی است. این را نباید از دست داد. این ثروت بایستی نسل به نسل در کشور باقی بماند. در همه جای دنیا، در همهی کشورها اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، برای آنها ارزشمند و بسیار مهم و مفید و لازم است، به خصوص در کشوری مثل کشور ما که علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکشهای بینالمللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبههای به عنوان جبههی مقاومت پدید آورده. کشوری مثل کشور ما با این خصوصیات، نیازش به بسیج از همهی کشورها بیشتر است. دشمنیها زیاد است، طمعورزیها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همهی این ظلمها و زیادهرویها و زیادهخواهیها باید وجود داشته باشد در دنیا.
امروز این عنصر، عنصر مقاومت که در ایران پایهگذاری شده و روییده، گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد و شما میبینید که امروز در خیابانهای کشورهای غربی، کشورهای اروپا و حتی خود آمریکا به نفع مقاومت شعار میدهند، به نفع مقاومت غزه و مقاومت فلسطین شعار میدهند. یعنی این رویش عظیم و ارزشمند که از ایران آغاز شد، این امروز به تدریج در بخش عظیم دنیا گسترش پیدا کرده. این لازم است. این باید وجود داشته باشد. این جریان مبارک، این جریان بسیج، جریان مبارک، جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند، بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبهروز هم انشاءاللّه قویتر و کاملتر بشود. بنابراین هر سال ما باید بیش از سال قبل از بسیج تمجید کنیم، تقدیس کنیم و در بین جوانان کشورمان، جوانان آماده به کار کشور آن را ترویج کنیم. با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، با نشاط باشد، زنده باشد، آن پدیدهی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، این پدیده زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشتگرمی خواهند کرد، احساس میکنند نیرویی وجود دارد که از آنها حمایت کند، از آنها دفاع کند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنیا برساند.
بسیج یک چهرهی رسمی و سازمانی دارد که بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. این چهره، چهرهی باصلابتی است، چهرهی خدومی است. آنجایی که در مقابل دشمن قرار میگیرد، دشمنشکن است به معنای واقعی کلمه و قوی است. آنجایی که در مقابل مردم قرار میگیرد، خدوم است. در زلزلهها، در سیلها، در حوادث طبیعی، در مسائل گوناگون، شما بسیج را در خدمت مردم مشاهده میکنید. این آن چهرهی رسمی بسیج است که جزئی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، یک نیرویی است. لکن عقبهی این چهرهی رسمی و آشکار، یک صحنهی بسیار وسیع و قابل شمارش وجود دارد که آن خیلی مهم است برای کشور. هر شخصی، هر مجموعهی غیور و آماده به کار و پرانگیزهای که در کشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعهی بسیجی است که عقبهی این چهرهی آشکار بسیج است. چهرهی سازمانی. در عرصههای گوناگون، کسانی که در عرصههای گوناگون فعالند، پرتلاشند، پرانگیزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محیط کسب و کار، در محیط تولید، در همه جا؛ همهی کسانی که با انگیزه، با ایمان، با همت، با امید مشغول کار هستند، این در واقع اجزاء این بسیج بزرگ و وسیعی هستند که سرتاسر کشور بحمدالله متنعم به وجود آنهاست.
در این جنگ دوازده روزه آمریکا به شدت ضرر کرد، به شدت ضرر کرد. آخرین تسلیحات و پیشرفتهترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد، از زیردریاییهایش استفاده کرد، از هواپیماهای جنگندهاش استفاده کرد، از پیشرفتهترین پدافندش استفاده کرد اما نتوانست به آنچه که میخواهد به او برسد. او میخواست ملت ایران را فریب بدهد، ملت ایران را به دنبال خودش بکشد، قضیه بهعکس شد، همین طور که گفتم ملت ایران اتحادشان در مقابل آمریکا بیشتر شد و توانستند به معنای واقعی کلمه طرف را ناکام کنند.
آمریکا هر جا که دخالت کرده یا جنگافروزی است یا نسلکشی است یا ویرانی و آوارگی است. اینها نتایج ورود آمریکا است. جنگ پرخسارت اکراین را آمریکا به راه انداخت و به نتیجه هم نرسید؛ این رئیس کنونی آمریکا میگفت که سهروزه حل خواهد کرد قضیه را، الان حدود یک سال، یک طرح ۲۸ مادهای را دارد به زور تحمیل میکند بر آن کشوری که خودش آن را وارد جنگ کرده.
و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه، جنایاتش در کرانه و غزه هم که همهی دنیا شاهد وضع غزه هستند. همهی اینها با پشتگرمی آمریکا است و آمریکا در این زمینه به معنای واقعی کلمه ضرر کرد و منفور واقع شد.
حالا البته شایعاتی درست میکنند که ایران، دولت ایران، به واسطهی فلان کشور پیغام فرستاده به آمریکا، دروغ محض. چنین چیزی حتماً وجود نداشت. و آمریکاییها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند، یعنی کسانی که دوستان آنها هستند به آنها هم خیانت میکنند. از باند جنایتکار صهیونی حاکم بر فلسطین حمایت میکنند. به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگافروزی کنند که امروز به آمریکای لاتین هم این جنگافروزی رسیده و یک چنینی دولتی در خور آن نیست که جمهوری، کسی، دولتی مثل جمهوری اسلامی به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد؛ به طور قطع.
در برابر دشمن همه باهم باشید. اختلافاتی وجود دارد در بین اقشار مختلف یا جناحهای سیاسی مختلف، اختلافاتی هست، باشد، لکن در مقابل دشمن مثل دوران جنگ دوازده روزه همه در کنار هم قرار بگیریم. این یک عامل بسیار مهم برای اقتدار ملی کشور عزیزمان هست.
از اسراف اجتناب کنید، همهمان. اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در گاز، اسراف در بنزین، اسراف در ارزاق و خوراکیها و ارزاق روزانه. از اسراف باید پرهیز کرد که یکی از مهمترین خطرها و ضررها برای کشور و برای خانوادهها اسراف در اینهاست و اگر اسراف نباشد، اگر در واقع دورریختن این عوامل لازم زندگی، این نیازهای ضروری زندگی نباشد، بلاشک اوضاع کشور خیلی بهتر از این خواهد بود.
ارتباط با خدا را بیشتر کنید، برای باران، برای امنیت، برای عافیت، برای همه چیز از خدای متعال کمک بخواهید. با خدا حرف بزنید. از خدا بخواهید، متضرعانه به درگاه خدا بروید. انشاءاللّه خدای متعال اسباب اصلاح همهی امور را فراهم خواهد کرد.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
اطلاعنگاشت | چهار نصیحت پدرانه

رسانه KHAMENEI.IR چهار نصیحت مطرح شده رهبر انقلاب در سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملّت ایران را در این اطلاعنگاشت مرور میکند.
۱. در برابر دشمن همه باهم باشید مثل دوران جنگ دوازده روزه
۲. از رئیس جمهور محترم و دولت خدمتگزار حمایت کنیم
۳. از اسراف اجتناب کنید؛ اسراف در آب، نان، گاز، بنزین، ارزاق و خوراکیها
۴. ارتباط با خدا را بیشتر کنید، برای باران، امنیت، عافیت و برای همه چیز از خدای متعال کمک بخواهید.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
پادروایت شکستناپذیری از درون اسرائیل
در حالی که رژیم صهیونیستی سالها بر روایت «ارتش شکستناپذیر» و دستاوردهای نظامیاش اصرار داشت، اکنون در میان نویسندگان و کارشناسان برجستهاش، اعتراف به شکست استراتژیک جامع و فروپاشی سیستم امنیتیاش، به صدایی غالب تبدیل شده است.

در حالی که رژیم صهیونیستی سالها بر روایت «ارتش شکستناپذیر» و دستاوردهای نظامیاش اصرار داشت، اکنون در میان نویسندگان و کارشناسان برجستهاش، اعتراف به شکست استراتژیک جامع و فروپاشی سیستم امنیتیاش، به صدایی غالب تبدیل شده است. برای آنهایی که با ماهیت رژیم صهیونیستی آشنا هستند، این اعترافات غافلگیرکننده نیست؛ با این حال، نقل قولهایی مانند آنچه «نحمیا اشترسلر» تحلیلگر و روزنامهنگار بهتازگی درباره نتانیاهو گفته و او را «پستترین شخص در تاریخ قوم یهود» خوانده که عامل ضعف، انزوا و از دست رفتن بازدارندگی رژیم شده، پرده از واقعیتی برمیدارد که سالهاست صهیونیستها با همه عِده و عُده رسانهای و تبلیغاتیشان سعی در ساخت روایتی کاملاً مخالف آن داشتند. این صداها، از ژنرالهای ذخیره تا کارشناسان امنیت ملی حالا آنقدر در حال تکثیر و بلند شدن است که میتوان گفت پادروایت شکستناپذیری صهیونیستها را از درون اسرائیل شکل داده است.
از توجیه دستاورد تا اعتراف به شکست راهبردی فراگیر
شبکه خبری قدس در فلسطین اشغالی در گزارشی به این موضوع اشاره میکند که در هفتههای اخیر، گفتمان اسرائیل دستخوش تحولی مهم در ارزیابی عملکرد سیاسی و نظامی این رژیم شده است. مقالات و ارزیابیهای کارشناسان ساکن سرزمینهای اشغالی از تلاش برای توجیه عملکرد نظامی و زرق و برق انداختن «دستاوردها» به سمت و سوی اعتراف صریح به یک شکست راهبردی فراگیر حرکت کردهاند؛ شکستی که ساختار امنیت ملی صهیونیستها را در عمق آن، حاوی شکافها و زخمهای لاعلاج نشان میدهد. این تغییر دیگر محدود به صداهای حاشیهای یا مخالفان سنتی نیست، بلکه اکنون بهوضوح در نوشتههای چهرههایی دیده میشود که به نهادهای امنیتی و رسانهای رژیم وابستهاند.
در مقالهای در روزنامه «هاآرتص»، نحمیا اشترسلر – که به دفاع طولانیمدت از سیاستهای اقتصادی و سیاسی بنیامین نتانیاهو شناخته میشود – جملهای بیسابقه مینویسد: «نتانیاهو در مهار هیچیک از دشمنان موفق نشده است. حماس باقی مانده، حزبالله باقی مانده، ایران قدرتمندتر شده و کرانه باختری در جوشش است. هیچیک از اهداف جنگ محقق نشده است». اشترسلر به این توصیف بسنده نمیکند و با عبور از خطوط قرمز سنتی رسانههای اسرائیل ادامه میدهد: «پستترین فرد در تاریخ قوم یهود یک شکست راهبردی به بار آورده است. هرگز پیش نیامده بود که اسرائیل از جنگی خارج شود در حالی که ضعیفتر، منزویتر و کمقدرتتر در بازدارندگی باشد». این نوع زبان، لحظه فروریختن روایت رسمیای را آشکار میکند که دولت از ابتدای جنگ کوشیده بود آن را تثبیت کند؛ روایتی که اکنون زیر فشار انتقاداتی فراتر از بُعد عملکردی، مشروعیت سیاسی و استراتژیک رهبری فعلی را هدف گرفته است.
«ما جایگاه خود را در جهان از دست میدهیم»
آنچه اشترسلر مطرح میکند، صرفاً ارزیابی نتیجه یک جنگ نیست؛ او شکست نظامی را با سقوط جایگاه بینالمللی پیوند میزند و مینویسد: «ما جایگاه خود را در جهان از دست میدهیم». این پیوند میان فرسایش نظامی و دیپلماتیک نشان میدهد بحث داخلی اسرائیل از سطح نقد تاکتیکی گذشته و به درکی از فروپاشی فراگیر مؤلفههای سنتی قدرت این رژیم رسیده است.
در همین راستا، پروفسور عزار گات در پژوهشی که از سوی مؤسسه مطالعات امنیت ملی منتشر شده، تحلیلی ارائه میکند که در ظاهر متفاوت اما از نظر نتیجه مشابه است. او هشدار میدهد نهاد نظامی اسرائیل «برای جنگ اشتباهی تمرین کرده و آماده شده است». گات بهصراحت مینویسد: «ما میلیاردها دلار برای تانکها و هواپیماهایی سرمایهگذاری میکنیم که در برابر تونلها و موشکهای نقطهزن، واقعیت میدان را تغییر نمیدهند». او میافزاید: «نبودِ راهحل برای معضل تونلها، ارتش را ناچار کرده پنج یا ۶ لشکر در غزه مستقر کند، بدون آنکه قادر به دستیابی به نتیجهای قاطع باشد. این یعنی توان زمینی اسرائیل دیگر قادر به اجرای مأموریتهای مانوری نیست». اوج هشدارهای گات زمانی است که مینویسد: «برتری هوایی به دستاورد راهبردی منتهی نمیشود. اسرائیل میتواند بیوقفه بمباران کند، اما نمیتواند بر زمین مسلط شود یا معادله را تغییر دهد». این اعتراف صریح به محدودیت قدرت هوایی، شکافی بنیادین در دکترین امنیتی اسرائیل ایجاد میکند؛ دکترینی که دههها بر مفهوم «قدرت هوایی» استوار بوده است.
ارتش در حال تبدیل شدن به شاخه حزب لیکود
در روزنامه «معاریو»، آوی اشکنازی بُعد دیگری از بحران را برجسته میکند؛ بُعدی که به ماهیت رهبری سیاسی مربوط میشود. او نسبت به سیاسیسازی ارتش و تبدیل آن به ابزار حزبی هشدار میدهد و مینویسد: «اسرائیل بهخاطر یک مرد بیمسئولیت در حال فروپاشی است. او واقعاً باور دارد اگر ارتش را به شاخهای از حزب لیکود تبدیل کند، موقعیت خود را در انتخابات آینده تضمین میکند». اشکنازی افشا میکند تعلیق انتصابهای نظامی و اختلال در روند ساخت قدرت در لحظهای صورت میگیرد که خطرناکترین مقطع از زمان تأسیس دولت محسوب میشود. اشکنازی ادامه میدهد: «در داخل ارتش این احساس وجود دارد که رهبری سیاسی آماده است برای منافع شخصی، امنیت را به خطر بیندازد». چنین اتهامهایی نشاندهنده بحرانی بیسابقه در اعتماد داخلی است؛ بحرانی که طی آن، ارتش نهتنها رهبری سیاسی را شریک راهبردی نمیبیند، بلکه آن را عامل تهدید مستقیم تلقی میکند.
دکترین امنیتی ۷۷ ساله در آستانه فروپاشی کامل
در همین چارچوب، سرلشکر سابق و ذخیره ارتش صهیونیستی، اسحاق بریک تاریکترین تصویر را ارائه میدهد؛ او مینویسد: «نیروی زمینی در سختترین وضعیت خود از زمان تأسیس دولت قرار دارد». بریک توضیح میدهد: «میتوان دو لشکر از سلاحهایی تشکیل داد که اکنون در دست بادیهنشینان جنوب است. انبارهای اضطراری رها شده، مهمات به سرقت میرود و هیچکس مسئولیت نمیپذیرد». سپس هشدار اصلی خود را بیان میکند: «ارتش قادر به حفاظت از شهروندان در جنگ آینده نیست و ما اکنون در وقت اضافه زندگی میکنیم». این روایت که از دل نهاد نظامی بیرون میآید، نشان میدهد ستون فقرات منظومه امنیتی اسرائیل در آستانه فروپاشی است.
مجموع این روایتها در عین تمایزهای برجستهای که گویندگان آنها دارند حاکی از شکلگیری روایتی تازه درون اسرائیل است. اینکه اسرائیل از تصویر «ارتشی شکستناپذیر» فاصله گرفته و اکنون به واقعیت یک دولت گرفتار در هرجومرج نهادی، فروپاشی اعتماد و کاهش ظرفیت برای فیصله پروندههای حیاتی روی میزش رسیده است. همه اینها یعنی رژیم اسرائیل وارد مرحلهای از بازتعریف هویت نظامی و سیاسی خود شده و بحث، دیگر بر سر چگونگی مدیریت جنگهایش نیست، بلکه بر سر امکان تداوم مدل امنیتیای است که از سال ۱۹۴۸ بر آن بنیان نهاده شده است.
- دو پیششرط دولت برای اصلاحات اقتصادی
- تماشای جهان با چشمانی تازه
- زندگی بدون «جواز کسب»
- مراسم روز بسیج در حسینیه امام خمینی(ره)
- راستیآزمایی؛ وعده فرانسویها
- نوشیدنی و خوراکی غریبهها را نخورید
- چرا ساختمانها زود کلنگی میشوند؟
- آلودگی هوای تهران از دوشنبه کمتر میشود
- فلسفه، گرفتار انزوای آکادمیک
- بازگشت قهرمانهای باورپذیر به سینما
- افت خفیف بورس آغاز ریزش یا اصلاح؟
- پروژههای زیرساختی استان ایلام به مرز بهرهبرداری رسید
- آدمربایی ساختگی پنج هزار یورویی برای اخاذی از پدر
- هنرمندان زن خا رج از کشور میتوانند بازگردند
- هدف ما مهاجرت معکوس و احیای هویت روستاهاست
- آلودگی هوای تهران از دوشنبه کمتر میشود
- جلسه پیگیری طرحهای افزایش تولید در حوزه انرژی
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
بسیج قوت قلب مردم است
فرمانده کل سپاه با تاکید بر این که هرکجا بسیج حضور دارد آنجا امنیت پایدار وجود دارد تاکید کرد: بسیج قوت قلب مردم هستند بنابراین باید شرایطی ایجاد کنیم که این اعتماد مردم از ما سلب نشود.
جوان آنلاین: سرلشکر پاسدار محمد پاکپور فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز پنجشنبه ۶ آذرماه ۱۴۰۴ در رزمایش اقتدار بسیج پایتخت گفت: به ارواح طیبه شهدا، شهدای انقلاب اسلامی، شهدای جنگ تحمیلی، شهدای دفاع از امنیت و کیان کشور، شهدای دفاع از حرم، به ویژه شهدای عزیز جنگ ۱۲ روزه، به خصوص شهید والا مقام شهید سلامی عزیز درود و سلام میفرستیم.
به گزارش ایرنا، وی با گرامیداشت شهدا بویژه شهدای جنگ تحمیلی اخیر از جمله شهید باقری، شهید رشید، شهید حاجیزاده، شهید شادمانی، شهید محقق، شهید کاظمی، شهید ربانی، شهید محرابی افزود: یاد و خاطره شهدای هستهای و هم شهدای مردمی که در این جنگ به شهادت رسیدند را گرامی میداریم.
فرمانده کل سپاه ادامه داد: در سال ۱۳۵۸ پنجم آذرماه که فرمان تشکیل بسیج مستضعفین توسط حضرت امام خمینی (ره) ابلاغ شد کشور در شرایط بسیار خاصی قرار داشت. در مناطق امنیتی ما بخصوص کردستان، آذربایجان غربی در شمال کشور، در جنوب و جنوب غربی کشور درگیر با تجزیه طلبان بودیم.
وی یادآور شد: زمانی که انقلاب پیروز شد هم از ناحیه شمال غرب کشور و هم از جای جای پیرامون کشور دشمن برای تجزیه قومیتها و ایران برنامه ریزی کرد و حرکتهای مسلحانه خود را قبل از جنگ تحمیلی شروع کردند.
سرلشکر پاکپور ادامه داد: قبل از جنگ درگیری شدیدی در مناطق کردستان و پیرامونی کشور داشتیم که عدد و کمیت نیروی نظامی و پاسداران ما به گونهای نبود که بتوانند پاسخ همه این تهدیدات را بدهند.
فرمانده سپاه با بیان این که در کردستان پیشمرگان کرد را داشتیم که خود آنها بسیجی بودند گفت: با تشکیل بسیج و سپردن بسیج به سپاه پاسداران انقلاب سازماندهی مردمی شروع شد. با تشکیل بسیج، سازماندهی مردمی آغاز شد و این سازماندهی در کوران درگیریهای امنیتی شروع گردید.
وی با بیان این که جنگ در سال ۱۳۵۹ به نظام مقدم جمهوری اسلامی تحمیل شد افزود: با ورود نیروهای بسیجی در میدانهای نبرد از خود شهرهای مرزی برای مقابله با دشمن بعثی، اول حرکت شتاب گونه دشمن سد شد و بعد هستههای سازمان یافته بسیج در شهرهای مرزی ایجاد شد. همچنین در شهرهای مرکزی هم سازماندهیها شروع شد و گردانها و یگانهای بسیج و سپاه برای عملیات هجوم آماده شدند.
سرلشکر پاکپور ادامه داد: قریب به یکسال که گذشته بود بعد از این که دشمن بعثی سد شد طرح ریزیهای عملیاتی برای باز پس گیری مناطق اشغالی و تنبیه متجاوز طرح ریزی شد. پایه و بدنه این عملیاتها نیروهای جان برکف بسیجی بود که توسط نیروهای پاسدار سازماندهی شده بودند.
فرمانده کل سپاه با بیان اینکه پس از فرمان امام عملیاتها آغاز شد و موفقیتهایی به دنبال داشت: از عملیات شکست حصر آبادان که عملیاتی موفق بود و امام (ره) فرموده بود حصر آبادان باید شکسته شود و بعد از آن عملیات طریق القدس و عملیات فتح المبین که عملیات بسیار مهمی بود؛ همین لشکر محمد رسول الله که تیپ محمد رسول الله بود، آنجا رشادتهایی انجام داد و با اقدامات آفندی به قلب دشمن رسید و بعضی از واحدهای توپخانه دشمن را غنیمت گرفت.
وی با بیان این که بدنه رزمی سپاه بسیجیان بودند گفت: بعد از جنگ صحنههای امنیتی مختلفی داشتیم. صحنههای امنیتی مسلحانه داشتیم که توسط بسیجیان امنیت پایدار را ایجاد کردیم. از ده هزار نیروی بسیجی ما در جنوب شرق کشور ۸۰ درصد آنها برادران اهل سنت ما هستند که در مرز مقابل عملیاتهای نیروهای تروریستی میایستند.
وی در ادامه با بیان این که امنیت پایدار توسط بسجیان ایجاد شد گفت: در شمال غرب کشور در زمانی که فرمانده نیروی زمینی سپاه بودم بزرگترین و بهترین راهبردی که ما اتخاذ کردیم سپردن امنیت این مناطق به نیروهای بومی و صد البته بسیجیان بومی مناطق بود، چون قائل بودیم که اگر که امنیت توسط نیروهای بسیجی بومی ایجاد شود یک امنیت پایداراست. اگر نیروهایی که نیروهای مسلح از مرکز میآورند در مناطق عملیاتی این امنیت را ایجاد کند بالاخره این نیرو دوباره باید برگردد عقب ممکن است دوباره ناامنی ایجاد شود.
سرلشکر پاکپور افزود: بسیج در عرصه نرم و نیمه سخت و سخت نقشهای اساسی دارد. در ابعاد فرهنگی و بحث سایبری حضور فعال دارند که ۹۰ درصد از افراد خبره و با تخصص و تجربه ما در گردانهای سایبری بسیجیان هستند.
فرمانده کل سپاه ادامه داد: امروز بسیج در همه عرصههای دفاعی و سازندگی حضور فعال دارد. صدها پروژه در عرصه سازندگی به عنوان مردمیاری امروز افتتاح شد. هرکجا بسیج وجود دارد آنجا امنیت پایدار وجود دارد.
وی با بیان این که توقع از بسیج بالا رفته است گفت:هرگاه اتفاقی مانند سیل، زلزله یا بمباران رخ میدهد، سپاه در کمک به مردم در آواربرداری و دیگر عرصهها وارد عمل میشود. ردم از ما توقع دارند و ما باید خود را برای کمک به آنها در تمام عرصهها آماده کنیم.
سرلشکر پاکپور افزود: در جنگ ۱۲ روزه بسیج در دو عرصه امنیت و کمک و مردمیاری ورود پیدا کرد. از روز اول جنگ حضور چشمگیر بسیجیان را در میدانهای ایست و بازرسی و خیابانها کاملا لمس کردیم. بسیجیان به منظور ایجاد امنیت برای مردم در هر نقطه، از کوچهها و خیابانها تا اتوبانها و ایست و بازرسیها حضور داشتند تا ناامنی ایجاد نشود و مردم هم با روی گشاده برخورد میکردند.
وی تاکید کرد: هرکجا که بسیجیان هستند قوت قلب مردم هستند. باید شرایطی ایجاد کنیم که این اعتماد مردم از ما سلب نشود.
اعلام آمادگی همه جانبه بسیجیان تهران
در ابتدای این مراسم سردار حسن حسن زاده فرمانده سپاه محمد رسول الله (ص) نظام مقدس جمهوری اسلامی است به لحاظ محدودیتها بخش کوچکی از نیروهای سازمان یافته سپاه و بسیج تهران را امروز به عنوان نماینده و نمونهای از ردههای مختلف و آماده تهران بزرگ حاضر هستند.
وی گفت: هدف از این رزمایش نشان دادن و اعلام آمادگی همه جانبه و هم افزا و فراگیر بسیج و سپاه حضرت محمد رسول الله است، همچنین ملت بزرگ ایران بدانند جوانان آنها در آمادگی کامل و حداکثری برای مقابله با هر تهدید نرم، سخت و نیمه سخت هستند.
فرمانده سپاه محمد رسول الله (ص) افزود: دیگر پیام این رزمایش خطاب به دشمنان است که بدانند آمادگی امروز بسیج و سپاه در تهران به عنوان مرکزیت نظام به مراتب از ماههای گذشته و سالهای گذشته برای مقابله با تهدیدات آنها بالاتر است.
رزمایش اقتدار بسیج پایتخت روز پنجشنبه ۶ آذرماه با حضور سردار احمد وحیدی جانشین ستادکل نیروهای مسلح، سرلشکر پاسدار محمد پاکپور فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار نجات جانشین قرارگاه ثارالله، سردار حسن حسن زاده فرمانده سپاه محمد رسول الله (ص) و ده هزار از بسیجیان تهران در دانشگاه افسری امام حسین (ع) برگزار شد.
آسمان امن ایران؛ وقتی سکوت بلندترین پاسخ است
دشمن با کانالهای عبری و رباتها فریاد «ناامنی تهران» زد، اما آسمان پایتخت فقط غرش جنگندههای ایرانی را شنید؛ این عملیات روانی چندلایه نه وحشت، بلکه اقتدار پدافند هوایی ایران را نشان داد.
جنگ سایهها: ایران چگونه حلقههای جاسوسی را در اسرائیل گسترش میدهد؟
استفاده از شبکههای آنلاین، انگیزههای مالی و بهرهگیری از نقاط ضعف اجتماعی و روانی، ابزاری است که ایران برای گسترش نفوذ خود در جامعه صهیونیستی به کار میگیرد.
لاریجانی: موشکهای ایران امنیت پوشالی اسرائیل را درنوردید
برخلاف ملت ایران که قدرت و اراده خود را در این جنگ نشان داد، امروز رژیم صهیونیستی با نابسامانی داخلی و بحران در موجودیت نامشروع خود مواجه شده است.
طرح ترامپ روسی از آب درآمد
ترامپ: همین که مسکو کل اوکراین را نگرفته، امتیاز بزرگی است .
متحدان ایران بزرگترین پیروز انتخابات عراق
در هراس از نشانهگیری حزبالله(یادداشت روز)
اخبار ویژه
رویترز: طرح ترامپ درباره اوکراین را روسیه تدوین کرده است
خواسته مهم رهبر معظم انقلاب از مسئولان خانهدار کردن مردم است
چگونه در روزهای آلوده مراقب سلامت خود باشیم؟ هشدار هواشناسی درباره افزایش آلودگی هوای ۱۱ کلانشهر تا یکشنبه
نیروگاه هستهای دارخوین نماد بومیسازی و تغییر توازن هستهای در منطقه
مأموریت اصلی بسیج قدرتسازی برای کشور در عرصههای مختلف است
نباید در برابر ایجاد فضای رقابت سازنده در عرصه آموزش مقاومت کرد
هشدار عراقچی نسبت به تحرکات اسرائیل در کارائیب و آمریکای لاتین
راه پیروزی، پایبندی به خط امام خمینی(ره) است
سخنرانی آیتالله خامنهای خط قرمز رژیم بود
جوابیه دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی به یک گزارش
تقدیم یک هلدینگ رسانهای به حامی یک تروریست!
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
استفاده از انرژی هستهای در ایران با جدیت دنبال میشود/ تفکر آمریکا و اسرائیل احمقانه است
دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان با تاکید بر اینکه هیچ محدودیتی برای توسعه روابط ایران و پاکستان وجود ندارد، گفت: تفکر آمریکا و رژیم صهیونیستی برای نابودی توانمندی هستهای ایران یک فکر نارس و احمقانه است چرا که صنعت هستهای یک دانش بومی میباشد که آن را با جدیت دنبال میکنیم.
ساختار تابآوری در جامعه ایران درونی و عمیق است
تکرار بحرانهای روزمره، فقدان روایتهای جمعی امید و فشار شبکههای اجتماعی موجب سایش روح جمعی و ایجاد چالشهای جدید میشود .
بیانیه وزارت خارجه در محکومیت برچسبزنی دولت استرالیا به سپاه پاسداران
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در بیانیهای اعلام کرد که اقدام موهن و ناموجه دولت استرالیا در برچسبزنی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را به شدت محکوم میکند.
بازدید حجتالاسلام رضایی مسئول نمایندگی ولیفقیه در سازمان بسیج از روزنامه جوان
سرودخوانی بسیجیان در مراسم روز بسیج در حسینیه امام خمینی (ره)
شعرخوانی حماسی مهدی رسولی در مراسم روز بسیج در حسینیه امام خمینی (ره)
ساختار تابآوری در جامعه ایران درونی و عمیق است
واتیکان روابط با ایران را براساس انگارههای غرب تنظیم میکند
گفتوگو با همسر یکی از شهدای جنگ ۱۲روزه/ شهادت برای همسرم سبک زندگی بود
بانک مرکزی در وزارت اقتصاد ادغام شود
بازار داغ مدارک جعلی در سایه ناآگاهی
پاریس که رفتی بدان با وحشی طرفی!
هر نفسی که فرو رود مضر حیات است و مخرب جان!
اثر دلار ۱۱۳هزار تومانی بر بازار خودرو
از هیجان انرژی خورشیدی فراتر برویم
جوان اگر تاریخ بداند به حجاب باورمند خواهد شد
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
پروازهای مکرر اسرائیل در آسمان عراق، از شکلگیری الگوی تازهای در نزاع پساجنگ حکایت دارد
پشت پرده بازی جدید صهیونیست ها
ورود شبانه جنگندههای اسرائیلی به حریم هوایی عراق و پروازهای پر سروصدا در امتداد مرزهای غربی ایران، دیگر یک رخداد مقطعی نیست؛ بهنظر میرسد طی سه هفته اخیر، این الگو چندین بار تکرار شده است و اکنون باید آن را بهعنوان بخشی از معماری تازه تقابل پس از جنگ ۱۲روزه فهم کرد. تلآویو در حالی این تحرکات را پی میگیرد که شکست در تحقق اهداف جنگیاش بهویژه شکستن ساختار سیاسی ایران به آن نشان داد که مسیر رویارویی باید از سطح نظامی آشکار، به یک فاز پیچیدهتر، چندلایهتر و نامتقارن منتقل شود.
اما چرا اسرائیل عملیات هوایی در مسیر مرزی ایران را افزایش داده است؟ پاسخ را باید در سه سطح جستوجو کرد: سطح عملیاتی، سطح روانی–سیاسی و سطح راهبردی. این گزارش تلاش میکند پازل این رویداد را کامل کند و نشان دهد پروازهای اخیر، نه یک اقدام نمایشی، بلکه بخشی از یک نقشه درازدامن برای بازطراحی میدان است.
سطح عملیاتی: تمرین برای «نبرد کوتاه»
برای تحلیلگران امنیتی، مهمترین بخش ماجرا همین سطح است. اسرائیل در حملات قبلی خود، همواره عراق را بهعنوان کریدور هوایی اصلی انتخاب کرده و اکنون تلاش دارد این مسیر را نهفقط برای یک حمله احتمالی، بلکه بهعنوان یک شاهراه هوایی پایدار تثبیت کند.
در این پروازها چند هدف عملیاتی دنبال میشود: اول تست مسیر و اندازهگیری واکنش رادارها و سامانههای ایران؛ اسرائیل بهخوبی میداند ایران طی سالهای اخیر تغییرات جدی در شبکه پدافندی خود ایجاد کرده و نیازمند دادههای جدید برای ارزیابی هر عملیات است. دوم جمعآوری داده برای سناریوهای متفاوت؛ از حملات نقطهای محدود تا عملیات ترکیبی با جنگافزارهای دوربرد. سوم شکلدهی میدان پیش از هر درگیری بزرگ؛ در ادبیات نظامی، این مرحله مقدمه اجتنابناپذیر هر نبرد است؛ تغییری آرام اما مستمر در آرایش نیرو، مسیرها و الگوهای پروازی که دشمن را عادت میدهد تا روزی که همان الگو به مقدمه حمله تبدیل شود. تلآویو با این اقدامات خود را برای نبرد کوتاه آماده میکند؛ نبردی که مبتنی بر سرعت، غافلگیری و ضربه ناگهانی است و حتی چند دقیقه تأخیر در واکنش پدافندی میتواند نتیجه را تغییر دهد.
سطح روانی–سیاسی: بازسازی «بازدارندگی فرو ریخته»
اسرائیل از جنگ ۱۲روزه با یک واقعیت تلخ روبهرو شد: بازدارندگیاش علیه ایران آسیب دیده است. نمایش قدرت هوایی کنار مرزهای ایران، تلاشی برای ترمیم همین شکاف است. این پروازها چند اثر روانی و سیاسی دارد: اول ایجاد فشار دایمی بر تهران و القای حس ناامنی پایدار؛ بهگونهای که ایران مدام بین آمادهباش و آرامش شناور بماند. دوم ارسال پیام به افکار عمومی اسرائیل که تلآویو هنوز ابتکار عمل منطقه را در دست دارد و قادر است تا مرز ایران پیشروی هوایی داشته باشد. سوم نمایش قدرت برای بازیگران عربی منطقه؛ از عربستان تا امارات، تا نشان دهد هنوز میتواند وزن امنیتی خود را عرضه کند. چهارم بالا بردن سطح فشار آمریکا در مذاکرات هستهای؛ این پروازها با هماهنگی واشنگتن انجام میشود و برداشتی که منتقل میکنند این است: یا ایران در مذاکرات امتیاز بدهد یا آماده بازگشت حملات باشد. تلآویو میخواهد به همه نشان دهد که پرونده ایران دوباره روی میز است و هیچ چیز تمام نشده، فقط شکل مواجهه تغییر کرده است.
سطح راهبردی: عادیسازی خطر برای ایجاد یک غافلگیری بزرگ
مهمترین بخش تحلیل، همینجاست. در ادبیات امنیت ملی، یکی از تکنیکهای برجسته برای انجام یک حمله غافلگیرانه، عادیسازی تهدید است. یعنی تهدید را آنقدر تکرار میکنند تا از حساسیت بیفتد و به یک رفتار روتین تبدیل شود.
الگوی پروازهای اسرائیل نیز دقیقاً همین را نشان میدهد. وقتی پروازهای نزدیک مرز ایران چندینبار تکرار شود، دو اتفاق میافتد. اول این که سطح آمادهباش به مرور کاهش پیدا میکند؛ چون رفتار دشمن تکراری به نظر میرسد. دوم این که دشمن میتواند در یک لحظه انتخابشده، از دل همین رفتار تکراری، حمله واقعی انجام دهد. این الگو در بسیاری از جنگهای معاصر دیده شده است؛ از عراق ۲۰۰۳ تا حملات ناتو در بالکان. اسرائیل نیز با تجربه دهها سال عملیات پنهان و نیمهپنهان، بهخوبی این تکنیک را میشناسد. به همین دلیل، تکرار مداوم پروازها را باید بخشی از مهندسی تدریجی میدان دید، نه یک ژست نظامی.
فشار بر تهران در لحظه آغاز گفتوگو با واشنگتن
همزمانی این پروازها با آغاز تحرکات دیپلماتیک میان ایران و آمریکا قابل توجه است. اسرائیل تلاش میکند نتیجه مذاکرات احتمالی را با ایجاد یک سایه تهدید دایمی تغییر دهد. به بیان دیگر، تلآویو از آسمان عراق بهعنوان ابزار تنظیمکننده چانهزنی واشنگتن استفاده میکند؛ هرچند آمریکا رسماً دخالت را انکار کند، اما در عمل این هماهنگی وجود دارد. هدف اسرائیل این است که به آمریکا بگوید اگر ایران امتیاز ندهد، ما گزینه نظامی را روی میز نگه میداریم و تو نیز باید در میز مذاکره سفتتر بایستی.
ایران در برابر این معادله: فرصت و محدودیت
تحلیل این رویداد بدون اشاره به موضع ایران کامل نمیشود. تجربه سالهای اخیر نشان داده ایران سه ابزار مهم در برابر این سناریو دارد:
بازدارندگی موشکی و پهپادی که هزینه حمله اسرائیل را بالا برده است؛
شبکه متحدان منطقهای که میتواند توازن را جابهجا کند؛
توان سایبری و جنگ الکترونیک که در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته و گوشه ای از آن در جنگ ۱۲روزه را صهیونیست ها مشاهده کردند.
اما در مقابل، یک چالش مهم وجود دارد؛ اسرائیل تلاش میکند «ابتکار عمل» را حفظ کند و ایران را در موقعیت واکنشی نگه دارد. این همان جایی است که تهران باید مراقب باشد بازی را در زمین اسرائیل ادامه ندهد.
ماجرای پرواز شبانه جنگندههای اسرائیلی در مرز ایران و عراق چه بود؟
۴۶ دقیقه پیش · روزنامه خراسان نوشت: ورود شبانه جنگندههای اسرائیلی به حریم هوایی عراق و پروازهای پر سروصدا در امتداد مرزهای غربی ایران، دیگر یک رخداد ...
ماجرای پرواز شبانه جنگندههای اسرائیلی در مرز ایران و عراق چه بود؟
۳۵ دقیقه پیش · روزنامه خراسان نوشت: ورود شبانه جنگندههای اسرائیلی به حریم هوایی عراق و پروازهای پر سروصدا در امتداد مرزهای غربی ایران، دیگر یک رخداد ...
جزئیات شکستن دیوار صوتی عراق با جنگندههای ناشناس/ عملیات روانی ...
امنیتی- تسلیحاتی ‹ بین الملل ‹ www.tabnak.ir
۱ روز پیش · گزارش های رسانه ای از پرواز جنگندههای ناشناس در آسمان عراق و شکستن دیوار صوتی حکایت می کند. برخی این جنگنده ها را آمریکایی و برخی اسرائیلی ...
وارد نشده: شکلگیری | جستجو با:شکلگیری
آخرین اخبار - پروازهای مکرر اسرائیل - ویستا
پروازهای+مکرر+اسرائیل ‹ vista.ir
۸ ساعت پیش · ... اسرائیل برای نفوذ در منطقه / حملات شدید جنگندههای اسرائیل به پایتخت یمن + تصاویر / آسمان عراق,نزاع پساجنگ,پروازهای مکرر اسرائیل.
ادعای «حمله هوایی» در آسمان عراق /عملیات روانی با سایه جنگ - رونگار
۱ روز پیش · پروازهای مکرر اسراییل در آسمان عراق، از شکلگیری الگوی تازهای در نزاع پساجنگ حکایت دارد ورود شبانه جنگنده های اسراییلی به حریم هوایی عراق و ...
پرواز جنگندههای اسرائیل در آسمان عراق؟ - آرمان ملی
اخبار روزنامه ‹ www.armanmeli.ir
۱۷ ساعت پیش · از اینرو اقدام اسرائیل در مانور بر سر عراق را میتوان پیغامی از سوی آنها به عربستان دانست تا جاییکه بتواند در برابر این خرید مقاومت خواهد کرد ...
پشت پرده بازی جدید صهیونیست ها - قطره
بين الملل ‹ خبر ‹ www.ghatreh.com
۹ ساعت پیش · پروازهای مکرر اسراییل در آسمان عراق، از شکل گیری الگوی تازه ای در نزاع پساجنگ حکایت دارد ورود شبانه جنگنده های اسراییلی به حریم هوایی عراق و ...
واکنش عراق به ماجرای پرواز جنگندههای اسرائیل و آمریکا در آسمان این کشور
واکنش-فوری-عراق-به-ماجرای-پرواز-جنگ... ‹ news ‹ www.hamshahrionline.ir
۲۰ ساعت پیش · برخی منابع محلی عراق شب گذشته و امشب با انتشار گزارشهایی مدعی فعالیت هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی در آسمان عراق شده بودند. بر اساس گزارش ...
پشت پرده بازی جدید صهیونیست ها - فردا نیوز - خبر فارسی
۸ ساعت پیش · پروازهای مکرر اسرائیل در آسمان عراق، از شکل گیری الگوی تازه ای در نزاع پساجنگ حکایت دارد.
در شرایط فعلی نزدیک شدن به تأسیسات بمباران شده خطرناک است
۷ ساعت پیش · پروازهای مکرر اسراییل در آسمان عراق، از شکلگیری الگوی تازهای در نزاع پساجنگ حکایت دارد ورود شبانه جنگنده های اسراییلی به حریم هوایی عراق و ...
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
ایروانی: آمریکا مکلف به جبران کامل خسارتهای ایران است
امیرسعید ایروانی در نامهای به شورای امنیت در خصوص اعتراف آمریکا به نقش محوری در تجاوز رژیم صهیونیستی علیه کشورمان گفت:آمریکا مکلف به جبران کامل خسارات وارده نسبت به ایران و شهروندان آن است.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه
قدس آنلاین: امیرسعید ایروانی سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل در نامهای به دبیرکل سازمان ملل و رئیس شورای امنیت گفت: اقدام تجاوزکارانهای که از سوی رژیم صهیونیستی و با هماهنگی ایالات متحده ارتکاب یافته است، علیه حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته و نقض آشکار ماده ۲(۴) منشور ملل متحد به شمار میرود. این تجاوز، شامل حملات عمدی علیه غیرنظامیان و اموال و اهداف غیرنظامی بوده است؛ حملاتی که با بیاعتنایی فاحش به اصول بنیادین حقوق بینالملل و حقوق بینالملل بشردوستانه انجام پذیرفته است.
دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل تاکید کرد: آمریکا مکلف است نسبت به جبران کامل خسارات وارده ناشی از نقضهای مزبور نسبت به ایران و شهروندان آن از جمله هرگونه خسارت مادی و معنوی اقدام نماید. این امر، مطابق حقوق بینالملل، شامل تعهد به اعاده وضع به حال سابق و جبران خسارات ناشی از آن میگردد.
وی تصریح کرد: در عین حال، چنین اعترافاتی مستلزم مسؤولیت کیفری فردی هر یک از مقامات و اشخاص ایالات متحده است که در ارتکاب نقضهای شدید حقوق بینالملل بشردوستانه، از جمله ارتکاب «جنایت تجاوز»، مشارکت داشتهاند.
ایروانی گفت: جمهوری اسلامی ایران حق کامل و غیرقابلتردید خود را برای پیگیری از طریق تمامی مسیرهای حقوقی در دسترس بهمنظور ایجاد سازوکار پاسخگویی نسبت به مسئولان و نیز تأمین جبران کامل همه خسارات و زیانهای وارده ناشی از این فعل بینالمللی متخلفانه، محفوظ میدارد.
متن کامل نامه سفیر ایران در سازمان ملل به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
پیرو مکاتبه مورخ ۷ نوامبر اینجانب و نیز نامه مورخ ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵ وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پیرامون اظهارات علنی رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا مبنی بر اذعان به نقش محوری واشنگتن در اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، بدینوسیله مایلم توجه شما و اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد را به اعتراف رسمی دیگری از سوی ایالات متحده که بار دیگر مشارکت مستقیم این کشور با رژیم صهیونیستی در تجاوز مسلحانه و غیرقانونی علیه جمهوری اسلامی ایران در ژوئن ۲۰۲۵ را تأیید میکند، جلب نماید.
نیروی هوایی آمریکا در بیانیه مطبوعاتی خود مورخ ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵، برای نخستین بار و بهطور علنی، مشارکت مستقیم در حملات علیه تأسیسات هستهای کاملاً صلحآمیز و تحت پادمان ایران در فردو، نطنز و اصفهان را تأیید کرده است. در این بیانیه چنین آمده: «یگان ۳۴ در ماه ژوئن مأمور شد در خلال عملیات موسوم به چکش نیمهشب، بستهای عملیاتی شامل بمبافکنهای بی .۲ اسپیریت را برای هدف قرار دادن سایتهای هستهای زیرزمینی در فردو، نطنز و اصفهان اسکورت کند.» بیانیه مطبوعاتی مزبور همچنین فاش میسازد: «اسکادرانی از جنگندههای اف .۳۵ که توسط خلبانان یگان ۳۸۸ هدایت میشد، نخستین هواگردی بود که در تاریخ ۲۲ ژوئن وارد حریم هوایی ایران شد و بمبافکنهای بی .۲ را تا مناطق هدف اسکورت نمود.»
چنین افشاگریهایی همراه با اظهارات اخیر رئیسجمهور ایالات متحده در ۶ نوامبر ۲۰۲۵ نیز بیش از پیش [حمایت مستقیم ایالات متحده از رژیم صهیونیستی را] تأیید میکند؛ اظهاراتی که دونالد ترامپ در آن آشکارا مسئولیت و نقش محوری آمریکا در اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران را تصدیق نمود.
اقدام تجاوزکارانهای که از سوی رژیم صهیونیستی و با هماهنگی ایالات متحده ارتکاب یافته است، علیه حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته و نقض آشکار ماده ۲(۴) منشور ملل متحد به شمار میرود. این تجاوز، شامل حملات عمدی علیه غیرنظامیان و اموال و اهداف غیرنظامی بوده است؛ حملاتی که با بیاعتنایی فاحش به اصول بنیادین حقوق بینالملل و حقوق بینالملل بشردوستانه انجام پذیرفته است.
همانگونه که در مکاتبات صدر الاشاره نیز تأکید شده، آمریکا مکلف است نسبت به جبران کامل خسارات وارده ناشی از نقضهای مزبور نسبت به ایران و شهروندان آن از جمله هرگونه خسارت مادی و معنوی اقدام نماید. این امر، مطابق حقوق بینالملل، شامل تعهد به اعاده وضع به حال سابق و جبران خسارات ناشی از آن میگردد.
در عین حال، چنین اعترافاتی مستلزم مسئولیت کیفریِ فردیِ هر یک از مقامات و اشخاص ایالات متحده است که در ارتکاب نقضهای شدید حقوق بینالملل بشردوستانه، از جمله ارتکاب «جنایت تجاوز»، مشارکت داشتهاند.
معذلک، جمهوری اسلامی ایران حق کامل و غیرقابلتردید خود را برای پیگیری از طریق تمامی مسیرهای حقوقی در دسترس بهمنظور ایجاد سازوکار پاسخگویی نسبت به مسئولان و نیز تأمین جبران کامل همه خسارات و زیانهای وارده ناشی از این فعل بینالمللی متخلفانه، محفوظ میدارد.
با عنایت به اذعان خودِ آمریکا نسبت به نقش و مسئولیتش در ارتکاب این افعال متخلفانه بینالمللی، شورای امنیت و مجموعۀ گستردهتر سازوکارهای سازمان ملل متحد نمیتوانند در قبال آن سکوت اختیار کنند. جمهوری اسلامی ایران بار دیگر درخواست خود را از دبیرکل سازمان ملل متحد و شورای امنیت تکرار مینماید تا مطابق با مسئولیت ایشان در حفظ صلح و امنیت بینالمللی، اقدامات مقتضی را برای تضمین پاسخگویی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در قبال جنین نقضهای فاحشی اتخاذ کرده و عاملان این جنایات را به دست عدالت بسپارند.
موجب امتنان خواهد بود چنانچه دستور فرمایند مکاتبه حاضر بهعنوان سند شورای امنیت ثبت و توزیع گردد.
موقع را مغتنم شمرده، احترامات فائقه را تجدید مینماید.
امیر سعید ایروانی
سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران
سازمان ملل متحد
رزمایش بزرگ اقتدار بسیجیان خراسان رضوی برگزار شد
رزمایش بزرگ اقتدار بسیجیان خراسان رضوی با حضور بیش از ۷۰ هزار نفر از بسیجیان در مشهد و شهرستانهای خراسان رضوی برگزار شد.

سردار نقدی: جنگ بعدی را بدون نابودی کامل رژیم صهیونیستی متوقف نمیکنیم
فرمانده کل سپاه: شهدای هستهای و مردمی جنگ ۱۲ روزه بخشی ماندگار از حافظه ملی هستند
فرمانده سپاه امام رضا(ع): بسیج، پشتوانه قوی برای دولتهاست
روایت ایستادگی برای وطنِ عزیزتر از فرزند
درسهای ماندگار زندگی ۱۸ ساله حضرت زهرا(س)
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
مراسم روز بسیج در حسینیه امام خمینی(ره)

در سالروز تشکیل بسیج مستضعفین، مراسم روز بسیج با حضور هزاران تن از بسیجیان سراسر کشور در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.
در این مراسم که فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز حضور داشت، سردار سرتیپ سلیمانی رئیس سازمان بسیج، مأموریت اصلی بسیج را قدرتسازی برای کشور در عرصههای مختلف از جمله بخشهای دفاعی و امنیتی، فرهنگی و اجتماعی، علم و فناوری، رسانه و فضای مجازی، محرومیتزدایی و پیشرفت و آبادانی کشور خواند و گفت: فرهنگ بسیج، فرهنگ مقاومت است و بسیجیان آماده نقشآفرینی در هر میدان نیازمند فداکاری برای تحقق ایران قوی هستند.
خاطرهگویی چند تن از فعالان بسیجی از جنگ ۱۲ روزه و اجرای سرود، نقّالی و حماسهسرایی، بخشهای دیگری از مراسم روز بسیج در حسینیه امام خمینی(ره) بود.
ادامه مطلب را ببينيد

حضرت آیتالله خامنهای: «یکی از وظایف قوّهی قضائیّه تأمین آزادیهای مشروع است. خیلی دقیق نوشتهاند؛ آزادی مطلق نیست، آزادی مشروع. آزادی مشروع همان است که شرع اجازه میدهد. قانون اساسی این است. در ذیل حکم شرع، آزادیهای مردم باید تأمین بشود. خب، دستگاههای قدرت به طور طبیعی در یک مواردی دچار معارضه میشوند؛ چه کسی باید در این زمینه به داد مردم برسد؟ قوّهی قضائیّه؛ یعنی یکی از کارهای مهمّ قوّهی قضائیّه همین است.» ۱۴۰۲/۰۴/۰۶
آئین اختتامیه «همایش بینالمللی حقوق ملّت و آزادیهای مشروع در منظومه فکری حضرت آیتالله العظمی خامنهای»، همزمان با سالروز تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار میشود. بازخوانی اندیشه و سیرهی حضرت آیتالله العظمی خامنهای در حوزهی حقوق ملّت و آزادیهای مشروع، ترسیم نظام مطلوب حقوق ملّت و آزادیهای مشروع مبتنی بر اندیشه رهبر معظم انقلاب و تضمین و صیانت از حقوق ملّت و آزادیهای مشروع و چگونگی ارتقاء آن بر اساس آراء و اندیشههای حضرت آیتالله خامنهای، از اهداف همایش است.
به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در ادامه مطالب پرونده «حقوق ملت و آزادیهای مشروع» در یادداشتی به قلم حجتالاسلام والمسلمین عباس کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به بررسی حقوق ملت و آزادیهای مشروع در ذیل محور «حق رأی، آزادی، تمدن اسلامی و تصویر جهانی» پرداخته است.
حقوق و آزادیهای مشروع در اندیشه اسلامی جایگاهی ریشهدار و الهی دارند. در نگاه اسلام، انسان موجودی مکرم و دارای استعدادهای الهی است و از اینرو، برخورداری او از حقوق و آزادیهای مشروع نه از سر لطف حکومتها، بلکه ناشی از خلقت و ارادهی الهی است. قرآن کریم با بیان «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»(۱) بر کرامت ذاتی انسان تأکید میکند و این کرامت، مبنای حق و آزادی مشروع در جامعه اسلامی است. اسلام، آزادی را امری مطلق و بیحد نمیداند، بلکه آن را در چارچوب عبودیت و عدالت تعریف میکند. از نگاه توحیدی، انسان آزاد است تا در مسیر حق گام بردارد و از بندگی غیر خدا رهایی یابد. بنابراین، آزادی در اسلام به معنای رهایی از هوا و هوس و سلطهی باطل است، نه رهایی از ارزشهای الهی و اخلاقی. به همین دلیل، آزادی مشروع با عبودیت خداوند و مسئولیت در قبال تکالیف الهی همراه است که مرز آن را شریعت الهی و احکام خداوند مشخص میکند. رعایت حقوق و آزادیهای مشروع در نظام اسلامی، ضامن عدالت اجتماعی و مانع از استبداد است. در حکومت اسلامی، حاکمیت از آنِ خداست و انسانها در پرتو قانون الهی و عقل جمعی، صاحب حق مشارکت، اظهار نظر و دفاع از کرامت خویشاند. امام علی علیهالسلام در نهجالبلاغه بر این اصل تأکید میکنند که: «لا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَقَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً»؛ که مبتنی بر آن، انسان نباید بندگی غیر خدا را بپذیرد.(۲) بنابراین، حقوق و آزادیهای مشروع در اسلام نه تقلیدی از نظامهای غربی، بلکه ریشهدار در وحی، عقل و فطرت انسانی است و پاسداری از آن، بخشی از وظیفهی دینی و اجتماعی هر مسلمان به شمار میآید.
در اندیشه حقوق عمومی غرب مدرن، رابطهی میان حکومت و مردم بر اساس دوگانگی و تعارض شکل گرفته است. دولت در مقام قدرت حاکم و مردم در مقام صاحبان حق قرار دارند؛ لذا فلسفهی حقوق عمومی در غرب بر «تحدید قدرت حکومت» و «تضمین آزادیهای فردی» استوار است. این دیدگاه ریشه در تجربههای تاریخی استبداد، کلیسای قرون وسطی و فلسفه قرارداد اجتماعی دارد؛ جایی که انسان، منشأ حق و قانون تلقی میشود. اما در منظومه فکری اسلام، چنین تقابلی اساساً وجود ندارد؛ زیرا هم حکومت و هم حقوق انسان، هر دو از منشأ واحدی یعنی اراده الهی سرچشمه میگیرند. از اینرو است که حکومت و حقوق مردم هر دو «جعل الله» بوده و هر دو ماهیت یکسان و حقوق بشری دارند. تفصیل آنکه، در نگاه قرآن، خداوند خالق و شارع است؛ «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ».(۳) آیة مذکور، بنیان فلسفهی سیاسی اسلام را بیان میکند؛ بدین معنا که منشأ حاکمیت، جعل الهی است. از سوی دیگر، حقوق بشر نیز در اسلام محصول اراده الهی است؛ زیرا انسان حامل کرامت خداوندی است. بدینترتیب، هم حاکمیت و هم حق، هر دو در مدار توحید قرار دارند و نه در تقابل با یکدیگر.
در این چارچوب، حکومت اسلامی وظیفه دارد در جهت تحقق اراده الهی و حفظ کرامت انسان عمل کند، نه اینکه قدرت را در برابر مردم به کار گیرد. امیر المؤمنین علی علیهالسلام در نهجالبلاغه میفرمایند: «إنّ الله فرض على الأئمة العدل، و على الرعیة الطاعة»؛ یعنی عدالت و اطاعت دو روی یک حقیقتاند که هر دو از فرمان الهی سرچشمه میگیرند. بر این اساس، رابطهی حکومت و مردم در اسلام، نه رقابتی، بلکه تعاملی و تکاملی است؛ حکومت امانتدار حقوق مردم است و مردم نیز یاران و ناصحان حکومت در مسیر اقامهی قسطاند؛ دقیقاً همانی که آیة شریفه «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا... لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(۴) رهنمون آن است.
از منظر اسلامی، تحدید قدرت به معنای کنترل حکومت در برابر مردم نیست، بلکه به معنای مقید کردن حاکم به حدود الهی است. حاکم اسلامی نمیتواند از چارچوب شریعت تجاوز کند؛ چراکه مشروعیت او در گرو التزام به قانون الهی است. از این منظر، حاکمیت نیز امانتی الهی است که نباید مورد طمع زورمندان قرار گیرد و لقمهای آماده تلقی شود؛ بلکه باید مسئولیتی الهی و تکلیفی از سوی باری تعالی انگاشته شود. این مضمون صریح فرمایش امیر المؤمنین علی علیهالسلام در نامهای به یکی از فرمانداران خویش است، آنجا که میفرمایند: «وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَکَ».(۵) به همین دلیل، آزادی در اسلام نیز در راستای عبودیت و عدالت تعریف میشود. انسان آزاد است، اما آزادی او در جهت کمال و رشد اخلاقی معنا مییابد. از نگاه قرآن، «لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ»(۶) اصل آزادی انتخاب را تثبیت میکند، اما این آزادی از محدودهی عبودیت، کرامت انسانی و عدالت خارج نمیشود. در نتیجه آنچه ارائه شد در اندیشه اسلامی، حکومت و حقوق بشر دو قطب متقابل نیستند، بلکه هر دو تجلی اراده خداوند در تنظیم حیات انسانیاند. اگر در غرب، حقوق بشر ابزار کنترل قدرت است، در اسلام، حکومت خود پاسدار و مظهر حقوق الهی انسان است. این هماهنگی ذاتی میان حاکمیت و حقوق بشر، نقطهی تمایز اساسی نظام اسلامی از نظامهای سکولار مدرن است؛ نظامی که در آن، عدالت، کرامت و آزادی نه از ارادهی بشر، بلکه از توحید سرچشمه میگیرند.
در مباحث حقوق عمومی، «حقوق ملّت و آزادیهای مشروع» معمولاً در چارچوب نظام سیاسی و رابطه دولت و مردم مورد بررسی قرار میگیرد. این نوع نگاه، هرچند برای تنظیم مناسبات سیاسی ضروری است، اما در سطح ساختاری و حقوقی باقی میماند و کمتر به بسترهای فرهنگی، تاریخی و تمدنی توجه دارد. در حالیکه حقوق ملّت و آزادیهای مشروع، صرفاً مجموعهای از قواعد قانونی نیست، بلکه بخشی از منظومه کلان تمدنی هر جامعه به شمار میآید که ریشه در جهانبینی، نظام ارزشی و غایتشناسی آن دارد. رویکرد تمدنی به حقوق ملّت، به جای تمرکز صرف بر ساختار قدرت یا محدودسازی حکومت، به دنبال فهم جایگاه انسان، جامعه و حکومت در نظام معنایی و تاریخی تمدن است. از این منظر، آزادیهای مشروع و حقوق آحاد مردم نه فقط ابزار تنظیم قدرت، بلکه عناصر هویتساز و تمدنساز تلقی میشوند. تفاوت اساسی این نگاه با رویکرد صرفاً حقوقی در آن است که تمدن، به عنوان بستر شکلگیری ارزشها و مقاصد اجتماعی، مبنای تفسیر و تحقق حقوق ملّت قرار میگیرد. این نگاه تمدنی به حقوق ملّت و آزادیهای مشروع، مبتنی بر ادله و مبانیای است که در ادامه به اختصار تبیین میشود؛ ادلهای که ضرورت بازاندیشی در مفهوم حقوق ملّت و تفسیر آن از منظر تمدنی، بهویژه در چارچوب اندیشه و غایات تمدن اسلامی را آشکار میسازد.
دلیل نخستِ ضرورت بررسی حقوق ملّت از منظر تمدنی، چند ضلعی بودن و چند سطحی منظومه حقوق در اندیشه اسلامی است. توضیح آنکه منظومه حقوق در اسلام شامل «حقالله»، «حقوقالناس عمومی» و «حقفردی» است که تنها در بستر تمدن اسلامی به صورت کامل و منسجم قابل تبیین است. ضلع نخست، حقالله است؛ یعنی حقوقی که ناظر به رابطهی انسان و خداوند بوده و ریشه در عبودیت و خدامحوری دارد. بر اساس مبانی اسلامی، حقالله همان حق خداوند بر بندگان است که در حقیقت بازتاب نظم و ارادهی الهی در جامعهی انسانی است. همانگونه سابق بر این بیان شد، قرآن کریم با تأکید بر اختصاص حاکمیت به خداوند، تصریح بر آن دارد که حق تشریع و تعیین حدود، از آنِ خداست و این حق، پایهی همهی حقوق دیگر به شمار میآید. ضلع دوم، حقوقالناسِ عمومی است؛ یعنی حقوقی که در تعاملات اجتماعی و روابط میان افراد جامعهی اسلامی معنا مییابد. این حقوق ناظر به عدالت اجتماعی، امنیت، نظم عمومی و مصالح امت اسلامی است. ضلع سوم، حق فردی است که در این مرتبه، اشتراکاتی میان اسلام و نظامهای حقوقی غربی وجود دارد؛ مانند حق مالکیت، آزادی انتخاب و مصونیت از تعرض. ترسیم کامل این سهضلعی حقوقی تنها در بستر تمدنی اسلام معنا پیدا میکند، زیرا تمدن اسلامی چارچوبی است که در آن، حق فرد، جامعه و خداوند در تعادل قرار میگیرند. برای مثال، «حفظ حجاب» نهتنها یک تکلیف شرعی، بلکه بهعنوان حقی برای زن مسلمان در جهت صیانت از کرامت الهی او شناخته میشود؛ حقی که علاوه بر بُعد فردی، دارای سویهای تمدنی است، زیرا پاسداری از هویت فرهنگی و اخلاقی امت اسلامی را نیز در بر دارد.
دلیل دوم برای پیششرط بودن نگاه تمدنی در فهم کامل منظومه حقوق ملّت و آزادیهای مشروع آن است که نظریه تمدنی در اندیشه اسلامی، تجلّیگاه تلفیق دوگانههاست؛ دوگانههایی که هرکدام در عین تمایز، در نظام توحیدی به سوی وحدت و تعادل سوق داده میشوند. تمدن اسلامی بهجای آنکه میان عقل و ایمان، یا دین و دنیا شکاف ایجاد کند، آنها را در نسبت متقابل و تکاملی قرار میدهد. در این چارچوب، عقلانیت در پرتو ایمان معنا مییابد و ایمان نیز بدون پشتوانه عقلانیت به خرافه میگراید. عدالت و پیشرفت نه در تعارض، بلکه در امتداد یکدیگرند؛ آزادی و بندگی خدا نیز دو روی یک حقیقتاند؛ آزادی حقیقی در اندیشه اسلامی، رهایی از سلطهی غیر و تسلیم در برابر حق است. دیگر آنکه دوگانههایی چون ملّت و امت، جمهوریت و اسلامیت نیز در نظریه تمدنی اسلام به وحدت میرسند. اسلام نه جمهوریت را نفی میکند و نه اسلامیت را فدای مردمگرایی میسازد؛ بلکه میان حق حاکمیت الهی و نقش اراده مردم توازن برقرار میکند. نظریه تمدنی اسلامی، با جمع عقل و ایمان، عدالت و پیشرفت، و آزادی و عبودیت، بنیانی فراهم میسازد که در آن حقوق ملّت نه صرفاً قانونی، بلکه تمدنی و الهی معنا مییابد و در نتیجه، فهم حقوق ملّت و آزادیهای مشروع در این منظومه تلفیقی، هم از لحاظ معرفتی توجیه میشود و هم از حیث مشروعیت و ضمانت اجرایی، حقانی میگردد.
در جمعبندی، میتوان گفت که قرائت تمدنی، ذات و معناشناسی بحث از حقوق ملّت و آزادیهای مشروع را تحتالشعاع خود قرار میدهد. بدون درک بستر تمدنی، تحلیل حقوق ملّت تنها به سطح قواعد و ساختارهای حقوقی محدود میماند و عمق هویتی، معنوی و تاریخی آن نادیده گرفته میشود. در چارچوب تمدن اسلامی، حقوق ملّت و آزادیهای مشروع نه امری صرفاً قانونی و قراردادی، بلکه نمود روابط انسانی با خداوند، جامعه و خود فرد است و درک آن بدون رجوع به منظومه تمدنی، ناقص و سطحی خواهد بود. به عبارت دیگر، نگاه تمدنی پیششرط فهم کامل و حقانی حقوق ملّت است. در همین راستا، هر گونه مطالعه یا تبیین حقوق ملّت که از دریچه تمدن عبور نکند، توانایی تبیین ارتباط میان آزادی و بندگی، عدالت و پیشرفت، فرد و جامعه و دین و دنیا را نخواهد داشت. از اینرو، قرائت تمدنی نه تنها روش، بلکه الزام معرفتی و فلسفی است که امکان فهم عمیق، تحقق و ضمانت اجرایی حقوق ملّت و آزادیهای مشروع را فراهم میآورد و آنها را در جایگاه واقعی خود در منظومهی اسلامی مستحکم میسازد.
با توجه به مبانی پیشگفته، بررسی حقوق ملّت و آزادیهای مشروع از منظر حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای نهتنها مطلوب، بلکه واجد ضرورتی علمی و تمدنی است. نگاه ایشان به مسئله حقوق ملّت در چارچوبی شکل میگیرد که بر پیوند میان شریعت، عقلانیت، عدالت و هویت اسلامی استوار است؛ نگاهی که صرفاً نظری نیست، بلکه در تجربهی عینیِ حکمرانی اسلامی تجسم یافته است. ویژگی ممتاز اندیشه ایشان در آن است که حقوق ملّت و آزادیهای مشروع را ذیل گفتمان تمدن اسلامی و در پرتو توحید تفسیر میکند؛ به گونهای که آزادی، نه مفهومی رها از ارزش، بلکه «آزادی برخاسته از توحید» است؛ آزادیای که در آن انسان با رهایی از بند سلطههای مادی و نفسانی، به بندگی آگاهانهی خداوند میرسد. از این منظر، حکومت اسلامی نه محدودکننده آزادی، بلکه ساماندهنده و تضمینکننده آزادی توحیدی در چارچوب عدالت و کرامت انسانی است. نگاه جامع، نظاممند و تمدنی رهبر معظم انقلاب در میان متفکران معاصر اسلامی کمنظیر است و هنگامی که این بینش با تجربهی عملی و مدیریتی در عرصه حکمرانی درهم میآمیزد، الگویی بیبدیل برای فهم و تحقق حقوق ملّت و آزادیهای مشروع در منظومهی اسلامی پدید میآورد.
(۱ «به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم» (آیة شریفة ۷۰ سوره مبارکه اسراء)
(۲ «بنده دیگرى مباش که خداوند، تو را آزاد آفرید» (نامه ۳۱ نهجالبلاغه)
(۳ «حکم تنها از آن خداست!» (آیه شریفة ۴۰ سوره مبارکه یوسف / آیه شریفه ۵۷ سوره مبارکه انعام)
(۴ «همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم ... تا مردم به دادگرى برخیزند ...» (آیه شریفه ۲۵ سوره مبارکه حدید)
(۵ «حکمرانى براى تو طعمه نیست، بلکه امانتى است بر عهدهات و از تو خواستهاند دستور مافوق خود (خداوند) را رعایت نمایى.» (نامه ۵ نهجالبلاغه به اشعث بن قیس عامل آذربایجان)
(۶ «اکراهی در دین وجود ندارد.» (آیه شریفه ۲۵۲ سوره مبارکه بقره)
- آزادی به مثابه کرامت انسانی
- اندیشه آرمانی آیتالله نائینی حکومت ولایتیّه بود نه حکومت مشروطه
- «روایت قهرمان بانوان ایرانی»
- روایت کامل دفاع مقدس با شنیدن صدای زنان امکانپذیر است
- همسفر آتش و برف؛ زنی که بار جنگ را بر دوش کشید!
- خانمناز علینژاد؛ زنی که جنگ را خانهبهخانه دوام آورد!
- مرضیه دباغ؛ پرچمدار زن انقلابی در تاریخ ایران
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
طناب غرب و چاه اوکراین

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و پنجاهوچهارمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید ابولفضل نیازمند تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و پنجاهوچهار
سرمقاله
طناب غرب و چاه اوکراین
«غرب و در رأس آن آمریکا به هیچ عنوان قابل اعتماد و اتکا نیست.» درستی این گزاره بارها در طول چند دهه اخیر اثبات شده است. وضعیت امروز اوکراین نیز بار دیگر نمایشی از نتیجه اطاعت و اتکای بیش از حد به غرب به شمار می رود.
اوکراین سالها با این تصور پیش رفت که اتکا به آمریکا و غرب میتواند امنیت این کشور را تضمین کند و آیندهای روشنتر برای آن بسازد، اما واقعیتهای میدانی و سیاسی نشان داد که این اتکا بیش از آنکه پشتوانهای پایدار ایجاد کند، وابستگی شکنندهای تولید کرد. واشنگتن از همان ابتدا اوکراین را بهعنوان بخشی از یک مهندسی ژئوپلیتیکی بزرگتر تعریف و نقش این کشور را در قالب یک سپر فشار علیه رقیب خود روسیه، ترسیم کرد و آن را در مسیر تقابلی قرار داد که هزینههای آن مستقیماً بر دوش مردم اوکراین گذاشته شد.
غرب با وعدههای پرزرقوبرق، کییف را به سمت انتخابهایی سوق داد که در ظاهر استراتژیک جلوه کردند اما در واقعیت، فاقد ضمانتهای عملی و حقوقی بودند و این کشور را در موقعیتی قرار دادند که خروج از آن بسیار دشوار شد. وعده عضویت در ناتو، بستههای امنیتی نمادین و حمایتهای مشروط همه در نهایت مشخص کرد که غرب هرگز قصد نداشت مسئولیت بلندمدت دفاع از اوکراین را بر عهده بگیرد و صرفاً به دنبال افزایش اهرمهای فشار خود در شرق اروپا بود.
اکنون با انتشار طرح ۲۸ مادهای آمریکا، چهره واقعی این سیاست بیش از گذشته آشکار شده است و اوکراین میبیند که همان قدرتی که سالها تشویق به مقاومت و ایستادگی میکرد، اکنون خواستار پذیرش شرایطی شده است که بخش قابلتوجهی از دستاوردهای طرف مقابل را تثبیت میکند و نقش آمریکا را از یک حامی پرصدا به یک بازیگر محاسبهگر و دورنگر تبدیل میکند.
طرحی که بخشهای شرقی و جنوبی اوکراین را عملاً از اختیار کییف خارج میکند، عضویت در ناتو را ممنوع میسازد، ارتش اوکراین را محدود میکند و ضمانتهای امنیتی را به شکلی مشروط ارائه میدهد که با کوچکترین اقدام لغو میشود و نشان میدهد که تعهدات آمریکا نه بر اساس شراکت، بلکه بر اساس مدیریت بحران برای منافع خود تنظیم میشود.
این تغییر لحن و رفتار، نتیجه طبیعی اتکای بیش از اندازه به قدرتی است که منافع خود را بالاتر از هر تعهدی قرار میدهد و در بزنگاههای حساس، اولویّتهایش را بدون توجه به هزینههایی که بر دیگران تحمیل میشود جابجا میکند.
نتیجه این روند آن است که اوکراین بهای اعتماد به غرب را با از دست دادن توان دفاعی، فرسایش اقتصادی، واگذاری اراضی، مهاجرت گسترده و کاهش استقلال سیاسی پرداخت و این تجربه بار دیگر ثابت میکند که امنیت پایدار با وعده قدرتهای خارجی ساخته نمیشود و اتکا به آنها سرانجامی جز فروپاشی و سردرگمی رقم نمیزند.
امروز اوکراین بیش از هر زمان دیگری با واقعیتی مواجه شده است که نشان میدهد اعتماد به غرب نه ثبات ایجاد کرد و نه امنیت ساخت و تنها نتیجهای که تولید کرد، وابستگی، فرسایش و سردرگمی در لحظات سرنوشتساز بود.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
حمله به بیروت و اثبات راهبرد مقاومت

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و پنجاهوپنجمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید امیرعباس جعفرآبادی تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و پنجاهوپنج
سرمقاله
حمله به بیروت و اثبات راهبرد مقاومت
رژیم صهیونی عامل بینظمی منطقهای، این مرتبه با کنار گذاشتن ژستهای اخلاقی بدون هشدار قبلی، امروز دوم آذر ۱۴۰۴ به پایتخت لبنان حمله کرد. حمله به پایتخت و نقض صریح و علنی آتشبس در حالی صورت میگیرد که تمام جریانهای خارجی و حتی بعضی جریانهای داخلی لبنان با توهم اینکه پذیرفتن شروط محور صهیونی-آمریکایی میتواند موجب بازگشت آرامش به لبنان شود در طول یک سال گذشته برای خلع سلاح مقاومت مشغول فشار به حزبالله بودند و هستند. ترور یکشنبه عصر حومه جنوبی بیروت حالا بیش از هر زمان دیگری اثبات میکند که تحلیل راهبردی مقاومت از رفتار دشمن درست بوده، هست و خواهد بود.
مدعیان گزارهی «اگر خلع سلاح، آنگاه صلح و آرامش» زیر تیغ آفتاب مشغول نوشتن توهمات خود روی یخ هستند. جهاد حزبالله محدود به جهاد نظامی نبوده و نیست. همراهی نجیبانهی ساختار قدرتمند مقاومت لبنان - که حتماً قدرت کوتاه کردن دست تجاوز صهیونی را داراست - با برخی جریانهای سیاسی داخلی را میتوان وجه دیگری از جهاد شرافتمندانهی مقاومت ذیل جهاد تبیین تحلیل کرد.
درخواست کلی، بدون مخاطب و بیتأثیر برخی چهرههای ارشد سیاسی لبنان از جمله رئیسجمهور این کشور از جامعهی جهانی - همانهایی که در طول این چند ماه صرفاً تماشاگر نقضهای مکرر آتشبس توسط صهیونیستها در غزه و لبنان بودهاند - حالا دیگر بیش از هر زمان دیگری اثباتکنندهی دستگاه تحلیلی مقاومت است.
مقاومت اسلامی لبنان از ابتدا نه به آتشبس دشمن صهیونی خوشبین بود و نه به مذاکرهکنندگان دشمن آمریکایی. اولی در روی زمین مشغول توسعهطلبی و تجاوز به منافع لبنان است و دومی همان هدف اولی را در ساحت سیاست دنبال میکند. حسب تحلیل اشتباه آمریکاییها، قرار بود جریانهای داخلی لبنان روبروی مقاومت قرار گیرند. سیرهی حزبالله ولو با زخمهایی که از ترور بر پیکرش نشست اما این خدعه را باطل کرد.
مذاکره و رفتوآمدهای دیپلماتیک هرقدر برای مقاومت بیمعنا بود و او در میدان مشغول آمادهسازی خود برای دور بعدی نبرد احتمالی با دشمن صهیونی بود اما برای بعضی جریانهای سیاسی داخلی لبنان فریبنده و دلربا آمد. بااینحال مقاومت با همهی شروط جریانهای داخلی لبنان ازجمله ارتش و دولت همراه شد تا بهانهای به دشمن صهیونی نداده باشد.
حالا دیگر از خورشیدِ میانهی تابستان روشنتر است که دشمن حتی به تعهدی که خودش یک طرف آن بوده پایبند نیست. تنها با زبان قدرت است که میتوان این عامل بینظمیِ منطقهای را مهار کرد. همان گزارهای که نهفقط مقاومت لبنان بلکه تمام جریانهای مقاومت در تمام طول این سالها آن را تکرار کرده و حالا بعد از هفت اکتبر و جنگ سال گذشته لبنان و جنگ ۱۲روزه علیه ایران هنوز هم با قدرت دنبال میکنند. تنها زبان قدرت و زدن ضربه دردناک به دشمن صهیونی است که میتواند او را مجبور به تجدیدنظر در تصمیمهایش کند.
نظمی اگر قرار است در غرب آسیا برقرار شود نه با منطق تحمیلی آمریکا با محوریت رژیم صهیونی بهعنوان عامل بینظمی در منطقه بلکه با مشت قدرتمند مقاومت و تحمیل ارادهاش بر دشمن برقرار خواهد شد. این را ترور یکشنبه عصر جنوب بیروت میگوید.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
آتشبسی که آتشبس نیست

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و پنجاهوششمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید مهدی اکبرینسب تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و پنجاهوشش
سرمقاله
آتشبسی که آتشبس نیست
هیثم علی طباطبائی فرمانده ارشد حزبالله لبنان روز یکشنبه دوم آذرماه در جریان حمله هوایی رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت، همراه با چند نفر از همرزمانش ترور شد و به شهادت رسید.
شهید طباطبائی یکی از برجستهترین فرماندهان میدانی حزبالله بود. او از نسل دوم مؤسسان حزبالله، فرمانده یگان نخبه رضوان و معمار «پرونده جولان» به شمار میرفت. طباطبائی سابقهای طولانی در نبردهای لبنان، سوریه و یمن داشت.
اسرائیل شهید طباطبائی را «رئیس ستاد نظامی حزبالله» توصیف کرده است. این فرمانده ارشد حزبالله چند بار از ترور جان سالم به در برده بود و از سال ۲۰۱۶ در فهرست تروریستی آمریکا قرار داشت. جایگاه او در ساختار فرماندهی مقاومت، این ترور را به یکی از مهمترین رخدادهای امنیتی لبنان تبدیل کرد.
اما اهمیت ماجرا تنها در ترور یک فرمانده برجسته نیست؛ پیام اصلی در زمان، مکان و شیوه عملیات نهفته است. حمله متجاوزانه اسرائیل به عمق ضاحیه جنوبی و هدفگیری مستقیم یکی از فرماندهان کلیدی حزبالله، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که اسرائیل هیچگاه آتشبس را به معنای آرامش و توقف جنگ نمیداند. برای تلآویو، دورههای آتشبس چه در غزه و چه در لبنان بخشی از چرخه عملیات اطلاعاتی و میدانی است که کارایی آن برای رژیم سالهاست به اثبات رسیده است.
تحلیل دادههای میدانی نشان میدهد اسرائیل در دوره آتشبس پس از جنگ غزه و همچنین پس از درگیریها در لبنان، مجموعهای از فعالیتهای اطلاعاتی گسترده را دنبال کرده است. کاهش نسبی شدت درگیریها، فضای روانی آرامش نسبی و محدود شدن اقدامهای تهاجمی، این تصور را ایجاد میکند که تهدید کاهش یافته است، اما برای سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، همین وضعیت بهترین بستر برای بهروزرسانی بانک اهداف، رصد الگوهای تردد، پایش پوششهای حفاظتی و تصحیح مختصات عملیاتی است. ترور هیثم علی طباطبائی دقیقاً محصول چنین روندی است.
الگوی عملیاتی اسرائیل نشان میدهد که این رژیم در دوره آتشبس، شکلی از «نبرد کمصدا» شامل پروازهای مداوم شناسایی، رهگیری ارتباطات، جمعآوری دادههای انسانی از طریق شبکههای محلی و تحلیل تغییر آرایش فرماندهی را فعال نگه میدارد. بنابراین آتشبس در نگاه تلآویو، نه توقف جنگ و درگیری بلکه تغییر مرحله و شیوه تقابل است. بههمین دلیل انتظار پایبندی اسرائیل به آتشبس یک خطای محاسباتی آشکار محسوب میشود.
درسهای عملیات اخیر برای ساختارهای امنیتی و نظامی منطقه روشن است. نخست آنکه تجربه نشان میدهد اسرائیل در دورههای آتشبس بیشترین دستاورد اطلاعاتی را کسب میکند. دوم آنکه اتکا به سکوت ظاهری میدان میتواند موجب کاهش حس تهدید، تداوم روند عادی حفاظتی یا سادهسازی تدابیر امنیتی شود روندی که عملاً به نفع اسرائیل عمل میکند. سوم آنکه همکاری نزدیک آمریکا با اسرائیل در مدیریت دورههای آتشبس، نشان میدهد که این دورهها تحت پوشش سیاسی و امنیتی ویژه طراحی میشوند و نمیتوان آن را یک فرایند خنثی یا بیطرفانه تلقی کرد.
در چنین شرایطی لزوم هوشیاری مستمر برای نهادهای امنیتی و نظامی یک ضرورت راهبردی است. این هوشیاری الزاماً به معنای تشدید دائمی تنش نیست، بلکه مستلزم حفظ سطح پایدار رصد، بازبینی دورهای دستورالعملهای حفاظتی، تقویت پوششهای ارتباطی و توجه ویژه به رفتارشناسی میدانی اسرائیل است. تناقض ظاهری آتشبسها (سکوت بیرونی و پویایی اطلاعاتی درونی) دقیقاً همان چیزی است که رژیم صهیونیستی بر آن تکیه میکند و باید به صورت ساختاری و دائمی پایش و مدیریت شود.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
ایران ای سرای امید

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و پنجاهوهفتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید امیرعلی امینی تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و پنجاهوهفت
سرمقاله
ایران ای سرای امید
سالهاست که هر وقت در ایران حادثهای بزرگ رخ میدهد، اولین واکنشهای اجتماعی از هیئتها بلند میشود. از قبلِ انقلاب که دستگاه شاه و مأموران ساواک پای چارپایه نوحهخوانان بازار میایستادند تا خلاف امر ملوکانه چیزی نخوانند، تا سالهای جنگ که مداحیهای انقلابی سوختِ موشکِ روحیه رزمندگان بود. در سالهای بعد هم که هروقت هرجا نیاز به همدلی ایرانیان بود اول هیئتیها دست به کار میشدند.
همان شب که حاج محمود کریمی «ای ایران» را در میانه روضه حسینیه امام خمینی خواند، معلوم بود داریم وارد فصل تازهای میشویم. ایران فقط خاک غم و شهادت نیست؛ سرزمین ماندن و ایستادن است. مردم زیر لب همراه شدند و عبور کشور از وضعیت خاکستری «نه جنگ نه صلح» را فریاد زدند.
اما هنر فقط در حسینیهها نماند. اهل موسیقی هم خودشان را رساندند؛ هرکدام به رسم و لحن خودشان. یکی با صدای زخمی و مردانه، یکی با لحن گرم جنوبی، دیگری با نغمههایی که نسل جوان دوست دارد و... در کنار آنان طراحان گرافیک و هنرمندان تجسمی هم پای کار آمدند و همه خودجوش و برآمده از فضای اجتماعی و وطندوستی بود، نه محصول یک کمپین سیاسی. پیروزی نیروهای مسلح در میدان و این موج هنری در خیابان و رسانه و گوشیهای مردم، با هم یک کار کردند: جامعه را از حالت تعلیق بیرون کشیدند. انگار از دلِ این صداها یک پیام مشترک بیرون میآمد: زندگی جریان دارد.
هیچ اتاق فکری این همصدایی را طراحی نکرده بود. هرکس از زاویه دید خودش آمد، اما همه روی یک نقطه جمع شدند: ایران. این هماهنگی محصول فطرت جمعی ملّت بود. ملّتی که در لحظه خطر، آتشبهاختیار دور وطن حلقه میزند و وقتی غبار جنگ مینشیند، امیدش را حفظ میکند و به جریان زندگی برمیگردد.
هنر این روزها فقط ایرانِ امروز و دیروز را نمیخواند، لایه جدیدی از هویت ایرانی را هم زنده میکند. همان لایهای که به تعبیر دکتر موسی نجفی، تاریخدان معاصر، بخشی از سهگانه هویت تاریخی ایران است: «ما سه ایران داریم: ایرانِ پانصدساله شیعی، ایرانِ نهصدساله قبل از آن، و ایران چندهزارسالهای که سالها به آن کمالتفات بودیم، اما امروز دوباره دارد زنده میشود.» این رویکرد در تولید جریانی جدید از آثار هنری نیز قابل مشاهده است. رویکردی منطقی و به دور از افراط و تفریط برای بهرهگیری به جا و درست از ریشههای تاریخی که به قوام و دوامِ همبستگی اجتماعی در سطح ملّی کمک میکند، ریشههایی که در کنار اسلام شیعیِ ما، پشتوانه زبان فارسی و بخشی از حافظه تاریخی ماست.
ایران در طول تاریخ بارها زیر حملات سنگین ایستاده؛ از مغول در قرن هفتم، تا تهاجم تیمور، جنگهای طولانی با امپراتوری عثمانی، اشغال جنوب توسط پرتغالیها در قرن شانزدهم، تهاجم روس تزاری در دوره قاجار و اشغال متفقین در ۱۳۲۰. همین الگوی مداومِ بازگشت و بازسازی و رجوع به حافظه تاریخی است که امید را در ایرانیها زنده نگه میدارد.
وقتی شب عاشورا رهبر انقلاب از حاجمحمود کریمی خواستند نسخه جنگ ۱۲روزه «ایران ای سرای امید» خوانده شود، یک حقیقت را یادآوری کردند: امید این سرزمین نه به دست بیرونی است و نه با جنگ خدشهدار میشود؛ ریشهاش در هویت ایرانی-اسلامی است. امسال با خواندن «ایران ای سرای امید» در شام غریبان فاطمیه، این پیام دوباره شنیده شد: ایران خانه امید است.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
بیمزد و منت، پای کار ایران

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و پنجاهوهشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید حسین جعفرآبادی تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و پنجاهوهشت
سرمقاله
بیمزد و منّت، پای کار ایران
در دنیایی بهشدت مادیگرا که همه چیز را با معیار هزینه و سود میسنجد و سعی در تجاریسازی هر چیزی دارد، با پدیدهای در ایران مواجه هستیم که با اطمینان میتوان گفت در هیچکدام از چارچوبها و معیارهای چنین وضعیتی نگنجیده و با چنین تعاریفی، قابل درک و فهم نیست.
این پدیده جمعی ویژگیهایی ممتاز و خاص دارد. برخی از این ویژگیهای شاخص این جمع از این قرار است: مردمی هستند، اهل کار نمایشی نیستند، خستگیناپذیرند، بابت تلاشی که میکنند توقعی از کسی ندارند، خطرپذیر هستند، از فرصتها و ابزارهای احتمالی که در اختیارشان است استفاده شخصی نمیکنند، احساس مسئولیت میکنند، برای حضور در صحنهای که لازم است منتظر فرمان و دستور نیستند، از خود برای دیگران مایه میگذارند، ناامید و بیتفاوت نیستند، اهل یکجانشستن و نق زدن نیستند، یاور و پشتیبان مظلومان و مستضعفان هستند، از دشمن هراسی ندارند و اهل باند و جناح و گروهی هم نیستند.
وقتی گروهی بزرگ در یک کشور دارای چنین ویژگیهایی باشد، بدون شک در بسیاری از بزنگاهها و مقاطعی که لازم باشد، می تواند بسیار مؤثر و کارآمد ظاهر شود. و وقتی آن کشور دشمنان بسیاری داشته باشد، بدون شک چنین جمعی، از سوی دشمنان بسیار مورد غضب و کینه خواهد بود و خواهند کوشید با انواع و اقسام ترفندها آن را تضعیف کرده و به حاشیه برانند. اما مقابله با چنین جمعی آسان هم نیست.
آنان انگیزههای مادی و شخصی ندارند که بتوان آنها را تطمیع کرد. اهل ترس هم نیستند. پس ابزار ارعاب نیز کارایی ندارد. در چنین وضعیتی شاید تنها سلاح باقیمانده علیه این جمع، عملیات روانی و تخریب باشد؛ باید چهره و جایگاه و ماهیت آنان را مخدوش کرد تا مانع گسترش و تداوم آن شد. دشمنان ایران عزیز هم که در هرچه دستوپاچلفتی باشند، در دروغگویی و لجنپراکنی استاد هستند!
اما این راهکار نیز علیرغم صرف بودجههای سنگین و تلاشهای شبانهروزی اثر چندانی نداشته و نخواهد داشت. چرا؟ چون مردم کارنامه و عملکرد این جمع را از ابتدای انقلاب تاکنون دیدهاند؛ در جنگ تحمیلی هشتساله و مقابله با دشمن متجاوز به میهن، در بلایای طبیعی از سیل و زلزله گرفته تا مقابله با آتشسوزیهای وسیع، در حرکتهای بزرگ و ملی که نیاز به نیروی انسانی فراوان داشته مانند طرح ریشهکنی فلج اطفال، در زدودن محرومیت از نقاط دوردست کشور و بسیاری موارد دیگر ازایندست.
مردم دیدهاند که این جمع هرگاه لازم بوده، بیمزدومنت پای کار آمده، سختی و خطر را به جان خریده و حتی از نثار جان خود نیز دریغ نکرده و وقتی هم که وظیفهاش به پایان رسیده، بی توقع و نمایش و گزارش، به خانه و کار خود برگشته است.
امروز پنج آذرماه، سالروز تولد این پدیده اجتماعی و جمع مبتنی بر فرهنگ ایرانی-اسلامی است. جمعی که کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب با تدبیر حکیمانه حضرت امام خمینیرحمهاللهعلیه تشکیل شد چرا که امام معتقد نبود با پیروزی انقلاب، کار مردم تمام شده است. انقلاب اسلامی سال ۵۷ انقلابی مردمی بود و زنده ماندن و به پیش راندن آن نیز منوط به ادامه حضور مردم در صحنه بود. بسیج مولود چنین نگاه و تفکری بود.
دو سال پیش رهبر انقلاب در دیدار بسیجیان فرمودند بسیج یک تفکر و فرهنگ است و بسیجی بودن لزوماً وابسته به ثبتنام و مشارکت سازمانی در فعالیتهای بسیج نیست. هرکس از این فرهنگ برخوردار باشد، بسیجی است. شرایط خاص امروز کشور و لزوم همبستگی ملی در برابر دشمنان این آبوخاک، نیاز به فرهنگ بسیجی را برجستهتر میکند.
در جنگ اخیر دشمن محاسبات خاصی درباره مردم ایران داشت. محاسباتی که یکسره غلط از آب درآمد و نشان داد مردم ایران علیرغم همهی اختلافسلیقهها و تفاوتها، وقتی پای موضوعات کلان و خطیر در میان باشد، «در مقابل قضایای جاری کشور و مؤثّر در آینده کشور بیتفاوت» نیست و متعهد است.
این همبستگی و حساسیت و تعهد را باید گسترش داد و تعمیق کرد. رهبر انقلاب اولین تکلیف از تکالیف هفتگانه را «حفظ اتحاد ملّی» بیان کردهاند و آن را وظیفه تکتک آحاد جامعه دانستند. بیشک امروز یکی از نمودهای اصلی و محوری فرهنگ بسیجی، عمل به این تکلیف است.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد


